مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۵۷۰۳
خسرو قشقايي قبل از بازگشت به‌ ايران، به واشينگتن رفته و طرح عمليات را با مقامات سازمان «سيا» هماهنگ ساخته‌ ­بود. اما توطئه‌­ي برادران قشقايي علي­‌رغم تمهيدات مفصل مادي و فرهنگي به نتيجه نرسيد. سرانجام، شورش نافرجامي که به غائله­‌ي «اردوخان» شهرت يافت، تنها توانست عده­‌ي معدودي را به­‌عنوان اعضاي ثابت به خود جذب کند که شورش آنها نيز با مداخله‌­ي قواي انتظامي پايان يافت.
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۳ - ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ - 2020March 30

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ با پيروزي انقلاب اسلامي ‌ايران و سقوط مهم­ترين هم­‌پيمان آمريکا در منطقه یعنی رژیم پهلوی، منافع آمریکا به شدت ضربه خورد. در ‌اين رابطه، در يکي از اسناد لانه جاسوسی آمده بود: «اين انقلاب و پيامدهاي آن، موقعيت ما را نابود کرد؛ افراد ما را پراکنده ساخت و سازمان و روش­هاي باثبات ما را به هيچ و پوچ تبديل کرد.» به همین خاطر آمریکا از همان اوايل پیروزی انقلاب اسلامی کوشید تا به اشکال مختلف به انقلاب مردم ایران ضربه بزند. یکی از شیوه‌های آمریکا در این مسیر، استفاده از گروه‌های تجزیه طلب بود.

در کتاب «غرب و براندازی جمهوری اسلامی ایران» در این باره می‌خوانیم: آمریکا از همان سال 1358 در فکر تجزيه­‌ي ‌ايران به چند منطقه­‌ي کوچک­تر بود تا از ‌اين راه بتواند حاکميت مرکزي را تضعيف کند و سپس انقلاب اسلامي را به شکست بکشاند. در راستاي ‌اين هدف، آمريکا توطئه‌هاي گوناگوني را طرح­‌ريزي کرد.

در يکي از اسناد «خيلي محرمانه» سفارت آمريکا، يکي از ديپلمات‌هاي آمريکايي به نام «جان گريوز» اظهار مي‌دارد: «هيچ يک از گروه­‌ها، اعم از رهبران سنتي نيروهاي مسلح، مديران و تکنسين‌هاي غرب­زده، سياست‌مداران ليبرال‌­دموکرات، آرمان­‌گرايان شبه­‌نظامي و بالاخره افراطيون چپ­گرا که شامل کمونيست­‌ها نيز مي‌شوند، نمي‌توانند به­ نحو آشکار براي به دست گرفتن قدرت اقدام نمايند؛ چون هميشه ‌اين خطر هست که بنيادگرايان اسلامي که از حمايت بي­دريغ توده­‌ها برخوردارند، آنها را نابود سازند. مع­ذلک بنيادگرايان اسلامي نيز آسيب­‌پذير هستند. به­ نظر من حداقل دو سناريو وجود دارد که مي‌توان آشوب به پا کرد و باعث سقوط نهايي آنان شد.»

گزارشگرسفارت سناریوی اول را اینگونه تشریح می‌کند: «نيروهاي رو به تفرق ناشي از نارضايتي‌هاي نژادي و منطقه‌اي، که اگر به ­نحو نامناسبي با آنها برخورد شود، مي‌توانند سبب بسته شدن حوزه‌هاي نفتي و رکود در اقتصاد سنتي شوند و يا ناسيوناليسم آن­قدر بي­اثر شود که توده‌هاي مردم از عدم استعداد و توانايي رهبران اسلامي خود ناراضي و نااميد شوند.»

در يک سند ديگر به تاريخ 15 مرداد 1358 که داراي طبقه­‌بندي «سرّي» مي‌باشد، چنين آمده­است: کردها ممکن است از قدرت کافي براي تضمين خودمختاري بيشتر براي خود در غرب‌ ايران برخوردار باشند، اما در حال حاضر فکر مي‌کنيم که آنها قادر به بسط قدرت و نفوذ خود در جهت براندازي دولت نيستند. اگر کردها، آذربايجاني­‌ها، اعراب و ساير گروه‌­هاي قومي، تلاش­‌هاي خود را هماهنگ کنند (اغتشاش هم­زمان) و در جهت مشترک سرنگوني دولت کنوني، با يکديگر همکاري و از يکديگر حمايت کنند، به­ عقيده‌­ي ما آنها امکان موفقيت دارند.

در راستاي پياده کردن این طرح‌ها، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، آمريکا به حمايت پنهاني از گروه‌هاي تجزيه­‌طلب مي‌پردازد. «حزب دموکرات کردستان ‌ايران» که براي تجزيه­‌ي کردستان از ‌ايران دست به فعاليت زده­ بود، در همان نخستين ماه‌هاي فعاليت خود (اوايل تابستان 1358) ميليون‌­ها دلار کمک از «پيمان ناتو» دريافت کرد و­ هم­زمان با گروهک «پيکار»، نخستين جرياني بود که وارد مبارزه­‌ي مسلحانه با نظام نوپاي جمهوري اسلامي شد.

علاوه بر این، «مايلز کاپلند» نيز که در جنگ دوم جهاني با ژنرال «دونوان» در دستگاه امنيتي ارتش آمريکا و در تدارک کودتاي 28 مرداد 1332 نيز با «کرميت روزولت» همکاري کرده بود، در اوايل سال 1979 (1358)، به­‌عنوان عضو گروهي از مشاوران بين­‌المللي براي ديدار از مناطق عشايري و بررسي امکان شورش آنها به ‌ايران سفر مي‌کند.

پس از مدتي، دو نفر از رؤساي سابق ‌ايل قشقايي به نام­‌هاي خسرو و ناصر قشقايي از آمريکا و آلمان غربي به‌ ايران آمدند و بلافاصله به استان فارس عزيمت و مدعي رياست ‌ايل قشقايي شدند. برادران قشقايي با حمايت از بني­‌صدر، تلاش زيادي کردند تا عشاير فارس را مجدداً زير پرچم خود گرد آورند و يک آشوب تجزيه­‌طلبانه­‌ي جديد را در منطقه­‌ي حساس کوچ‌ ايل قشقايي (يعني از جنوب اصفهان تا خليج فارس) پديد آورند.

خسرو قشقايي قبل از بازگشت به‌ ايران، به واشينگتن رفته و طرح عمليات را با مقامات سازمان «سيا» هماهنگ ساخته‌ ­بود. اما توطئه‌­ي برادران قشقايي علي­‌رغم تمهيدات مفصل مادي و فرهنگي به نتيجه نرسيد. سرانجام، شورش نافرجامي که به غائله­‌ي «اردوخان» شهرت يافت، تنها توانست عده­‌ي معدودي را به­‌عنوان اعضاي ثابت به خود جذب کند که شورش آنها نيز با مداخله‌­ي قواي انتظامي پايان يافت.

اما دولت آمريکا که در سال 1358 تلاش بسياري براي حمايت از طرح‌­هاي تجزيه‌­طلبانه‌­ي گروهک‌هاي مختلف به عمل آورده ­بود، با توجه به وضعيت نه‌­چندان مساعد کشور در آن مقطع، آن­چنان به موفقيت ‌اين طرح­‌ها دل بسته بود که يکي از سناتورهاي آمريکايي به نام سناتور «جکسون» طي مصاحبه‌­اي در مهر 1358 اظهار کرده ­بود: «انقلاب ‌ايران محکوم به شکست است و آن کشور در آستانه­‌ي تجزيه به قطعات کوچک است.» اما با کشف و خنثی‌سازی این گروهک‌های تجزیه‌طلب در شمال، جنوب، شرق و غرب کشور، نتیجه‌ای جز شکست عاید کاخ سفید نشد.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
تازه های کتاب