مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۵۹۶۰
از سر نخ تا افشا
چندماه پیش از کشف کودتای نقاب در کمیته‌ي مرکزی انقلاب و سپاه پاسداران هوشیاری­ هایی به­ دلیل تحرکات برخی از عوامل شبکه‌ی کودتا صورت گرفته بود. از این‌رو، در یک حرکت پیش‌دستانه، دستور توقیف تعدادی از افراد نظامی و غیرنظامی که مشکوک به اقدام در خصوص کودتا تشخیص داده شدند، صادر می­گردد.
تاریخ انتشار: ۰۹:۰۰ - ۱۸ تير ۱۳۹۹ - 2020July 08

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ چندماه پیش از کشف کودتای نقاب در کمیته‌ي مرکزی انقلاب و سپاه پاسداران هوشیاری­ هایی به­ دلیل تحرکات برخی از عوامل شبکه‌ی کودتا صورت گرفته بود. به ­همین دلیل ستادی غیررسمی متشکل از نیروهای سپاه، کمیته‌ی مرکزی اطلاعات دفتر نخست‌وزیری و اداره‌ی رکن دوم ارتش، تشکیل می­شود. اعضای این کمیته یا ستاد غیر رسمی، به این نتیجه‌ی قطعی می­‌رسند که اتفاقاتی در شرف وقوع است که عادی نبوده و کاملاً مشکوک به­‌نظر می­‌رسد.

اعمال اقدامات کنترلی، بسیاری از شبهات آنها در این­‌خصوص را تبدیل به باور می‌نماید. از این‌رو، در یک حرکت پیش‌دستانه، دستور توقیف تعدادی از افراد نظامی و غیرنظامی که مشکوک به اقدام در خصوص کودتا تشخیص داده شدند، صادر می‌­گردد. این اتفاق، سه‌روز پس از شکست عملیات پنجه‌ عقاب آمریکا در طبس و در تاریخ، هشتم اردیبهشت 1359، یعنی دوماه و ده‌روز قبل از کودتای نقاب انجام می­‌شود. یکی از اصلی­‌ترین نفراتی که در این ارتباط دستگیر می­‌گردد «ابوالقاسم خادم» بود که توسط نیروهای سپاه دستگیر می­شود.

در همین ارتباط و براساس گزارش‌های انجمن اسلامی نيروی هوایی، بعد از دستگيری خادم، چندین نفر دیگر که از مرتبطین اصلی کودتا بودند، افرادی همچون «اکرم و فريده بای­احمدي» از اعضاي شاخه‌ سیاسي «جبهه‌ اتحاد ملي» وابسته به مهدي سپهر و خواهران سرهنگ عطاءالله بائی احمدی، که بعد از خنثی‌شدن کودتا مشخص گردید که نقش مؤثری در کودتای نقاب داشته­‌اند، سرهنگ نوده‌ي و سرهنگ محمدرضا زادنادري نیز دستگیر می­گردند.

در ادامه، خادم برای بازجویی به اداره‌ رکن دوم ارتش به­ ریاست محمد پیرو رضوی، تحویل داده می­شود. بر اساس اعترافات سایر متهمین به­ شرکت در کودتا که در اداره‌ دوم ارتش شاغل بودند، نفوذ شبکه‌ براندازی نقاب در اداره‌ دوم، باعث شده بود تا افراد دستگیرشده در جریان رویدادهای بیرون از بازداشتگاه قرار داشته باشند و به­‌همین دلیل، خیلی سخت مقاومت نموده و تقریباً هیچ اعتراف خاص و مهمی نداشتند. از سویی دیگر، تشکیلات نقاب تا آخرین روزهای اجرای توطئه‌ کودتا، با طیب خاطر به ­فعالیت­های خود علیه انقلاب اسلامی ادامه دادند.

سرهنگ دوم صدقیانی­‌فر در بازجویی­‌هایش در خصوص دستگیری این افراد و کسب اطلاعات از آنها، چنین عنوان داشته است: گروه ضد براندازی حفاظت اطلاعات و کمیته‌ مستقر در اداره‌ي دوم، سرنخ­‌هایی از فعالیت یک شبکه براندازی به­‌دست آورده و روی آن­‌کار می­کنند. ساوه درودی، موضوع را بیشتر پیگیری کرد و در نتیجه همین پیگیری­‌ها و تماس­‌هایی که با پرسنل گروه ضد براندازی و افراد کمیته‌ مستقر در اداره‌ دوم داشت، متوجه شد که شبکه‌ براندازی سرهنگ بنی‌عامری (احسان) کشف شده است. ساوه درودی، عضو کمیته‌­ای که روی این شبکه کار می­‌کرد، گردید و به احسان نیز خبر داد که فعالیت شما کشف شده است. احسان گفته بود برای مدت یکی دو هفته، همه‌ کارها و فعالیت‌­ها را می‌­خوابانیم و بعد هم با احتیاط کار می‌­کنیم و به­همین ترتیب هم عمل گردید.

صدقیانی­‌فر ادامه می­دهد: «ساوه درودی در کمیته بود، گرچه می­‌گفت برادران کمیته، زیاد اجازه‌ دخالت  نمی‌­دهند ولی به­هرحال، اطلاعاتی کسب می­‌کرد و چون خود عضو ستاد براندازی نیز بود و با احسان در ارتباط بود، هم احسان و اعضای ستاد را باخبر می­کرد».

عوامل و عناصر ستاد براندازی، تمامی فعالیت­‌ها و حرکات مسئولان اداره دوم و کمیته را به گروه براندازی، گزارش می­‌کردند. صدقیانی­‌فر در این­‌باره می­‌گوید: ساوه‌درودی از من خواست مواظب اقدام سرهنگ بزرگی، که آن‌موقع، رئیس گروه ضد جاسوسی بود، باشم. می­‌گفت بزرگی، پرونده‌ سرهنگ بنی‌عامری را گرفته بود و مطالعه می­کرد. احتمال دارد او هم از یک‌طرف اقدام کنترلی به­ عمل می­‌آورد. من مواظب کار بزرگی بودم ولی او فقط به­ مطالعه پرونده‌ بنی‌عامری اکتفا کرده و با بودن کمیته‌ مخصوص برای این‌کار و گروه ضد براندازی، او اقدامی نکرد و من این مطلب را به ساوه‌درودی گفتم

مجموعه‌ی این رویدادها و اتفاقات باعث گردید تا نیروهای انقلابی ارتش نیز احساس خطر نموده و در اولین اقدام، تشدید اقدامات امنیتی در راستای بالابردن امنیت امام‌خمینی را، در دستور کار خودشان قرار دهند.

آخرین گزارش

در تاریخ چهارم تیرماه 59، کمیته‌ موقت انقلاب اسلامی در خصوص فعالیت عده‌­ای از ساواکی­‌ها و ارتشی‌­ها، در راستای عضوگیری برای انجام یک برنامه‌ی هوایی علیه حکومت اسلامی، گزارشی با طبقه‌بندی «سری»، فاقد ارزیابی و ارجحیت مشخص، به ستاد مشترک ارسال می­نماید. شرح کامل اعلامیه این است:

بسمه تعالی

کمیته‌ موقت انقلاب اسلامی

خلاصه‌ گزارش: عده‌­ای از ساواکی‌­ها با ارتشی­‌ها عضوگیری و سازماندهی می­‌کنند تا در برنامه‌­ای که از طرف آمریکا تدارک دیده شده، شرکت نمایند. برنامه‌ی بدین صورت است که تعدادی هواپیما که از طرف آمریکا فرستاده می­شود، هم‌زمان درتمام فرودگا‌ه‌­های ایران به‌­زمین می‌­نشیند. در این موقع تعدادی ماشین که پر از اسلحه می‌­باشند و از قبل در محل موضع‌گیری کرده­اند به­‌محل فرودگاه آمده و اسلحه را تحویل افراد ضد انقلاب قرار می­‌دهند تا با ترور محافظین وارد شهر شوند و برنامه‌ي ازپیش تعیین‌شده را به­ مرحله‌ی اجراء درآورند. این برنامه ظرف هفته‌ی آینده اجراء می­شود، باید از فرودگاه‌­ها و اطراف کاملاً محافظت نمود. یکی از آنها گفته است که عده‌­ای که به­‌عنوان شبکه‌ی براندازی در پادگان­‌ها دستگیر شده‌­اند، از اعضای سطح پایین این شبکه هستند و سران این شبکه هنوز در رأس کار هستند. گزارش‌دهنده خود را از اعضای این گروه که حالا بیرون آمده، معرفی کرد و از افشای نام خود به‌­علت نگرانی و ترس خودداری کرد. در این گروه اکیپ­‌های 50 تا 100 نفری سازماندهی شده‌­اند که بیشتر از ارتشی و رنجرها و نیروی هوایی می­‌باشند و افراد شخصی را برای اجرای برنامه لازم دارند. به این­صورت که بعد از فرود هواپیما و تحویل اسلحه وارد شهر شده و افراد شخصی با صوت و هورا از آنان استقبال می­‌کنند و جریان 28 مرداد را به­‌وجود می‌آورند، سپس به­‌طرف مراکز حساس مانند رادیو و تلویزیون حرکت می‌کنند و آنها را به‌­تصرف خود درمی‌آورند، به­‌هرحال می­خواهند کودتا کنند.


کمیته‌ مرکزی اطلاعات و تحقیقات

 متن گزارش واصله از کمیته‌ي انقلاب اسلامی، بسیار ناقص و متناقض بوده و از لحاظ عملیاتی، می­‌توانست در حد ضعیف ارزیابی شود. لیکن، مسئولان ارتش، ریسک نکرده و در یک اقدام پیشگیرانه، چهارروز بعد از وصول این گزارش، مرکز فرماندهی اداره‌ سوم ستاد مشترک، ضمن ارسال عین گزارش کمیته انقلاب اسلامی، نامه­‌ای را با طبقه‌بندی «بکلّی سری» و ارجحیّت «اقدام سریع» به فرماندهان نیروهای زمینی، هوایی، دریایی، ژاجا و ریاست شاجا، با هدف مقابله با تهدید متصوره، ارسال نموده و ابلاغ می­‌نماید تا ضمن بهره‌گیری از پرسنل مؤمن و متعهد، نسبت به انجام اقدامات لازم عمل نمایند.

براساس این ابلاغیه فرماندهان نیروها موظف بودند، تا تمامی فرماندهان و مسئولان عمده‌ یگان­‌های  تحت امر خود را در جریان قرار داده لیکن، مراقب باشند تا بیان این مطلب، جنبه‌ القایی پیدا ننماید. همچنین، حجم فعالیت­‌های اطلاعاتی را برای کشف شبکه­‌های مندرج در گزارش پیوستی افزایش داده و آمادگی لازم برای انجام عکس­العمل­‌های سریع در راستای مقابله با هرگونه تحرّک در این خصوص را داشته باشند.


افشای کودتا

نامه‌ واصله از سوی اطلاعات و تحقیقات کمیته مرکزی، آخرین گزارش کتبی ‌است که در ارتباط با انجام  توطئه‌­ای که در شرف وقوع بود، واصل گردیده که دستورات لازم پیرامون آن نیز صادر می‌­شود. در آخرین ساعات قبل از کودتا و در تاریخ هجدهم تیرماه 1359، آقای حجاریان به نزد آقای ری‌شهری رفته و صحبت از وقوع یک کودتا می­‌نماید. آقای ری‌شهری در کتاب خاطرات خود پیرامون این موضوع چنین می­‌نویسد: پیش از آغاز این کودتا، سرنخ‌هایی از یک توطئه‌ي براندازی به­‌رهبری مشخصی به ­نام بنی­‌عامری، در اختیار دستگاه‌های اطلاعاتی کشور بوده است اما به­‌دلیل نوپابودن این دستگاه‌ها و نفوذ کودتاگران در اداره‌ي دوم ارتش، پیگیری‌ها به­‌جایی نمی‌رسد، به این ترتیب تا 48 ساعت پیش از شروع عملیات کودتا، هیچ‌یک از مسئولان نظام از ماجرا خبر نداشتند.

وی در ادامه چنین اظهار می­‌کند که هم­زمان با اطلاع مقام معظم رهبری، سعید حجاریان نیز به­‌طور کاملاً اتفاقی! از طریق مخبر اطلاعات اداره رکن دوم ارتش از جریان این کودتا با خبر شده است. آقای ری‌شهری، اصل ماجرا را این­گونه شرح می­دهد: نزدیک غروب آفتاب روز هفدهم تیرماه ۱۳۵۹، آقای سعید حجاریان که با کمیته‌ي اداره‌ي دوم ارتش همکاری داشت به­‌دفترم آمد و هیجان‌زده گفت: کار خصوصی دارم. ظاهراً چندنفر در دفتر بودند، به من نزدیک شد و گفت: امشب قرار است کودتا شود.

تاکنون هیچ مطلبی درباره‌ فردی که این اطلاعات را در اختیار آقای حجاریان قرار می­‌دهد، در کتب و مجلات درج نشده است. درجه­‌دار تیپ نوهد، گروهبان دوم «ناصر محمّدی اصل» نام دارد. گروهبان محمّدی اصل، بعد از اطلاع‌رسانی این موضوع به آقای حجاریان، از سوی وی مأموریت می­‌یابد تا کودتاچیان را همراهی نموده و اطلاعات و مطالبی که به‌­دست آورده را به‌­صورت مستمر، گزارش نماید. گروهبان محمدی‌اصل، برابر هماهنگی اقدام نموده و به‌همراه کودتاچیان به‌­سمت همدان اعزام می­‌گردد. آقای ری‌شهری در کتاب خاطرات خود، پیرامون این موضوع چنین نوشته است:

حدود 48 ساعت قبل از کودتا، شخصی سراسیمه، درحالی‌که پاکتی را در دستش بود، درب اطاق کمیته‌ ستاد مشترک را به صدا درمی­‌آورد و گفت: چون مسئله‌ مهمّی دارم و به ارتشی­‌ها نمی­‌توانم اطمینان کنم، می­‌خواهم با برادران کمیته صحبت کنم. وی ادامه داد و گفت قرار است کودتا بشود و ما دوازده نفر هستیم و شخصی به‌­نام خبیری پول و نقشه داده تا با کودتا همکاری کنیم و مشروحاً چگونگی جریان را از روی نقشه‌ مچاله‌شده‌­ای که همراه داشت، شرح داد.

دومین نفری که اقدام به افشاگری پیرامون وقوع کودتا می­‌نماید، خلبان معروفی‌است که به نزد آیت­‌الله خامنه­‌ای می­‌رود. ماجرا اینگونه آغاز می­شود که سه‌روز مانده به موعد كودتا، يكي از خلبانان كه براي همكاري انتخاب شده بود، در تهران با سروان حميد نعمتي ملاقات مي‌كند، حميد نعمتي به او مي‌گويد مأموريت تو بمباران بيت امام(ره) است و ما مي‌توانيم تا پنج‌ميليون‌نفر را بكشيم. گويا روش حميد نعمتي اين بود كه در نخستين ديدار توجيهي كودتا به خلبانان عضوگيري شده چنين جمله‌اي را مي­گفت تا از ميزان آمادگي آنها براي شركت در كودتا و كشتار ميليوني مردم اطلاع يابد. خلبان يادشده در مقابل نوع مأموريت و وسعت كشتار مردم غافلگير و مردد می‌شود، اما به­‌دليل ترس از سران كودتا نمي‌دانست چه بايد كند. ولي پس از خروج از خانه‌ حميد نعمتي، تشويش و نگراني بر او مسلط شده و مي‌خواست موضوع را با كسي در ميان بگذارد. آن‌ شب در خانه، موضوع كودتا را با برادر و مادرش در ميان مي‌گذارد و مادر كه به ‌شدت ناراحت شده بود، پاسخ داد:

تو نه‌تنها نبايد اين‌كار را بكني، بلكه بايد به انقلابيون خبردهي و جلوي اين‌كار را بگيري كه اگر غير از اين باشد شيرم حلالت نيست.

اين سخن مادر موجب شد در نخستين دقايق بامداد چهارشنبه خلبان يادشده تصميم خود را بگيرد و با پذيرش احتمال شهید شدن توسط سران كودتا، ماجراي كودتا را افشاء كند‌. او از خانه خارج مي‌شود و پس از پرس‌وجو و دوندگی فراوان، حدود اذان صبح خود را به منزل آيت‌الله خامنه‌اي، مي‌رساند‌. مقام معظم رهبري اين واقعه را چنين تعريف مي‌كنند:

شبي حدود اذان صبح ديدم كه در منزل ما را به ‌­شدّت مي‌زنند، من رفتم ديدم مي‌گويند يك ارتشي آمده و با شما كار واجب دارد، ديدم يك ‌نفر تكيه داده به ديوار، با حال كسل و آشفته و خسته سرش را فرو برده، گفتم شما با من كار داريد، بلند شد و گفت: بله گفتم: چه­‌كار داريد، گفت: كار واجبي دارم و فقط به­‌خودتان مي‌گويم... من به­‌حرفش حساس شدم... احتمال اين بود كه سوءنيتي داشته باشد، اما ديدم نمي‌شود به‌­حرفش گوش نداد... يك جايي گوشه حياط نشستيم... آثار بي­خوابي و خيابان­گردي و خستگي و هيجان در او پيدا بود. خلاصه‌ آنچه گفت اين بود كه در پايگاه همدان اجتماعي تشكيل شده و تصميمي بر كودتايي گرفته و پول­‌هايي به افراد زيادي داده‌اند، به­­­‌خود من هم پول داده‌اند ... قرار است جماران و چند جاي ديگر را بمباران كنيم. پرسيدم كي قرار است اين كودتا انجام شود؟ گفت: امشب! من ديدم مسئله خيلي جدي ‌است و بايد آن ‌را پيگيري كنم، در اين بين، اين احتمال را مي‌دادم كه يك سياست باشد و بخواهند ما را سرگرم كنند، اما در عين حال اصل قضيه آن­قدر مهم بود كه با وجود اين احتمالات، لازم بود آن‌را پيگيري كنيم.

سوّمين افشاگری، مراجعه‌ فردی از درجه­‌داران تيپ 23 نوهد به كميته‌ مستقر در اداره دوم ستاد مشترك است. فرد مذکور پس از افشاي كودتا و اعتراف به اینكه قرار است به‌همراه عده‌اي ديگر، در براندازي جمهوري اسلامي شركت كنند، يك پاكت حاوي بخشي از طرح عمليات كودتا را در اختيار كميته‌ فوق قرار مي‌دهد. این شخص، در طول مدت بازجویی‌ها نیز همکاری بسیار خوبی با مرجع قضایی داشته و در اسناد باقی‌مانده از آن مرجع نیز با نام مستعار معرفی شده است. گفتنی‌است که در تمامی کتب و مقالاتی که در خصوص اين موضوع به رشته‌ تحریر درآمده است، فقط اشاره به 2 نفر می‌­شود و این در‌حالی‌است که افراد گزارش‌دهنده پیرامون کودتا، سه ‌نفر از کارکنان شاغل در ارتش جمهوری اسلامی در ­سال 1359ش، بودند. ذکر این نکته نیز الزامی‌است که هیچ‌یک از سه ‌نفر اصلی که نسبت به افشای کودتا اقدام نمودند، وابسته به احزاب و گروه‌­های سیاسی فعّال در آن مقطع زمانی نبودند. آقای ری‌شهری به نقل از محسن رضایی در خصوص کشف کودتا، چنین عنوان داشته است:

در زمانی، البته سپاه كشف كرده بود از مدتي پيش قرار است كه كودتایي انجام بگيرد. شايد هم فهميده بود كه اين كودتا در پايگاه شهيد نوژه باشد. اما نمي‌دانست زمانش كي است و اين براشون مهم بود. رضایي همان‌ روز گفت ما اين‌ را  فكر مي‌كرديم دو سه هفته ديگر يا يك ‌ماه ديگر انجام بگيرد.

 

منبع: کتاب «قدر مطلق یک توطئه (کودتای نقاب به روایت اسناد)»

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: