مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۵۱۳۷
انتشار برای نخستین‌بار
س از برملا شدن جزئیات عملیات مهندسی و شکنجه‌گری سازمان مجاهدین خلق، شهید سیداسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران در یکی از سخنرانی‌های مهم خود پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران در روز 26 مردادماه 1363، به بررسی این جنایت پرداخت. وی همچنین از عملکرد دادستانی، گزارشی ارائه نمود و به شبهات شکنجه در زندان‌های جمهوری اسلامی و اتهام نقض حقوق بشر پاسخ داد.
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۵ - ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ - 2019August 21

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ پس از برملا شدن جزئیات عملیات مهندسی و شکنجهگری سازمان مجاهدین خلق، شهید سیداسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران در یکی از سخنرانیهای مهم خود پیش از خطبههای نماز جمعه تهران در روز 26 مردادماه 1363، به بررسی این جنایت پرداخت. وی همچنین از عملکرد دادستانی گزارشی ارائه نمود و به شبهات و اتهام نقض حقوق بشر پاسخ داد. 

متن زیر سخنرانی شهید لاجوردی است که عیناً از نوار جلسه پیاده شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم

اعُوْذُ بِاْللهِ مِنَ الشَّیطانِ اْلرَّجیم

«فَمَا لَكُمْ فِی الْمُنَافِقِینَ فِئَتَینِ وَاللهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِیدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللهُ وَمَن یضْلِلِ اللهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِیلاً»

«اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاتَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَن یغْفِرَ اللهُ لَهُم...»

انقلاب شکوهمند اسلامی ما که تداوم حرکت بحق انبیا و اوصیاست، همانگونه که حرکت انبیا دشمنان فراوان داشت، انقلاب اسلامی ما هم میبایست دشمنان فراوانی داشته باشد. این دشمنان اعم از دشمنان خارجی و داخلی است. شما در صحنه بینالمللی به خوبی شاهد و ناظر هستید که اربابان زر و زور و استکبار جهانی چگونه در برابر حرکت بحق و مظلوم الهی ما موضع گرفتند. هر کدام جنایتکارترند، دشمنیشان با انقلاب اسلامی ما بیشتر است. دو جهانخوار شرق و غرب، امپریالیسم آمریکا و سوسیال امپریالیسم شوروی در برابر حرکت اسلامی ما سخت در تلاشاند تا بتوانند این حرکت الهی را از بین ببرند یا به (...) بکشانند. برای این منظور به عناوین مختلف عمل میکنند. گاهی سگ زنجیری آمریکا و شوروی یا طفل نامشروع هر دو به نام صدام را به جان جمهوری انقلاب اسلامی میاندازند و گاهی ایادی داخلیشان را تا در برابر این نظام الهی صفآرایی کند. اما بحمدالله از آنجا که این حرکت بر پایههای اصیل اجتماعی یعنی خواستهای اساسی مردم استوار است، هرچه آنها بیشتر تلاش میکنند، کمتر نتیجه میگیرند و هرچه تلاش در تضعیف این جمهوری عزیز میکنند، نتایجی که به دست آنها میرسد، درست عکس آن چیزی است که انتظارش را داشتند و به خاطر آن حرکت کردند. شما میبینید صدام به خیال خام خودش تصور میکرد در ظرف کمتر از یک ماه ایران را تصرف میکند یا بخشی از ایران را به زیر سلطه خودش درمیآورد، اما با همه فشارهای بینالمللی و با همه کارشکنیهایی که در سطح جهان علیه جمهوری اسلامی ایران میشود شما میبینید که ما روزبهروز قویتر و ظفرمندتر خواهیم بود.

همچنین در بخش داخلی [همین طور است.] از همان فردای پیروزی انقلاب، گروهکهای مرتد و محارب و ضدخدا و ضدبشر به جان جمهوری اسلامی میافتند. شما درست از روز 23 بهمن یا همان روز 22 بهمن در کردستان شاهدید که این گروهکهای ضدخدا چگونه با مردم مسلمان در ستیز افتادند. همانها که عمری به حمایت از شاه یا به حمایت از اربابان شاه برخاسته بودند، بلافاصله در کردستان مظلوم شروع به توطئه میکنند و تصمیم دارند نگذارند جمهوری اسلامی پا بگیرد و این حرکتهای ضدخدایی و ضدبشری تا به امروز همچنان ادامه پیدا میکند. اما شما میدانید که با ید پرتوان امت حزبالله یکی پس از دیگری به گورستان فرستاده میشوند.

بنا بر مسئولیتی که بر عهدهام هست، برادران خواستند که من بخشی از عملکرد دادستانی را در طول این چند سال خدمت شما عرض کنم که من اگر بخواهم گزارشی به مردم قهرمان و عزیزمان بدهم، شاید ساعتهای متمادی نیاز داشته باشد و اگر من بخواهم فقط تیتروار حرکت برادران عزیزی که در دادستانی انقلاب اسلامی گمنامترین، پرکارترین و مظلومترین افراد این مملکت را تشکیل دادند، برای شما در یک جزوه بنویسم، چهبسا احتیاج به یک کتاب 500 صفحهای بشود. من فقط بخواهم تیتر مطالبی را که این برادران آنجا از خودشان ابراز داشتند و آنچنان ضربه بر دشمن زدند که عقول همهی افرادی که بر مبنای مادیات میاندیشند، همه را متحیر خواهد کرد.

شما دیشب ناظر مصاحبه یک یا دو نفر از خبیثترین افراد این جامعه، دو شکنجهگر روسفیدکن ساواک و آمریکا و شوروی و روسفیدکن مغول و روسفیدکن هیتلر را دیدید. شما خود ناظر بودید که این جنایتکاران چگونه بر امت حزبالله ستم میکنند. ما در طول تاریخ بشریت نظیر اینچنین جنایاتی را نداریم. من در جمع برادران کمیته عرض کردم؛ ما دهها سال با ساواک برخورد داشتیم -یعنی حدود 15 سال- به جان همهتان سوگند ساواک یک سرِ سوزن از این اعمالی که اینها با این کیفیت انجام میدهند را مرتکب نشده بود. این گوشهای از جنایات این سازمان از خدا بیخبر بود که شما دیشب دیدید. من اگر جریاناتی که در خانههایی تیمی اینها میگذرد و حرکاتی که اینها علیه مردم حزبالله هنگامی که اینها را به دست میآوردند، کردند برای شما بگویم مو بر بدتان راست خواهد شد. این برخورد این جنایتپیشگان با برادران حزباللهی ما [است] که من یک گوشهای از قساوت قلب اینها را برای شما بگویم؛ یکی از برادران عزیز حزباللهیمان در مجلس ختم همین سه برادر پاسدار شهید نقل میکرد که «خواهرزن من از خارج زنگ میزند و به خانم من فحاشی میکند، چون خانم من یک حزباللهی است. بعد خانم من به او گفت که آخر شماها خجالت نمیکشید؟ این سه برادر پاسدار و آن برادر کفاشی را که شما شکنجه کردید، این جنایاتی که شما کردید در طول تاریخ بشریت سابقه دارد؟ چرا اینقدر بیشرم و بیحیائید؟ گفته بود اینكه چیزی نیست! ما خواستیم گوشهای از برخوردهایمان را به شما نشان بدهیم تا متوجه بشوید که ما میتوانیم بکنیم!» ببینید یک زن و این مقدار قساوت قلب! همین جریان را بهرام [مهران اصدقی] دیروز توی مصاحبهاش برایتان گفت. تقی [مسعود قربانی] میگوید اگر ما موفق نشدیم اطلاعات بگیریم، به منظور اصلیمان که انتقام باشد رسیدیم یا میگوید ما اینها را در خیابان رها بکنیم و رویشان کوکتلمولوتف بیندازیم تا پاسداران بفهمند ما با دشمنانمان چه میکنیم. دشمن جمهوری اسلامی یک چنین افراد پلیدی هستند؛ آن از رقت قلب آن زن، این هم از اعمال جنایتبارانه این اعضایشان!

آن وقت در مقابل این شکنجهها، در مقابل این برخوردها، همان تروریستهایی که شما گاهاً از تلویزیون مصاحبههایشان را نظاره میکنید، الان توی زندان اوین یا مشغول والیبالاند، یا مشغول فوتبالاند، یا مشغول پینگپونگاند، یا توی استخر دارند شنا میکنند. من اگر مسائل رفاهی که برای زندانیان فراهم کردیم برای شما بگویم، به قطع و یقین میدانم هیچ کدام از شما در طول زندگیتان از یکدهم آن هم برخوردار نبودید؛ تازه آنهایی که در سطح بالایی از [رفاه] زندگی میکنند. من یک گوشهای از مسائل رفاهی اینها را برای شما بگویم: ما در زندان اوین از زمان ساواک دوتا استخر متروکه داشتیم. اینها را بازسازی کردیم و چهار استخر شنا برای اینها احداث کردیم که این آقایان خستگی ترورها و جنایاتشان توی زندان در برود. از این 6 استخر، 5تایش برای شنا استفاده میشود و یکیش تزئینی است. روزهای جمعه که فرصتی داشته باشیم، مثلاً منظور امروز پیش نیاید و کار خاصی پیش نیاید، اینها را به پیکنیک میبریم. دو هفته قبل اینها را به دریاچهی تار برده بودیم. سد لتیان میروند، در کاخها میبریم، توی باغهای مصفا در خارج از زندان، استادیوم صدهزارنفره، استخر و پینگپونگ و فوتبال و والیبال توی مجموعه ورزشی یا توی محوطه باغ اوین که بعضی از برادران میدانند یک محوطه جنگلی عظیم است و جای بسیار مصفا و باصفایی است. ما میخواستیم دخترخانمها را بیرون ببریم، چون دیدیم اینها دخترند و باید پاسدار مرد باشد و ما این امکان را نداریم که اینها را کاملاً مراقبت بکنیم، روزهای جمعه اینها توی این جنگل اوین میآیند و لابهلای این درختها استراحت میکنند. مسائل آموزشی که ما برای اینها ترتیب دادیم، در هر اتاقی که مثلاً 20 نفر زندگی میکنند یک تلویزیون اختصاصی وجود دارد، یک بلندگوی رادیو هست، ضبط صوت دارند، نوار دارند، برنامههای آموزشی از طریق ویدئو هست. زندان اوین یک شبکهی آموزشی اختصاصی دارد که از ساعت 9 صبح تا 12 برای اینها برنامهی مستقیم پخش میکند که مردم تهران، تلویزیونهایی که یو.اف.اچ دارد اگر روی کانال 8 تنظیم بکنند آن برنامه را خواهند دید. هر روز از ساعت 9 تا 12 این کانال اختصاصی برای آنها برنامه آموزشی پخش میکند. چون در هر اتاق یک تلویزیون وجود دارد، علاوه بر این اینها از شبکهی سراسری تلویزیون هم کمال استفاده را میتوانند بکنند. برای اینها معلم اختصاصی داریم که داخل زندان میرود و با آنها برخورد حضوری دارد. ما از مسئولین مملکت خواهش میکنیم به مناسبتهای مختلف به زندان میآیند و برای اینها سخنرانی میکنند که شاید شما کمتر این توفیق را داشته باشید. هر شب جمعه توی حسینیهی زندان اوین برای آنها دعای کمیل برقرار میشود. در تمام اعیاد مذهبی اینها جشن و سرور دارند، سرودخوانی دارند و ما زمینهی برنامههای آموزشیمان این است که اینها را به نماز جمعه بیاوریم. شما اکثراً دیدید و نظاره کردید که هر زمان که باز فرصت هست، جمعههایی که من میتوانم فرصت داشته باشم، [اینها] یا به نماز جمعه برده میشوند یا به پیکنیک و تفریح. روزهای عید قربان و عید فطر الزاماً به نماز عید میآیند. حرم حضرت معصومه(س) مشرف میشوند، به [حرم] حضرت عبدالعظیم(ع) میروند، به مزار شهدا و بهشت زهرا(س) میروند، هر کدام پدرشان فوت میکند به قبر پدرش برای فاتحهخوانی میرود، مادرش مریض میشود به خانه برای عیادتش میرود. انواع و اقسام رفاهها و آسایشها برای چه کسانی؟ برای همین کسانی که شما از تلویزیون مشاهده میکنید.

شما یکسری مصاحبه را انشاءالله در آتیه مشاهده خواهید کرد که اینها هرکدامشان 9، 10، بعضیها 48 ترور دارند. شما در آتیه خواهید دید، اینها مصاحبههایشان را کردهاند. اینها یکسری مسائلی توی خانههای تیمی دارند که ما گفتیم گوشهایاش را برای شماها از زبان خودشان بگویند. شما اینها را خواهید دید. بعد آنها همان روز که مصاحبه میکردند، مأمورش آمد به من گفت که الان استخر خالی است، اینها میتوانند بروند توی استخر شنا کنند؟ بلافاصله از توی مصاحبه بلند میشوند میروند توی استخر. بعد از گفتن آن جنایات 48 تا ترور، بلند میشود میرود توی استخر شروع به آبتنی میکند! برخورد ما با اینها اینچنین و برخورد آنها با ما اینچنین!

بعد در مسائل کار: چند نفرشان بعضی از میهمانان خارجی ما آمده بودند با اینها مصاحبه میکردند. میگفت تو چگونه اینجا کار میکنی؟ میگفت کاری را که من بیرون ظرف 5 سال امکان نداشت یاد بگیرم، اینجا ظرف 6 ماه یاد گرفتم. ما دستگاههای تراشی را که از لای زرورق باز کردیم، در اختیار بیتجربهترین زندانی داریم میگذاریم، چون آموزش است. آموزش (...) یکی از برنامههایمان برای زندان است. بیتجربهترین آدمها پای نادرترین دستگاههایی که از لای زرورق باز شده و انواع و اقسام امکانات در اختیارش گذاشتهاند که برای شما مردم حزبالله بیرون قطعاً یک (...) امکانپذیر نیست. آنوقت در همین مسائل کار، ما 40 رشته کار در کارگاههای زندانهایمان برای اینها ایجاد کردیم. آدمی بدون تجربه، بدون کوچکترین اطلاع نسبت به مسائل فنی، در طول 6 ماه تا یک سال یک آدم صددرصد فنی - اگر انشاءالله درست هم بشود- تحویل جامعه میدهیم. برخوردی است که ما تاکنون با زندانیانمان توی زندانها داشتیم.

آنوقت متقابلاً [اینها با ما چطور برخورد میکنند.] دیروز توی همین مجلات و نشریات سازمان منافقین که این خبرنگاران خارجی آمده بودند یک فیلمی از شنای اینها برداشته بودند در دنیای غرب بردند و پخش کردند، آن رهبر ملعون خبیثشان توی یک مصاحبه یا توی یک مقالهای توی نشریهشان اینچنین نوشته بود که این استخری که اینها دم از آن میزنند، همان استخری است که هزاران مجاهد را در آنجا شهید میکردند و خونهای دلمهشدهی توی این استخر پر است! ببینید وقتی دروغ هم میگویند چگونه دروغ میگویند. یک استخری که یکمیلیون لیتر آب میگیرد، نوشته جایش یکمیلیون لیتر خون دلمهشده هست! این فکر نمیکند که اگر یکمیلیون لیتر خون دلمهشده باشد، تمام دنیا را بوی تعفن برمیدارد و من نمیدانم اینها چقدر از خدا بیخبرند! خب اینها را ما برای زندانیان خواهیم گفت و آنها هم به ریش اینها میخندند. همان موقع که توی استخر است، برایش میخوانیم و میگوییم ببین داری توی استخری که دلمه خون است شنا میکنی؛ این هم گفته رهبرت، مسعود رجوی!

بعد حمایتهای بینالمللی از اینها و کارشکنیهای بینالمللی علیه ما: من اینجا چندتا نمونه [بگویم.] همین صبح که میخواستم بیایم این نشریهی مجاهد روی میزم بود، این چندتا را علامت زدم از رویش برای شما بخوانم. دقت کنید چه کسانی حامیان اینها هستند. این را توی نشریهی مجاهد نوشتهاند:

«روز چهارشنبه گذشته، 30 خرداد آقای لرد مکنرنماینده دائمی مجلس اعیان انگلستان با برادر مجاهد مسعود رجوی دیدار و گفتوگو کرد. لرد مکنر یکی از سخنگویان حزب لیبرال انگلستان در مجلس اعیان و یکی از نمایندگان انگلستان در شورای اروپا و معاون گروه لیبرال در مجمع پارلمانی این شورا میباشد. وی و 26 تن دیگر از نمایندگان شورای اروپا به هنگام تشکیل اجلاس این شورا در استراسبورگ فرانسه بیانیهای در تأیید شورای ملی مقاومت صادر نمودند که در مجاهد شماره 203 منعکس گردیده است. (حامیانشان را میبینید که کیها شورای ملی مقاومت را تأیید میکنند؟) همچنین در تاریخ 29/2 به همراه لرد ترووف رئیس حزب لیبرال انگلستان، لرد بیمونت رئیس سابق این حزب و آلستر گراهام دبیرکل اتحادیه کارکنان بخش دولتی و عمومی طی اطلاعیهای سرکوب خونین 30 خرداد را محکوم کردند و از مجاهدین حمایت کردند و گفتند برخورد 30 خرداد از طرف جمهوری اسلامی نقض مستمر حقوق بشر است. (اگر ما جلوی آن همه کشتار را گرفتیم نقض حقوق بشر کردیم. از نظر این آقای انگلیسی حقوق بشر آن زمان نقض نمیشد که سازمان منافقین بقیه حزباللهی را هم قتلعام میکرد!) در پایان این ملاقات لرد مکنر پیشنهاد کرد که از طریق تشکیل گروههای پارلمانی در مجلس انگلستان از مقاومت ایران حمایتهای فعالتری به عمل آید (تصمیم گرفتند از شورای ملی مقاومت حمایتهای بیشتری بکنند). مسئول شورای ملی مقاومت هم ضمن استقبال از این پیشنهاد از تلاشهای وی در این زمینه تشکر کرد. (آنها تصمیم گرفتند انگلستان از شورای ملی مقاومت حمایت بکند، آقای مسعود رجوی هم از این پیشنهاد استقبال و تشکر کرد.)»

سخنرانی سناتور آمریکایی ویلیام پراکسمایر در مجلس سنا:

«روز دوشنبه گذشته 25 خرداد سناتور ویلیام پراکسمایر از حزب دموکرات آمریکا به مناسبت سالگرد 30 خرداد سخنانی در مجلس سنای آمریکا ایراد کرد که ذیلا از نظرتان میگذرد... به همین خاطر 20 ژوئن به عنوان روز شهدا و زندانیان سیاسی ایران اعلام شد. (جریان روز 30 خرداد را نقل میکند) در مقابل نقضهای غمانگیز حقوق بشر به وسیلهی رژیم خمینی مقاومت ایرانی تحت رهبری سازمان مجاهدین خلق ایران رشد پیدا کرده. سازمان مجاهدین با قرار گرفتن در محور مقاومت سراسری، شورای ملی مقاومت را تأسیس کرد و تمام نیروهای ملیگرا، مردمی و مترقی ایران را برای پیوستن به آن شورا دعوت کرد. مبارزهی مردم ایران (منظورش همین مبارزهای است که منافقین الان کردند) مبارزه برای تأمین حقوق بشر و استقلال است. (شما مبارزهشان را دیدید دیگر. دیشب از تلویزیون یک گوشهای از این مبارزه را دیدید. این برای تأمین حقوق بشر است! حقوق بشر از نظر آمریکا بیش از این نخواهد بود.) آقای رئیس همانطور که میدانید مرز میان نقض حقوق بشر در ابعاد وسیع و کشتار، یک مرز بسیار باریکی است. این بسیار مهم است که ایالات متحده دستان خود را در اعتراض برعلیه اینگونه رفتارهای غیرانسانی نسبت به بشر قویتر کند. (برای اینكه سازمان را برعلیه ما تحریک کند، صریحاً میگوید ما باید دستانمان قویتر برای حمایت از سازمان منافقین بشود. کی میگوید؟ سناتور آمریکایی ویلیام  پراکسمایر.)»

این از شماره 209 [نشریه مجاهد]. باز هم از شماره 209 قسمتهایی از پیام آقای پرن میچل، نماینده کنگرهی آمریکا از ایالت مریلند. دقت کنید یک نمایندهی کنگرهی آمریکا به رجوی چه میگوید:

«آقای رجوی عزیز، شما داخل کشور برای برپایی یک جامعهی عادلانه، دموکراتیک و چندحزبی در ایران میجنگید و در سراسر جهان اهداف و آرمانهایتان حمایتها را به خود جلب میکند.»

دیگر صراحت از این بیشتر؟! آمریکا تصمیم قطعی به حمایت از این سازمان گرفته. چیزهایی است که خودشان نوشتهاند! ما اینها را از نشریهی مجاهد برای شما نقل میکنیم تا قویترین سند باشد و درک بکنید دشمنان شما کیانند و این بچههایی که گول اینها را با شعارهای فریبنده ضدامپریالیستی میخورند، [ببینند اینها] چگونه در دامن خود امپریالیسماند. باز نوشتهی قسمتهایی از پیام آقای جان جوزف موکلی، نمایندهی کنگره آمریکا از ایالت ماساچوست. باز نوشتهی قسمتی از پیام آقای جیمز شانون، نمایندهی کنگره آمریکا باز از همان ایالت. ایشان هم نوشته:

«آقای رجوی عزیز، من گرمترین درودها و حمایتها را برایتان میفرستم. من خیلی خوشوقتم که برای گرامیداشت این سالگرد مهم (یعنی 30 خرداد) برای اپوزیسیون ایران به دوستان زیاد شما بپیوندم (ایشان هم [ابراز] علاقه کرده بیاید عضو سازمان بشود، هوادار سازمان بشود!) و شما را در استمرار مبارزه تا زمانی که صلح و دموکراسی در ایران به وجود بیاید تشویق کنم. ارادتمند شما، جیمز ام. شانون»

اینها شاید حدود 20 صفحه در این نشریه شماره 209 از غربیها که خونآشامترین نظامها را دارند، به حمایت خودشان نقل آوردند. پیام آقای اریک هفر رئیس حزب کارگر انگلستان؛ ایشان اینجوری [پیام] داده:

«مجاهد عزیز رجوی، من سالگرد این روز که اکنون روز شهدا و زندانیان سیاسی نامگذاری شده را گرامی داشته و همچنین کوششهای شما، شورای ملی مقاومت و تکتک همکاران شما را ستایش میکنم. ارادتمند شما (امضا کرده)».

آقای راسل جانستون سخنگوی امور خارجی حزب لیبرال و عضو مجلس عوام انگلستان:

«مجاهد عزیز رجوی، اجازه میخواهم قبل از هر چیز اشاره کنم از اینكه این امکان را داشتم تا شما را شخصاً در ماه مارس ملاقات کنم بسیار خوشحال هستم. در روز 20 ژوئن مسلماً به یاد شما و همکاران شما خواهم بود. (یعنی در روز 30 خرداد) بر اقدامات مصرانهی شما و شورای ملی مقاومت درود فرستاده و دعا میکنم که صلح و آزادی و حقوق بشر برای مردم شما بازگردد.»

اینها خیلی زیاد است. من اگر بخواهم همین چهار صفحهای که از این نشریه 209 برای شما آوردهام بخوانم شاید مدتها وقت بخواهد. من حالا چندتایش را تیتروار برایتان میگویم: حمایت رادیو دی.ال.اف آلمان از حرکت 30 خرداد، تلویزیون سراسری ایتالیا شبکه 2، تلویزیون سراسری سی.بی.اس آمریکا صفحهی 37 نشریهی شماره 209، صدای آمریکا بخش شامگاهی در 31/3 صفحه 34 [شماره 209 نشریهی مجاهد]، بیبیسی بخش شامگاهی صفحهی 34، کانال 1 تلویزیون فرانسه صفحهی 35، رادیو کلن بخش شامگاهی صفحهی 35، صدای آمریکا بخش بامدادی صفحهی 15، شیکاگو سانتایمز آمریکا صفحهی 15، دیلینیوز آمریکا صفحهی 15، ایونینگ آمریکا صفحهی 15، صدای آمریکا بخش شامگاهی صفحهی 15، واشنگتن پست آمریکا صفحهی 14، لسآنجلس تایمز آمریکا صفحهی 14، دیتاکستسایتونگ آلمان صفحهی 13، لیبرویکلی انگلستان صفحهی 12، اکسپرس فرانسه صفحهی 12، اسوشیتد پرس صفحهی 12، آبزرور انگلستان صفحهی 11، نیوزویک آمریکا صفحهی 11، دیلی تلگراف انگلستان صفحهی 11. بعد صدای آمریکا نامههای سناتور ادوارد کندی و 18 تن دیگر از رهبران و اعضای برجسته حزب دموکرات در سنا و مجلس نمایندگان ایالات متحده به رجوی و حمایتشان را از رجوی اعلام میکند. دقت کنید اینها همان کسانی هستند که داعیهی ضدامپریالیستی داشتند و دنیای غرب و در راسشان آمریکا چگونه از آنها حمایت میکند. همهی دنیای کفر و الحاد از آنها حمایت کردند، فقط بلوک شرق مانده! بلوک شرق خودش رسماً، مقامات رسمیشان مثل کشورهای غربی رویشان نشد از آنها حمایت کند؛ اما تمام سگهای زنجیربستهشان یکییکی شروع به حمایت از اینها کردند. مثلاً فرض کنید توی ایران اگر حزب توده از یک جریانی حمایت بکند، کی حمایت کرده؟ طبیعی است که شوروی. [مجاهدین] توی صفحات روزنامهشان به مقادیر بسیار زیادی اسامی کسانی که وابسته به دنیای شرق هستند را نقل میکنند. شما ببینید حامیان اینها چه کسانی هستند!

من باز در زمینهی کارهایی که برای اینها ایجاد کردهایم [یک توضیحی بدهم.] یک قسمتی از زندان اوین را اختصاص به چاپخانه دادیم که کارهای دادستانی و گاهاً کارهایی به نفع مردم انجام میدهیم. ما سعی کردیم بازجوییهای این دوتا شکنجهگر را، عین بازجوییها را در یک کتابی منتشر کنیم و این کار را کردیم که این دیگر بالاترین سند بشود. یک وقتی اینها میآیند، مینشینند در تلویزیون حرف میزنند، خیلی سند زندهی بهدردبخوری است. باز ممکن است بگوید که آقا اینچنین بود، آنجوری بود؛ شما دیدید دیگر، گاهی میگویند عکسمان بود که درست کرده بودید! خودش نبود! انواع و اقسام این حرفها را میزنند. حالا [اسناد این کتاب] انگشتنگاریشده است، پای هر صفحه از بازجوییشان انگشتشان را زدهاند، بازجوییهای در طول مدت این دو سال، آن مقداری که مربوط به مسئله شکنجه بوده را جمعآوری کردیم و در یک جزوه منتشر کردیم که الان همین اطراف نماز جمعه برادران ما دارند میفروشند. حالا آنهایی که میفروشند کیها هستند؟ بچههایی که از زندان آزاد شدند. اینها همان قبل دیده بودید که لباسهای زندان تنشان بود و میفروختند، حالا اینها مشمول عفو شدهاند و آزاد شدهاند و با ما همکاری میکنند. همچنین که قبل که زندانی بودند، پس از آزادیشان هم میفروشند. خب شما این کتابها را بگیرید و ببینید اینها چه جنایاتی را توی خانههای تیمی [انجام میدادند.] چون توی اوراق بازجوییشان دقیق این جریانات مطرح است، ما آنها را به خاطر حفظ عفت عمومی نگذاشتیم منتشر بشود، از آنها صرفنظر کردیم. اما گوشههایی که به عفت عمومی صدمه وارد نمیکرد را در این جزوه آوردیم. شما اینها را بگیرید ببینید چه عناصر پلیدی هستند! چه جانورهایی را خدا به جان جمهوری اسلامی انداخت! الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا. اینها کارهایی انجام دادند که شاید آنچه را که در مجلس انگلستان تصویب کردند -آن خلاف روال انسانی را- به گرد اینها نمیرسید که اینها با یکیش مجوز صادر کردند.

اینجا لازم است من یک گوشهای از حرکت برادران پاسدار و دادستانی را برای شما بگویم. ما در طول مبارزاتمان با این گروهکها، 15 شهید دادیم که باور کنید این 15 شهید ما هر کدام دهها خانه تیمی را به بهترین وجه عمل کرده بودند، اما به هر صورت مبارزه است و دشمن هم از این دشمنان که شما دیدید. با این بمبهای دستساز به نام فانوس بیمحابا [حمله میکنند.] اگر دوتایش را اینجا توی این جمعیت رها بکنند، شاید 500 نفر از جمعیت را شهید کنند. یکچنین چیزهایی، اینجوری با ما مبارزه میکردند! ما 15 شهید و تعدادی (...) دادیم و تعداد بسیار زیادی مجروح که بحمدالله اینها وضعشان خوب شد. ما از خانههای تیمی حدود 35 کیلو یا 32-33 کیلو سیانور آوردیم! من آنجا از پزشک بهداریمان پرسیدم که یک میانگین به من بده که هر یک گرم سیانور چند نفر را میکشد؟ میانگین اثر سیانور برای کشتن آدمها اینجوری بود که میگفت هر یک گرم، میتواند 25 تا 40 نفر را بکشد. بنابراین این 32 کیلو سیانوری که ما توی قوطیهای دردار از آنها گرفتیم ـ کپسولها که دیگر قابل شمارش نبود که هر یک کپسولی را که [منافقی] بخورد، به درک واصل میشود. ما اصلاً اینها را به شماره نیاوردهایم، چون هر کی را که میگرفتیم یکی، دوتا، پنجتا از اینها با او بود و آن مقداری را که در خانههای تیمی در اثر انفجار از بین رفت هم به دست ما نیفتاده که حساب بکنیم و آن مقداری که توی مخفیگاههایشان توی جاسازها، مخفی کرده بودند هم به دست ما نیفتاده- آن مقدار 32 کیلویی را که ما از خانههای تیمی آوردیم، به طور متوسط قابلیت داشته 800 هزار نفر را بکشد! این فقط آن مقداری بود که بچههای ضربت توی خانههای تیمی رفتند و از آنها بدست آوردند. حالا آن مقداری که ما از راه تعقیب و مراقبتهایمان به دست آوردیم، آن مقداری که ما از راه نفوذ به دست آوردیم، آن مقداری که از راه کشفیات افشاگرانهی خود زندانیها به دست آوردیم، آنها را به حساب نیاوردم که شاید چیزی در حدود 100 کیلو بشود. اینكه فقط بچههای ضربت به دست آوردند و من برای شما میگویم قدرت کشتار 800 هزار انسان را داشته. این انساندزدهای ضدانسان برخوردشان اینجوری است! اسلحههایی که ما از اینها به دست آوردیم: کامیون کامیون اسلحههایی که اینها از نظام دزدیده بودند یا اسلحههایی که رفتند کردستان و از طریق عراق برایشان آمده، اینهایی که ما گرفتیم مقادیر بسیار زیادی که قابل احصاء نیست. من یک گوشهایاش را نوشتم اما اگر من بخواهم همهی اینها را برای شما بگویم شما احساس میکنید یک زرادخانه است! اینها این اسلحهها را به عناوین مختلف دزدیده بودند و (...) آنچه که اینها از آنجا دزدیده بودند، از اجنبی پاداش گرفتند.

ما توی زندان یکی از شیوههایمان این است که شاید خود شما برادران بدانید. ما میهمانان خارجی، خبرنگاران و خبرگزارهای خارجی و داخلی، اینها را همیشه دعوت میکنیم از زندان بازدید کنند. ما همه اعتقادمان این است که آنچه را که جمهوری اسلامی عرضه کرده باید به عنوان الگو برای همهی بشریت مطرح بشود. من این را برایتان بگویم که از خیلی از زندانهای خارج کشور برای ما نامه آمده که شیوههایتان را برای ما بیان کنید. خوب است من [اظهارات] یکی دوتا از این کسانی که آمدند توی زندان اوین اظهار نظر کردند را برایتان بخوانم تا بدانید دیگران نسبت به ما چگونه قضاوت میکنند. این یکی از خبرنگاران خارجی است، میگوید:

«اخباری که در مورد نقض حقوق بشر در ایران پخش میشود کذب است و البته بیشتر فعالیت این اخبار به دست سازمان منافقین میباشد. روزنامههای اروپایی نیز بدون تخفیف آنها را چاپ میکنند. در رابطه با حقوق بشر ظاهراً همه چیز برعلیه ایران مجاز میباشد و آن را با چاپ عکسهای جعلی و انواع شکنجه در ایران به اثبات میرسانند. حتی سازمان عفو بینالملل که همیشه در اینگونه موارد تحقیق دارد در مورد اتهاماتی که به ایران نسبت میدهند هیچگونه دلیلی نمیتواند ارائه بدهد. در بازدیدی که از زندان کردیم همه جا مراقبان و زندانیان را در کنار هم میدیدیم. آنها از هم قابل تشخیص نبودند. هر گوشهای از زندان به طرز زیبایی گلکاری و تزئین شده بود.»

من اینجا این را برای شما بگویم؛ با اینكه اینجا یک جنگل است، ما در طول این دو سه سال، 17هزار مترمربع گلکاری چمن و سبزهکاری برای اینها ایجاد کردیم. 17هزار متر[مربع] زمین را زیر فضای سبز بردیم. یکی دیگرشان وقتی آمده بود، نوشته بود:

«من وارد گلستانی به نام زندان شدم. در تمامی سالنها تلویزیون هست، بازداشتیها با لاجوردی شوخی و احوالپرسی میکنند و هیچ ترسی نیز از این قصاب تهران نداشتند. (توی مطبوعات غربی نوشته که به من میگویند قصاب تهران!) من تا به حال چنین زندانی را در آلمان ندیده بودم که در آن زندانیان آزادانه و راحت رفت و آمد کنند. اینكه دوباره سعی شود که شخصیت ایران از همان جایی که استعمار همیشه آغاز میکند خدشهدار گردد، به نظر ما تقریباً غیرممکن است.»

در پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب تعدادی میهمان داشتیم که اینها آمدند و از زندان بازدید کردند. یکی از برادران لبنانی در مراسمی که سالهای طولانی در زندان آن سال اسرائیل بود، اینجوری اظهار نظر میکند. اول وضعیت زندان و انواع شکنجهای که آنجا معمول بوده را تشریح میکند. بعد یک مقایسهای با زندانیان زندان اوین میکند:

«اینجا در مقابل آنجا یک بهشت است و آنجا هم یک جهنم. زندان، مدرسه است ولی من میگویم زندان اوین دانشگاه است. وی خطاب به زندانیان گفت من وقتی نزدیکی و برابری مسئولین زندان را با شما دیدم تعجب کردم. شما باید قدر این درسها را بدانید.»

باز یک تعدادی از برادران پزشکمان از خارج برای بازدید از ایران در آن سمینار بینالمللی پزشکان آمده بودند. اینها وقتی آمدند من یک گوشهای از برخوردشان را عرض بکنم. اینها وقتی آمدند، یکیشان وقتی از فرودگاه آمده بود یک مقدار واکنشهای منفی داشت. بعد هم وقتی از هتل میخواست بیاید، ممانعت میکرد و میگفت من توی این شکنجهگاه نمیآیم. این به محض اینكه آمد توی حسینیه، دیدیم رفته گوشه اتاق نشسته و دارد گریه میکند. پرسیدیم جریان چیست. گفتند حالا خودش بگذارید [بگوید.] بعد که یک خورده جمعیت نشست، او خودش (...) کرد که من وقتی آمدم اینجا شوکه شدم. این چیزهایی که توی ذهن من بود و این برخوردها [که اینجا دیدم،] اصلاً من به کلی از حال طبیعی بیرونم کرد. نشسته بود هاقهاق گریه میکرد، از زور خوشحالی یا حالت دیگری که من نمیدانم. حالا یک عده از همین دکترها که عرض میکنم مینویسد:

«در حسینیهی زندان که تعدادی از زندانیان در آن جمع بودند، در مراسمشان شرکت کردم. در آن مراسم پاسداران نیز وجود داشتند ولی هیچگونه اسلحهای نداشتند. در بخشی از مراسم نماز مبدل به سرود شد (که اینها وقتی نماز مغرب را میخواندند، بین نماز مغرب و عشاء یک سرود اجرا کردند.) زنان یک (...) را میخواندند و سپس مردان این کار را تکرار میکردند. صدای طبلگونهای گویی که پا بر زمین میکوبید، شنیده میشد. سپس مشاهده کردم که با مشتهای خود به طور مداوم و محکم به سینههای خود میکوبند و سایر زندانیان را (آنوقت از قول من نقل میکند، از قول دادستان) کمونیستها را لعنت و منافقین را نفرین میکردند و از گناهان خود توبه و امام را ستایش و سوگند وفاداری به ایشان ابراز میداشتند. (بعد در آخر میگوید) توبهی دستهجمعی که در اوین مشاهده کردیم میتوانست جعلی بوده باشد، نبود. اگر توبه صحت داشته باشد و بسیاری از روانشناسان و روانپزشکان معتقدند که واقعی است، این مسئله نشانگر قدرت (...) امام خمینی و انقلاب اسلامی است.»

قدرتی که به وسیلهی بسیاری از غربیها درست درک نشده و به همین خاطر ناچیز شمرده میشود. باز یکی دیگر از همین پزشکها میگوید:

«در سالن نماز جمعه زندانیان را جمع میکنند تا خطاهایشان را به آنها گوشزد کنند. به تدریج عقاید قدیمی آنها جای خود را به خداشناسی اسلامی میدهد. آنگاه در اخوت اسلامی پذیرفته میشوند.»

یکی دیگر از (...) میگوید:

«از یکی از زندانیان پرسیدم اتهام تو چیست؟ او پاسخ داد من یکی از اعضای منافقین بودم و یک نفر را کشتهام. البته سازمان مرا به این کار واداشت. آنها مبالغی جهت کشتن مردم پرداخت میکردند. ما از هیتلر هم جنایتکارتر بودیم و مرتکب جنایاتی شدهایم که در جهان کمسابقه است. در ضمن صحبت با عدهای از رهبران دستگیرشده منافقین پرسیدم آیا در زندان افرادی هستند که هنوز در کفر و الحاد خود مصرانه باقی مانده باشند و توبه نکرده باشند؟ تقریباً جواب منفی بود. از این رو نشانههای حیرت و تعجب در چهره روزنامهنگاران ظاهر گردید. سلولها پاکیزه و با موکتهایی مفروش شده بود که با وجود باریدن برف کسی در داخل آن احساس سردی نمیکرد. در داخل هر اتاق یک دستگاه تلویزیون قرار داشت و هر دو هفته یک بار با خانوادههای خود ملاقات داشتند.»

حالا ما یک دفتری اینجا گذاشتیم، این بازدیدکنندهها میآیند نظراتشان را توی این دفتر مینویسند یا توی نمایشگاه بینالمللی که ما یک غرفهای گرفته بودیم و محصولات زندانیها را گذاشته بودیم، آنجا هم باز شما دیدید که چندتا دفتر گذاشته بودیم [مردم] اظهار نظر میکردند. اظهارنظر یکی از خانوادههای زندانیان آزادشده را بخوانم. توی این دفترهای ما اگر این اظهار نظرها را ببینید، عظمت جمهوری اسلامی را درک خواهید کرد. در زمان ساواک شما یک نفر را ندیدید که اینجوری بتواند تغییر پیدا بکند.

«از دادستانی انقلاب ما خانوادههای زندانی بسیار تشکر میکنیم که به بچههای زندانی اینهمه محبت دارند و مثل یک دانشگاه با آنها رفتار میکنند. امید داریم با این همه زحمات شما، بچههای ما به کارهای زشت خود پی برده و به دین اسلام بازگردند. خداوند به مسئولین جمهوری اسلامی توفیق عطا کند که زندان را به دانشگاه انسانسازی مبدل کرده است. از دایر شدن نمایشگاه عده زیادی از ما خوشحال هستیم، بهخاطر اینكه فرزندان زندانی ما در زندان نمیپوسند، بلکه برای شکوفایی استعدادهایشان کوشش میشود و این نشاندهندهی حقانیت جمهوری اسلامی است.»

این چهارتا اظهارنظر مال چهارتا خانوادههای زندانیهای آزادشده:

«واقعاً در دنیا بیسابقه است با این همه جنایتکار اینطور رفتار کردن. خدا به ما توفیق توبه و جبران این همه گناهان را عطا فرماید.»

«پس از دیدن صحنههای زندانیان و زندگی (...) و رفتار پاسداران و مسئولین با آنها شدیداً گریستم و پس از مشاهدهی عکسهای شهدای ترورشده متوجه شدم که منافقین فقط با قشر روحانی و پاسدار دشمن نبودند، بلکه آنها با ترور مردم کوچه و بازار هدفشان ایجاد رعب و وحشت و نهایتاً از بین بردن جمهوری اسلامی است.»

خب این برخوردهایی است که متقابلاً با این دشمنان از خدا بیخبر در نظام جمهوری اسلامی میشود. این برخوردها را به این دلیل با آنها داریم که امیدواریم انشاءالله خداوند به ما توفیق این را بدهد که در بازسازی فکر و اندیشه اینها بتوانیم مؤثر باشیم و تلاش کنیم که ولو یک نفر از آنها، حتی اگر یک نفر هم احیا بشود، حتی یک نفر هم دست از مسیر انحرافیش بردارد، به دلیل «من احیا نفسا فكانما احیا الناس جمیعا» دلشادیم برای روز قیامتمان توشه بسیار سنگینی از این راه برداشت خواهیم کرد.

 

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: