مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات آیت‌الله احمدی میانجی؛
بعد از پیروزى انقلاب طرز تفكر آقاى منتظرى با ما موافق نبود. یعنى كارهایى انجام مى‌داد كه به ‌نظر من نباید انجام مى‌داد. مثلاً سخنرانى كه مى‌كرد به عقیده‌ من درست نبود. خلاصه طرز تفكر اجتماعى‌مان هیچ‌وقت با هم‌دیگر موافق نبود. از حرف‌زدن ایشان تعجب مى‌كردم، فلذا در مجلس نیز به قائم‌مقامى او رأى ندادم.
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۱ - ۱۹ شهريور ۱۳۹۹ - 2020September 09

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله میرزا علی احمدی‌ میانجی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و از مبارزان انقلابی نهضت اسلامی بود که در تاریخ 21 شهریور 1379 دار فانی را وداع گفت.

آیت‌الله احمدی‌ میانجی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است یادمانده‌های خود از نهضت اسلامی را روایت کرده است.

 آیت‌الله احمدی ‌میانجی در بخشی از خاطرات خود به مسئله قائم‌مقامی آیت‌الله منتظری پرداخته که در ادامه از نظر می‌گذرد.

 

*** به قائم‌مقامی منتظری رأی ندادم ***

من [در محله] خاكفرج [قم] كه بودم آقاى منتظرى همسایه من بود. یك خانه فاصله داشتیم. همسایه خوبى بود. بعد از پیروزى انقلاب طرز تفكر آقاى منتظرى با ما موافق نبود. یعنى كارهایى انجام مىداد كه بهنظر من نباید انجام مىداد. مثلاً سخنرانى كه مىكرد به عقیده من درست نبود. خلاصه طرز تفكر اجتماعىمان هیچوقت با همدیگر موافق نبود. از حرفزدن ایشان تعجب مىكردم، فلذا در مجلس نیز به قائممقامى او رأى ندادم. شك داشتم كه آیا مىتواند اداره كند یا نه كارى به فضل و دین وى نداشتم. او طورى بود كه علناً مىگفت ما هیچى نداریم. مثلاً مىگفت ما در جبهه دیوار گوشتى درست كردیم.

ایشان به بعضى از كارها اعتراض و برعكس آن حرف مىزد. مثلاً با وجودى كه امام دولت را تأیید مىكرد، ایشان به آن انتقاد مى‌كرد. باید به ایشان مىگفتیم؛ امامحسن(ع) تا زنده بود امامحسین(ع) حرف نمىزد. آن‌ها دو تا امام بودند. یا امیرالمؤمنین تا رسولالله زنده بود اصلاً حرف نمىزد. آدم خیال مىكرد حضرت امیر نمىتواند خطبه بگوید شما چگونه با وجود اینكه امام الان ولى امر مسلمین است، خلافش مىگویید؟ خلاصه فكر من با فكر ایشان هیچوقت جور در نمىآمد. البته من به ایشان تذكرى نمى‌دادم چون او ما را در آن حد نمىدید كه از حرف ما متأثر شود. خود را از نظر سیاسى در یك مرتبهی بالاتر مىدید.

 

*** امام گفت: به داد آقای منتظری برسید! ***

روزى در اتاق هیئت رئیسه مجلس شوراى اسلامى، مهمان آقاى هاشمى رفسنجانى بودیم... هنگامىكه براى شام خوردن بر سر سفره آمدیم، آقاى رفسنجانى فرمود امام به ما مىفرماید به داد آقاى منتظرى برسید. به جان آقاى منتظرى برسید. اطرافیانش، آقاى منتظرى را مىكشند. این جمله را من از آقاى رفسنجانى شنیدم.

اما یادم نیست از چه كسى شنیدم كه امام فرموده بود: «من تجمع اطرافیان آقاى منتظرى را به هم مىزنم، هر چند به قیمت جانم نیز تمام شود.» آقاى منتظرى در آن زمان، قائم مقام رهبرى بودند و ما نیز بهعنوان جامعه مدرسین، دو الى سه دفعه قبل از دستگیرى سیدمهدى، خدمت ایشان رفتیم تا ایشان رابطه خودش را با سید مهدى قطع كند و یا حداقل از ایشان دفاع نكند، اما ایشان نپذیرفت. آقاى منتظرى اینگونه بود كه فقط چیزى را كه براى خودش قابل درك بود، مىپذیرفت و زیر بار سخن دوستان نمىرفت.

 


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: