مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برگی از خاطرات شهید آیت‌الله مویدی
آیت‌الله مویدی می‌گوید: «در کتابی که یکی از آجودان‌ها یا مشاورین شاه نوشته است خواندم که جریان دستگیری و تبعید حضرت امام به فرمان حسنعلی منصور صورت گرفت. او نوشته بود در یک مجلس مهمانی که شب قبل از دستگیری حضرت امام ترتیب داده بودند حدود نیم ساعت منصور با شاه در سالن قدم می‌زد و در مورد دستگیری حضرت امام صحبت می‌کردند و بالاخره شاه را متقاعد کرد که باید حضرت امام دستگیر و تبعید شود.»
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۶ - ۱۲ آبان ۱۳۹۹ - 2020November 02

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ هنگامی که امام از تصویب لایحه‌ی کاپیتولاسیون مطلع شدند بسیار آشفته و ناراحت شدند. لذا ایشان در روز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) درحالی که جمعیت زیادی در خانه و اطراف خانه امام آمده بودند در این رابطه صحبت کردند. سخنرانی آتشینی که امام درباره کاپیتولاسیون و توطئه امریکا سر دادند موجب به وحشت افتادن دستگاه شد از این رو حکم به دستگیری مجدد امام و تبعید ایشان به ترکیه دادند.

در ادامه با گریزی به کتاب خاطرات شهید آیت‌الله مویدی که تحت عنوان «مهاجر الی‌الله» توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی چاپ و منتشر شده است به نحوه‌ی دستگیری امام و تبعید ایشان به ترکیه پرداخته شده که از نظر می‌گذرد.


***دستگیری امام و محاصره مدرسه خان***

آیت‌الله مویدی می‌گوید: شبی که امام را دستگیر کردند من در مدرسه خان بودم. وقتی صبح خواستم برای نماز جماعت آقای مرعشی از مدرسه به حرم بروم دیدم که مدرسه محاصره است و مأموران نگذاشتند که از مدرسه بیرون بروم. به طبقه بالا برگشتم و بقیه را در جریان گذاشتم. از پشت پنجره نگاه کردیم و دیدیم درِ حرم بسته و مدرسه فیضیه هم محاصره است. بعداً متوجه شدیم که منزل مراجع هم محاصره بوده و امام را آن شب دستگیر کرده‌اند. تا پانزده روز مدرسه محاصره بود و نمی‌گذاشتند از مدرسه بیرون بیاییم. مدرسه خان یک درِ مخفی توی کوچه پشت گذرخان داشت که آن‌ها خبر نداشتند. لذا ما آن در را باز کردیم و افرادی که احتیاج به بیرون رفتن داشتند بدون این که کسی متوجه بشود از آن در خارج می‌شدند.

در خیابان‌ طوری بود که دو نفر با هم نمی‌توانستند صحبت بکنند. آن شب وقتی امام را دستگیر کردند ایشان را به سرعت به تهران بردند. ساعت 7/5 صبح بود که رادیو اطلاعیه‌ای از ساواک خواند مبنی بر این که امام را به ترکیه تبعید کرده‌اند. وقتی مردم این خبر را شنیدند همه خشک‌شان زد. مردم بی‌اختیار مغازه‌ها را باز نکردند. نماز جماعت‌ها و درس‌ها تعطیل شد. تقریباً مملکت به حالت فلج درآمد. مردم نمی‌دانستند چه کار کنند. حتی نمی‌توانستند جایی جمع بشوند برای این که تا مدتی قم به صورت غیر رسمی حکومت نظامی بود.

در حقیقت وقتی صبح مردم از خواب بیدار شدند با یک عمل انجام شده روبرو شدند. اما بعد اعلامیه‌ها و اعتراض‌ها شروع شد. بعد هم حاج آقا مصطفی را دستگیر کردند و به زندان قزل قلعه بردند؛ بعد از آن هم به ترکیه تبعید کردند. اگر هم کسی می‌خواست در این خصوص مطلبی بیان کند او را دستگیر می‌کردند. در همان زمان تعداد زیادی از علما و طلاب را دستگیر کردند.


***اعلامیه‌های مراجع بعد از تبعید امام***

بعد از تبعید حضرت امام مراجع شروع به دادن اطلاعیه و تلگراف کردند. تلگراف‌های زیادی به قم، تهران و حتی ترکیه مخابره شد. آیت‌الله خویی از نجف اعلامیه دادند. آقای میلانی از مشهد اطلاعیه دادند و در آن نوشتند «امام تنها نیست، ایشان سخنگوی مجمع اسلامی و روحانیت است». آیت‌الله مرعشی نجفی در اطلاعیه‌شان نوشتند «آیا ننگ نیست که در یک کشور اسلامی بیگانه‌ها مصون باشند ولی حضرت آیت‌الله خمینی را تسلیم بیگانه‌ها کنند و به خارج تبعید کنند». آیت‌الله گلپایگانی فرموده بودند «من به وظایف خودم عمل خواهم کرد، در این مملکت چرا باید به علما جسارت بشود». البته اعلامیه‌ها مختلف بود، بعضی لحن نرم‌تر و بعضی لحن حادتری داشت. به هر جهت همه علما با یکدیگر هم‌صدا شدند و از شهرهای مختلف شروع به صدور اطلاعیه کردند.


ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: