مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۶۲۲۶
روزشمار جنگ در غرب| گزارش 1 مهر 1359(روز دوم)
تلاش دشمن در روز دوم نبرد، بيشتر برای اشغال سرپل ذهاب صرف شد، زيرا سومار سقوط کرده‌ بود، نفت‌‌شهر درحال سقوط بود و چنانچه نيروهای بعثی موفق مي‌یشدند سرپل ذهاب را اشغال کنند، سقوط قصرشيرين نيز خودبه‌خود عملی می‌‌شد. بنابراين رژیم بعث تلاش کردند هرچه سريع‌تر سرپل ذهاب را تصرف كنند. ضمن اينکه ستونی از نيروهای ‌‌دشمن، که از محور خسروی- قصرشيرين پيشروی می‌‌کرد، تلاش كرد سريعاً سه‌‌راهی گيلانغرب- قصرشيرين را نيز اشغال کند و بدين‌‌وسيله، محور قصرشيرين به گيلانغرب را نيز تحت کنترل درآورد.
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۴ - ۰۱ مهر ۱۳۹۹ - 2020September 22

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ 31 شهریور 1359 ارتش بعثی به دستور صدام حمله سراسری خود به خاک ایران را آغاز کرد. در نوشتار حاضر گزارش  روز دوم جنگ تحمیلی روایت می‌شود.

در گزارش دوم چنین می‌خوانیم: سقوط سومار توسط سپاه غرب اعلام می‌‌شود و از ساعت 10 به بعد گزارش‌‌های رسيده از اين محور در تأييد اين خبر است». سپاه يادشده در ساعت 11 گزارش داد: «شهر قصرشيرين در حال سقوط است و نيروهای عراقی تا پشت پمپ بنزين قصرشيرين پيش آمده‌‌اند. علاوه بر قصرشيرين، امروز سرپل ذهاب نيز بمباران شد و زير آتش توپخانه قرار گرفت.

سقوط قطعی سومار در اوايل روز تأييد شد و ژاندارمری در ساعت 7:40 روز دوم جنگ اطلاع داد که يگان مستقر در سومار حدود 30 کيلومتر عقب‌نشينی کرده است. اما، پاسگاه‌های «ژاله‌پناه»، «سلمان‌کُشته»، «نفت‌شهر»، «کانی‌شيخ»، «سانواپا»، «چقاشيرگه»، «تپه‌بازرگان»، يگان مستقر در مواضع تپه‌های «اسماعيل‌خان» و «قلعه‌‌جوق» واقع در منطقه‌ سومار هنوز به مقاومت ادامه می‌‌دهند. اطلاع دقيقی از وضعيت اغلب پاسگاه‌‌ها در دست نيست. در اين گزارش ژاندارمری اضافه کرده‌ بود که در منطقه‌‌ی نبرد قصرشيرين نيز وضعيت نيروهای مدافع چندان مطلوب نيست.

تلاش دشمن در روز دوم نبرد، بيشتر برای اشغال سرپل ذهاب صرف شد، زيرا سومار سقوط کرده‌ بود، نفت‌‌شهر درحال سقوط بود و چنانچه نيروهای بعثی موفق مي‌یشدند سرپل ذهاب را اشغال کنند، سقوط قصرشيرين نيز خودبه‌خود عملی می‌‌شد. بنابراين رژیم بعث تلاش کردند هرچه سريع‌تر سرپل‌ذهاب را تصرف كنند. ضمن اينکه ستونی از نيروهای ‌‌دشمن، که از محور خسروی- قصرشيرين پيشروی می‌‌کرد، تلاش كرد سريعاً سه‌‌راهی گيلانغرب- قصرشيرين را نيز اشغال کند و بدين‌‌وسيله، محور قصرشيرين به گيلانغرب را نيز تحت کنترل درآورد. در ساعت 9:00 تانک‌‌های دشمن به دو کيلومتری سرپل‌ذهاب رسيدند و تلاش کردند وارد شهر شوند. ظاهراً، با اشغال سرپل‌ذهاب می‌‌توانستند بدون مواجهه با مقاومت نيروهای ‌‌ايرانی تا اسلام‌آباد غرب پيشروی كنند.

نيروهای ارتش بعث پس از محاصره‌‌ قصرشيرين، به‌سرعت به‌طرف پادگان ابوذر در حرکت بودند. در آن لحظه‌‌ها، خبرهای خوشی به پادگان نمی‌‌رسيد. در يک جمع‌بندی، فرمانده پادگان دستور تخليه پادگان ابوذر را صادر کرد و از هوانيروز برای انتقال نفرات و تجهيزات و نيز انهدام مهمات موجود در پادگان، تقاضای هلی‌کوپتر کرد. سرهنگ خلبان نريمان شاداب می‌گويد: «پس از رسيدن به منطقه، مورد استقبال شهيد شيرودی و شهيد سهيليان قرار گرفتيم که قبل از ما رسيده بودند و به ‌اتفاق، به ستاد پادگان رفتيم. پس از گفتگو با فرمانده پادگان، مطلع شديم به‌علت سقوط شهر قصرشيرين و حمله‌‌ سراسری نيروهای بعثی و عدم آمادگی پادگان ابوذر برای مقابله با دشمن، دستور تخليه‌‌ پادگان داده شد. لحظات سختی بود. در طول عمرم، چنان افسرده و ناراحت نشده‌ بودم. وقتی از من، که تنها خلبان بالگرد موشک‌انداز بودم، خواستند انبارهای مهمات را هدف قرار بدهم تا سالم به‌دست نيروهای بعثی نيفتد، حال عجيبی به من دست داد. پس از مشورت با شيرودی و سهيليان در يک لحظه‌ حساس با هم تصميم گرفتيم در پادگان بمانيم و با همان چهار فروند بالگرد جلوی پيشروی تانک‌های دشمن را بگيريم. اين موضوع را با سرهنگ غياثی در ميان گذاشتيم. او هم، که مثل ما ناراحت بود، قبول کرد. درحالی ‌که اشک شوق و انتقام در چشمان همه‌‌ ما موج می‌‌زد، پرواز را شروع کرديم...

تانک‌‌های بعثی يکی پس از ديگری با موشک، منهدم می‌شدند. خيلی عجيب بود، طی دوازده ساعت پرواز که در آن روز انجام دادم، به حول و قوه‌‌ الهی توانستم تعدادی تانک بعثی را منهدم کنم. در زمان پرواز، نيروهای بعثی با همه‌ توان به‌سمت بالگرد شليک می‌کردند و موشک‌های زمين به هوا يکي پس از ديگری به‌سمت ما شلیک می‌‌شد؛ ولی عجيب بود که حتی يکی از گلوله‌‌های دشمن به بالگرد ما اصابت نکرد. گويا دستی آهنين ما را به خط اول می‌‌برد و در مقابل گلوله‌‌های آتشين دشمن حفاظت می‌‌کرد. اکنون، پس از چند سال، هر وقت به آن صحنه‌‌ها فکر می‌کنم درمی‌‌يابم که خلبان خوب و ماهر بودن در آن روز، عامل حفظ ما نبود؛ بلکه اين رحمت خدا بود که ياری‌‌دهنده و حافظ ما بود». 

در اين روز، امام‌خمينی(ره) طی ابلاغيه‌ مهمی درباره‌ جنگ، ابهامات را روشن و بر لزوم اطاعت از فرماندهان تأکيد كردند و بيان كردند:

1- بايد اطاعت از شورای فرماندهی بدون کوچک‌ترين تخلف انجام گيرد و متخلفين با سرعت و قاطعيت تعيين و مجازات شوند.

2- اشخاص غيرمسئول از دخالت در امر فرماندهی خودداری کنند. فرمانده کل قوا به نمايندگی اين‌جانب و شورای فرماندهی، مسئول امور جنگ هستند.

3- ... اقدام دادگاه‌‌های ارتش در اموری که شورای فرماندهی صلاح نمی‌‌داند، بدون اطلاع اينجانب ممنوع است.

4- راديو و تلويزيون موظف‌اند اخباری را نقل کنند که صددرصد صحت آن ثابت می‌‌باشد... اخبار از غير منابع موثق نقل ننمايند.

5- ... نيروهای انتظامی موظف هستند کسانی را که دست به شايعه‌‌سازی می‌‌زنند، از هر قشر و گروهی که باشند، فوراً دستگير و به دادگاه‌‌های انقلاب تسليم و دادگاه‌‌های مذکور آنان را در حد ضدانقلابيون مجازات نمايند.

6- روزنامه‌‌ها از نشر مقالاتی که قوای مسلح را تضعيف می‌‌نمايد، خودداری نمايند.

7- اکيداً، همه‌ قشرهای ملت و ارگان‌های دولتی موظف شرعی هستند که دست از مخالفت‌های جزئی که دارند، بردارند و با مخالفت خود کمک به دشمنان اسلام ننمايند.

نخست‌وزير، محمدعلی رجايی، نيز اعلام كرد: «رژيم بعث از شرق اسلحه و از غرب پول دريافت می‌کند و حقوق مزدوران خود را از 18 دينار به 80 دينار افزايش می‌‌دهد تا کسانی را که معتقد هستند، بکشد».

منبع: کتاب «سرپل‌ذهاب در جنگ».

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: