مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۴۹۲۱
پانزدهم‌ مرداد 1357 مطابق‌ با اول‌ رمضان‌ بود. پیش از آغاز رمضان، امام‌ خميني، رهبر نهضت، با صدور پیامی، راهبردهای مبارزه را تبیین کردند. از طرف‌ ديگر ساواك‌ نيز با يك‌ بررسي‌ تحليلي‌ از ماه‌ رمضان‌ و امكاناتي‌ كه‌ مي‌تواند در اختيار انقلابيون‌ قرار گيرد، پيش‌بيني‌هاي‌ لازم‌ را نمود و طرح‌هايي‌ را براي‌ مهار بحران‌ تدوين‌ كرد و شوراي‌ هماهنگي‌ استان‌ها مركب‌ از استاندار، رؤساي‌ سازمان‌هاي‌ انتظامي‌ و امنيتي‌، رئيس‌ دادگستري‌ و مديركل‌ اوقاف‌ را مأمور بررسي‌ و اجراي‌ آن‌ نمود. اما با همه‌‌ تلاش‌هاي‌ رژيم‌ حركتي‌ كه‌ آغاز شده‌ بود، سريع‌تر، عميق‌تر و قوي‌تر از آن‌ بود كه‌ با آماده‌باش‌ نيروهاي‌ رژيم‌ از ادامه‌ آن‌ ممانعت‌ به‌ عمل‌ آيد. درگيري‌هاي‌ خونيني‌ از همان‌ شب‌ اول‌ ماه‌ رمضان‌ در نقاط مختلف کشور آغاز شد و تا روز عید فطر مردم استان‌هایی چون اصفهان، شیراز‌، کرمان، یزد، لرستان، قزوین، همدان، خوزستان، قم، مشهد، تهران و ... به طور مستمر با حضور در تظاهرات و مجالس مذهبی، خط مبارزه را پی گرفتند.
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۱ - ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ - 2019May 15

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پانزدهم‌ مرداد 1357 مطابق‌ با اول‌ رمضان‌ بود. پیش از آغاز رمضان، امام‌ خميني، رهبر نهضت، با صدور پیامی، راهبردهای مبارزه را تبیین کردند. امام‌ در اين‌ رهنمودها با تأكيد بر مبدأ نهضت‌ در 15 خرداد، رهبري‌ روحانيت‌، نفي‌ انتخابات‌ رژيم‌، رنگ‌ عوض‌ كردن‌ بعضي‌ از مهره‌هاي‌ رژيم‌، رسيدگي‌ به‌ خانواده‌‌ شهدا، تدوين‌ تاريخ‌ انقلاب‌ اسلامي‌، روشنگري‌ و افشاگري‌ عليه‌ شاه‌ در اين‌ ماه‌، تذکراتی دادند.

از طرف‌ ديگر ساواك‌ نيز با يك‌ بررسي‌ تحليلي‌ از ماه‌ رمضان‌ و امكاناتي‌ كه‌ مي‌تواند در اختيار انقلابيون‌ قرار گيرد، پيش‌بيني‌هاي‌ لازم‌ را نمود و طرح‌هايي‌ را براي‌ مهار بحران‌ تدوين‌ كرد و شوراي‌ هماهنگي‌ استان‌ها مركب‌ از استاندار، رؤساي‌ سازمان‌هاي‌ انتظامي‌ و امنيتي‌، رئيس‌ دادگستري‌ و مديركل‌ اوقاف‌ را مأمور بررسي‌ و اجراي‌ آن‌ نمود.

همچنین ساواك‌ سازمان‌هاي‌ امنيتي‌ و انتظامي‌ را موظف کرد که «به‌ ائمه‌‌ جماعات‌ و وعاظ‌ و بانيان‌ مجلس‌ تذكر و تهديد نمايند، اطلاعات‌ لازم‌ را از انقلابيون‌ كسب‌ كنند، عناصر نفوذي‌ را به‌ داخل‌ مجالس‌ اعزام‌ كنند، از عناصر انقلابي‌ مراقبت‌ به‌ عمل‌ آورند، تظاهرات‌ را كنترل‌ نمايند، روحانيون‌ وابسته‌ به‌ اوقاف‌ را فعال‌ كنند، مسئولين‌ اوقاف‌ خود در مراسم‌ شركت‌ نمايند و ...»[1]

با همه‌‌ تلاش‌هاي‌ رژيم‌ حركتي‌ كه‌ آغاز شده‌ بود، سريع‌تر، عميق‌تر و قوي‌تر از آن‌ بود كه‌ با آماده‌باش‌ نيروهاي‌ رژيم‌ از ادامه‌ آن‌ ممانعت‌ به‌ عمل‌ آيد. درگيري‌هاي‌ خونيني‌ از همان‌ شب‌ اول‌ ماه‌ رمضان‌ در نقاط مختلف کشور آغاز شد و تا پايان‌ رمضان‌ ادامه‌ پيدا كرد.


خیزش مردم اصفهان در ماه رمضان 57

چند روز قبل از شروع ماه مبارک رمضان، با دستگیری آیت‌الله طاهری در اصفهان توسط رژیم پهلوی، مقدمات خیزش سراسری مردم اصفهان در ماه رمضان فراهم شد. آيت‌الله طاهري‌ در نیمه شب دهم مرداد،‌ با نظر شوراي‌ هماهنگي‌ اصفهان‌ در اجراي‌ طرح‌ «خنثي‌سازي‌ روحانيون‌» دستگير و به‌ تهران‌ منتقل‌ شد.

فرداي‌ آن‌ روز مردم‌ حسين‌آباد به‌ خيابان‌ها ريختند و با پليس‌ درگير شدند و يك‌ جوان‌ به‌ نام‌ علي‌ ذاكر به‌ شهادت‌ رسيد و چند نفر در اثر اصابت‌ گلوله‌ زخمي‌ شدند.پس‌ از آن‌ بازاريان‌ اعتصاب‌ كردند و با بستن‌ مغازه‌ها به‌ طرف منزل‌ آيت‌الله خادمي‌ حركت‌ كردند و در آنجا متحصن شدند. آيت‌الله خادمي‌ با صدور اعلاميه‌اي‌ خبر تحصن‌ مردم‌ را به‌ اطلاع‌ همگان رساندند.

امام‌ خميني‌ در اول‌ رمضان‌ (15 مرداد) با صدور اعلاميه‌اي‌ قيام‌ مردم‌ اصفهان‌ را مورد حمايت‌ قرار دادند و فرمودند: «امروز ملت‌ شجاع‌ و به‌پاخاسته‌‌ ايران‌، شاهد موج‌ عظيم‌ ضد شاهي‌ كه‌ بر اثر يكي‌ ديگر از اعتصابات‌ بزرگ‌ اصفهان‌ كه‌ به‌ پشتيباني‌ از روحانيت‌ بيدار و مسئول‌ خود به‌ عنوان‌ اعتراض‌ به‌ اعمال‌ غيرقانوني‌ و انساني‌ رژيم‌ است‌ مي‌باشد. امروز شعار مرگ‌ بر شاه‌ ملي‌ شده‌ و تا برچيده‌ شدن‌ دستگاه‌ ظلم‌ و انقراض‌ دودمان‌ پهلوي‌ جنايتكار ادامه‌ دارد.»[2]

منزل‌ آيت‌الله خادمي‌ به‌ صورت‌ كانون‌ انقلاب‌ در اصفهان‌ درآمد. هر روز بر تعداد متحصنين‌ افزوده‌ مي‌شد. مراسم‌ افطار و سخنراني‌، مجالس‌ ختم‌ سوم‌ و هفتم‌ شهيد علي‌ ذاكري‌، پخش‌ اعلاميه‌، نصب‌ پوستر، عكس‌هاي‌ شهدا، عكس‌هاي‌ انقلابيون‌، كاريكاتورهاي‌ شاه‌، ديوارهاي‌ منزل‌ و كوچه‌ را تزيين‌ كرده‌ بود.

هم‌زمان‌ با تحصن،‌ خيابان‌هاي‌ اصفهان‌ شاهد تظاهرات‌ مردم‌ و زدوخورد خياباني‌ با پليس‌ بود. شديدترين‌ درگيري‌ها پنجشنبه‌ شب‌ (19/5/57) هنگامي‌ بود كه‌ متحصنين‌، منزل‌ آيت‌الله خادمي‌ را ترك‌ مي‌كردند. پليس‌ كه‌ از قبل‌ در خيابان‌هاي‌ نزديك‌ بيت‌ آيت‌الله مستقر شده‌ بود با مردم‌ درگير و زدوخورد آغاز شد و تا صبح‌ ادامه‌ يافت‌. ده‌ها نفر در اين‌ درگيري‌ مورد اصابت‌ گلوله‌ قرار گرفتند. اين‌ تظاهرات‌ فرداي‌ آن‌ شب‌ (جمعه‌) نيز ادامه‌ داشت‌. نيروهاي‌ انتظامي‌ چون‌ نتوانستند شهر را به‌ كنترل‌ خود درآورند از نيروهاي‌ نظامي‌ كمك‌ خواستند و ارتش‌ با تمام‌ تجهيزات‌ وارد صحنه‌ شد و كنترل‌ شهر را به‌ دست‌ گرفت‌. شوراي‌ تأمين‌ استان‌ تشكيل‌ جلسه‌ داد و اعلام‌ حكومت‌ نظامي‌ نمود و اين‌ گونه‌ اولين‌ حكومت‌ نظامي‌ در ماه‌ رمضان‌ در اصفهان‌ برقرار شد.

حجت‌الاسلام حسن روحانی که در تابستان سال 1357 در انگلستان بود، درباره بازتاب وقایع ماه رمضانِ اصفهان در انگلستان می‌گوید: «حوادث‌ اصفهان‌ آن‌ قدر گسترده‌ و شديد بود كه‌ رژيم‌ ناچار شد در اصفهان‌ در همان‌ اوايل‌ ماه‌ رمضان 57‌، حكومت‌ نظامي‌ اعلام‌ كند كه‌ چند روز بعد حكومت‌ نظامي‌ به‌ شهرهاي‌ اطراف‌ اصفهان‌ مثل‌ نجف‌آباد هم‌ گسترش‌ يافت‌ و امام‌ خميني‌ هم‌ درباره‌‌ حوادث‌ اصفهان‌ اعلاميه‌اي‌ صادر كردند. مسئله‌‌ حكومت‌ نظامي‌ اصفهان‌ به‌ صورت‌ وسيع‌ در روزنامه‌هاي‌ آنجا [انگلستان] به‌ ويژه‌ در روزنامه‌‌ گاردين‌، منعكس‌ شده‌ بود و آن‌ را به‌ عنوان‌ نشانه‌‌ تزلزل‌ رژيم‌ شاه‌ تلقي‌ كردند.»


درگيري‌ خونين‌ در شيراز

با فرا رسيدن‌ ماه‌ رمضان‌ در شیراز مساجد رونقي‌ ديگر پيدا كرد. يكي‌ از اين‌ مساجد، مسجد نو بود كه‌ آقاي‌ سيداحمد پيشوا يكي‌ از روحانيون‌ مبارز شيراز در آنجا سخنراني‌ مي‌كرد. اين‌ مسجد از اول‌ ماه‌ رمضان‌ شاهد سخنراني‌هاي‌ ضد رژيم‌ بود كه‌ هر روز منجر به‌ تظاهرات‌ خياباني‌ مي‌شد.

روز 19/5 مطابق‌ با پنجم‌ ماه‌ رمضان‌ بنا به‌ دعوت‌ آيت‌الله شيخ‌بهاءالدين‌ محلاتي‌ براي‌ هم‌دردي‌ با مردم‌ اصفهان‌ و كازرون‌ جمعيت‌ زيادي‌ در مسجد نو تجمع‌ كردند و آقاي‌ سيداحمد پيشوا براي‌ آنها سخنراني‌ كرد. پس‌ از اتمام‌ جلسه‌ شركت‌كنندگان‌ در خيابان‌ها دست‌ به‌ تظاهرات‌ زدند. پليس‌ بر روي‌ آنها آتش‌ گشود و در نتيجه‌ ده‌ها تن‌ از آنان‌ مورد اصابت‌ گلوله‌ قرارگرفتند و تعداد زيادي‌ نيز دستگير شدند. نيروهاي‌ رژيم‌ به‌ مسجد نيز حمله‌ كردند و به‌ ضرب‌ و شتم‌ مردم‌ روزه‌دار پرداختند. روزنامه‌‌ اطلاعات‌ گزارش‌ داد: «در تظاهرات‌ شيراز 3 نفر كشته‌ و عده‌اي‌ مجروح‌ شدند».[3]

به دنبال این جنایت‌ها، علماي‌ شيراز با صدور اطلاعيه‌هايي‌ روز هفتم‌ ماه‌ رمضان‌ را روز عزاي‌ عمومي‌ اعلام‌ كردند. مراجع تقليد قم‌، علماي‌ مشهد و يزد و بعضي‌ شهرستان‌ها هم با صدور اطلاعيه‌هايي‌ اين‌ فاجعه‌ را به‌ يك‌ هيجان‌ ملي‌ تبديل‌ كردند.

به‌ دنبال‌ گسترش‌ تظاهرات‌ و شهادت‌ مردم‌ در شهرهاي‌ شيراز و اصفهان، امام خمینی پيامي‌ خطاب‌ به‌ ملّت‌ ايران‌ فرستادند که در بخشی از آن آمده بود: «جنايات‌ و قتل‌عام‌هايي‌ كه‌ شاه‌ بر آنان‌ تحميل‌ مي‌كند حاصلي‌ جز بدنامي‌ و ننگ‌ براي‌ آنان‌ ندارد». امام‌ در اين‌ پيام‌ شعار استراتژيك‌ مردم‌ را نيز مشخص‌ نمودند و از طلاب‌ و دانشجويان‌ خواستند تا «از هر فرصت‌ استفاده‌ كرده‌ و شعار ضد شاهي‌ را كه‌ شعار اسلام‌ است‌ زنده‌ نگه‌ دارند».


مبارزات مردم تهران با رژیم پهلوی در ماه رمضان 57

در ماه‌ رمضان، ‌نمازهاي‌ جماعات‌ معمولاً بعد از افطار، پاسي‌ از سر شب‌ گذشته‌ برگزار مي‌گرديد و بعد از نماز يكي‌ از وعاظ‌ سخنراني‌ مي‌كرد. محور اين‌ سخنراني‌ها انتقاد از شخص‌ شاه‌، تجليل‌ از امام‌ خميني‌، حكومت‌ اسلامي‌ و جذب‌ نيروهاي‌ نظامي‌ بود و بعد از پايان‌ مراسم‌ مردم‌ به‌ شعار دادن‌ يا تظاهرات‌ خياباني‌ مي‌پرداختند.

فعاليت‌ روحانيون‌ در تهران‌ چشمگيرتر و بيشتر در معرض‌ ديد جهاني‌ بود، لذا ساواك‌ گزارش‌ ويژه‌اي‌ تهيه‌ كرد و نزد مقامات‌ رژيم‌ فرستاد. ساواك‌ در اين‌ گزارش‌ نوشت‌: «در مدت‌ بررسي‌ به‌ ويژه‌ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ تشكيل‌ جلسات‌ مذهبي‌ با شركت‌ چند هزار نفر در دو نوبت‌ در اكثر مساجد تهران‌ (حدود 600 مسجد و حسينيه‌) و در غالب‌ آنان‌ گويندگان‌ مذهبي‌ در پوشش‌ سخنراني‌ مذهبي‌ مردم‌ را به‌ قيام‌ عليه‌ حكومت‌ تشويق‌ و حملاتي‌ به‌ شخص‌ اول‌ مملكت‌ وارد و از خميني‌ پشتيباني‌ [می‌کنند]».

اما بزرگ‌ترین حرکت مردمی در تهران، در عید فطر رخ داد به طوری که حیرت سفیر انگلیس را برانگیخت. آنتونی پارسونز درباره حضور عظیم مردم تهران در این تظاهرات می‌گوید: «اين تظاهرات با چنان نظمي از سوي رهبران مذهبي سامان داده شده بود که دولت احتمالاً بسيار به آن رشک برده است. تظاهرکنندگان مخالف و دشمنِ رژيم بودند، اما در نهايت آرامش حرکت مي‌کردند. آنها با سربازان روابط دوستانه‌اي آغاز نموده و براي اولين‌بار در لوله‌‌ تفنگ‌شان گل مي‌گذاشتند. در اين تظاهرات حادثه‌اي رخ نداد ولي با اين تظاهرات عظيم مردمي، زنگ خطر براي ژنرال‌هاي نظامي به صدا درآمده و آنها نگران روحيه‌‌ سربازان در خيابان‌ها شدند.»[4]

سفیر آمریکا در ایران نیز، حیرت خود از این تظاهرات را اینگونه بیان کرد: «اين راهپيمايي نمايش عجيب قدرت سياسي مخالفان مذهبي رژيم بود. مأموران و ناظران ما كه براي گزارش مشاهدات خود در سفارت جمع شده بودند متفق القول بودند كه يك سازمان مجهز و مجرب اين راهپيمايي را سازمان داده است... نظم و سازمان اين راهپيمايي در عين حال كه موجب حيرت و شگفتي ما شده بود اين واقعيت را هم آشكار ساخت كه ما تشكيلات و فعاليت مخالفان را دست‌كم گرفته‌ايم.»[5]


فعالیت‌های مبارزاتی طلاب یزد در ماه رمضان 1357

فعالیت‌های مبارزاتی در ماه رمضان سال 1357 در یزد نیز با پیشاهنگی روحانیون رخ داد. در ابتدای این ماه، ساواک از تحرکات طلاب خبر داد که با راهبری آیت‌الله شهید صدوقی، به شهرها و روستاهای دور و نزدیک سفر می‌کردند و به افشاگری علیه رژیم پهلوی می‌پرداختند.

در این رابطه، ضد اطلاعات ژاندارمری یزد در گزارشی به ساواک این استان در 16 شهریور 1357 درباره فعالیت‌های طلاب یزدی در ماه رمضان آن سال چنین نوشت: «موضوع: آیت‌الله حاج محمد صدوقی

خبر رسیده گویاست از اول ماه رمضان سال جاری، نامبرده بالا حدود 20 نفر طلبه را با یک دستگاه مینی‌بوس به بهاباد اعزام و هر یک از طلبه‌های مورد نظر در روستاهای بهاباد اقدام به تبلیغات مضره و ضد میهنی نموده و اهالی را به بلوا و شورش تحریک می‌نمایند.»

بدین ترتیب طلاب با سفر به نقاط مختلف استان یزد و سخنرانی برای مردم، نقش پررنگی در مبارزات ماه رمضان آن سال بر عهده داشتند.


سخنرانی‌های پرشور روحانیون مبارزِ ارومیه در ماه رمضان

ارومیه یکی دیگر از کانون‌های مبارزاتی بود که در رمضان 1357 با توجه به حضور روحانیونی چون آیت‌الله سیدعلی‌اصغرناظم‌زاده‌ قمی نقش فعالی در نهضت اسلامی ایفا کرد. به دنبال پیام امام خمینی در 5 مرداد 1357 و در آستانه ماه مبارک رمضان، ائمه جماعت در سراسر کشور وظیفه یافتند «گویندگانی را دعوت نمایند که معتقد و علاقه‌مند به نهضت اسلامی و با هدفی اصیل، روشنگری مردم را بر عهده گیرند.» از همین رو روحانیونی از قم و تهران برای روشنگری و تبلیغ نهضت اسلامی به ارومیه دعوت شدند.

از جمله روحانیونی که به ارومیه دعوت شد، آیت‌الله سید علی‌اصغر ناظم‌زاده‌ بود. ساواک که نسبت به ورود روحانیون مدعو حساسیت خاصی داشت، از بدو استقرار او در مسجد لطفعلی خان، رفتار وی را تحت نظر قرار داد. در گزارش ساواک درباره‌ فعالیت‌های آیت‌الله ناظم زاده در رمضان 57 و متعاقب آن دستگیری و تبعید او از ارومیه آمده است: «... چون تذکرات داده شده درباره روحانی مذکور مؤثر واقع نگردید و از طرفی احتمال داده شده که سخنرانی‌های تحریک آمیز وی موجب تهییج افکار متعصبین مذهبی و در نتیجه منجر به انجام تظاهرات اخلال‌گرانه از ناحیه افراطیون مذهبی گردد، لذا در مورخه 22مرداد 57 نامبرده از طریقی شهربانی رضائیه احضار و به وی تفهیم گردیده که اقامتش در منطقه از لحاظ امنیتی به مصلحت نمی‌باشد. به دنبال موضوع فوق، ناظم زاده در ساعت۲۰شب مذکور، با یک دستگاه اتومبیل، رضائیه را در معیت دو نفر از مأموران ژاندارمری به قصد قم ترک نمود.»

اما بازداشت و اخراج وی خللی در مسیر مبارزات مردم ارومیه نداشت. چنانکه حجت‌الاسلام والمسلمين مولودي مي‌گويد: «دستگيري و تبعيد او از اروميه باعث نگراني روحانيون شد... لذا روحانيون اروميه در جلسه‌اي تصميم گرفتند تا خود به بيان حقايق درباره‌ اقدامات رژيم بپردازند و به تعبيري انقلابي سخنراني نمايند.» به گفته آيت‌الله سيد‌علياكبر قرهباغي: «همه‌ آقايان معتقد به مبارزه و برنامه‌ريزي براي ادامه‌ حركت بودند... [لذا تصمیم گرفتند] در ماه مبارك رمضان، تمام اهل منبر، مردم را تشويق كنند كه تنها در يك مسجد بزرگ برنامه باشد و اجتماع باشكوهي تشكيل شود. ... در ماه مبارك رمضان، همه‌ اهل علم طبق تصميم قبلي، مردم را به يك مسجد نسبتاً بزرگ هدايت مي‌كردند و هر شب يك سخنران برنامه اجرا مي‌كرد و بسيار حركت سازنده‌اي بود. مردم فراواني از شهرها و روستاهاي اطراف در اين اجتماع شركت ميكردند.»

بدین ترتیب در ماه مبارک رمضان 57 همه روزه مجلس سخنراني در مسجد اعظم برقرار بود و در هر روز و بعد از نماز مغرب و عشا و در آخر شب سخنراني‌ها ايراد مي‌شد و همه روحانيون در آن مجلس شركت مي‌كردند.[6]


هجوم ماموران رژیم به مردم روزه‌دار لرستان

در لرستان نیز در همان نیمه اول ماه مبارک رمضان نیروهای رژیم پهلوی با حمله به اجتماع مردم روزه‌دار لرستان، ضمن ضرب و شتم آنها سه نفر به نام‌های حمید قربانی‌نسب، احمد رفیع‌پور و علی گودرزی را به شهادت رساند.

منابع ساواک رویداد آن روز را چنین گزارش می‌دهند: «پس از دستگیری عناصر مزبور از جمله شیخ مهدی قاضی... عده‌ای از عناصر اخلالگر و آشوب‌طلب... جلوی مسجد علوی اجتماع [کردند] و پس از دادن شعارهای ضد ملی و اسائه ادب به کد 66 [منظور محمدرضا پهلوی است] و زنده باد خمینی، خواستار آزادی شیخ مهدی قاضی و دیگر روحانیون دستگیر شده بودند. ضمن آن به اخطارهای پلیس وقعی نگذارده و بنا به گزارش شهربانی استان با سنگ و چوب در مقابل تیراندازی ماموران مقاومت [کردند] و ماموران شهربانی به ناچار مبادرت به تیراندازی هوایی نموده و اخلالگران حدود سه الی چهار ساعت با ماموران درگیر [شدند.] در نتیجه در این واقعه... سه نفر از اخلال‌گران کشته و چند نفر از ماموران پلیس از جمله یک افسر مجروح بستری گردیده‌اند.»


تقابل مردم سبزوار با رژیم پهلوی در رمضان 57

ماه رمضان سال 1357 با سال‌هاي قبل بسيار متفاوت بود. شور و اشتياق مردم براي حضور در مساجد و تکايا بيشتر شده بود. با نزديک‌شدن به شب‌هاي احياء حضور جمعيت چنان گسترده بود که برخي به‌علت كمبود جا مجبور مي‌شدند در خيابان تجمع کنند. در يکي از شب‌هاي احياء پس از پايان سخنراني، مردم شعار «مرگ بر شاه» سر دادند؛ بنابراين نيروهاي شهرباني به‌سرعت خود را به حسينيه رساندند و با ضرب‌وشتم توانستند جمعيت را متفرق كنند. اما با نزديک‌شدن به پايان ماه رمضان روحانيان که همواره منتظر فرصت مناسبي بودند، تصميم گرفتند پس از اقامه‌ نماز عيد فطر در مسجد جامع، در خيابان‌ها به تظاهرات بپردازند.

ساعت هشت و نيم صبح روز سيزدهم شهريور، مصادف با روز عيد فطر پس از اقامه‌ نماز در مسجد جامع، شيخ احمد سخنور براي ايراد سخنراني به بالاي منبر رفت. اين درحالي بود مأموران شهرباني خيابان بيهق و ديگر خيابان‌هاي اطراف مسجد را محاصره كرده بودند. سخنور بالای منبر گفت: رژيم با اقداماتي كه مرتكب‌ شده عيدي براي مسلمانان باقي نگذاشته است. سپس به تبیین جنایت‌های رژیم در ماه رمضان در شهرهای مختلف پرداخت.

با پايان‌يافتن سخنراني، 2 هزار نفر از مردم سبزوار که قلب­شان پر از نفرت و کينه از اقدام‌هاي رژيم شده بود، به‌طور خودجوش پس از خروج از مسجد، درحالي‌که عکس‌هايي از امام را در دست داشتند، در مسير خيابان بيهق به حرکت درآمدند. آنان با سردادن شعارهاي مذهبي