مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۷۳۲۳
برشی از خاطرات آیت‌الله فاضل استرآبادی
آیت‌الله استرآبادی: «بعد از اینکه‌ نظر مخالف‌ امام‌ را با در اختیار گرفتن‌ باغ‌ شاهنشاهی‌ گرفتم،‌ به‌ فکر تهیه‌ زمین‌ برآمدم‌. خیلی‌ از مناطق‌ را بازدید کردیم‌؛ جاده قائم‌شهر، جاده‌ بابلسر،جاده‌ آمل‌ و خیلی‌ از جاهای‌ دیگر. اما خدا خیلی‌ کمک‌ کرد تا اینکه‌ این‌ زمینی‌ که ‌الان‌ مدرسه‌ در آن‌ بنا شده‌ است،‌ در اختیار ما قرار گرفت‌ که‌ انصافاً زمین‌ سالم‌ و بدون ‌هیچ‌گونه‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ است‌. نه‌ موقوفه‌ است‌ و نه‌ طرح‌ اصلاحات‌ ارضی‌ و نه‌ زمین‌ اختلافی‌ است‌. چهار هکتار از پنج‌ هکتار را صاحب‌ آن با نیم‌بها به ما فروخت و یک ‌هکتار دیگر را از دو نفر که‌ شریک‌ بودند، خریداری‌ و مدرسه را احداث کردیم.»
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۲ - ۰۶ آذر ۱۴۰۰ - 2021November 27

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله محمد فاضل استرآبادی، از علمای انقلابی و موسس حوزه علمیه فیضیه بابل، در 6 آذرماه 1395 دعوت حق را لبیک گفت. ایشان در بخشی از خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره چگونگی تشکیل حوزه علمیه مازندران می‌گوید:

قبل‌ از اینکه‌ دوران‌ نمایندگی‌ مجلس‌ من‌ به‌ پایان‌ برسد، در فکر تأسیس ‌حوزه‌ علمیه‌ در بابل‌ بودم‌.... اولین‌ کاری‌ که‌ در جهت‌ احداث‌ حوزه‌ علمیه‌ در بابل‌ انجام‌ دادم‌، تشکیل‌ هیئت ‌امنا بود که‌ مرکب‌ از تعدادی‌ از بازاری‌ها و روحانیون‌ بود. چند اساسنامه‌ از مراکز علمی‌ و حوزوی‌ گرفتیم‌ و مطالعه‌ کردیم‌ و با توجه‌ به‌ نیازها و اهدافی‌ که‌ داشتیم، ‌اساسنامه‌ای‌ نوشتیم‌ و به‌ امضای‌ بیش‌ از بیست تن‌ از بازاریان‌ و فرهنگیان‌ و روحانیون‌ که ‌در واقع‌ اعضای‌ هیئت‌ امنا بودند، رساندیم‌.


قصر شاه و احداث حوزه علمیه؟ 

کم‌کم‌ به‌ فکر تهیه‌ زمین‌ افتادیم‌. از جمله‌ مکان‌هایی‌ که‌ جهت‌ احداث‌ حوزه‌ علمیه‌ پیشنهاد شده‌ بود، باغ‌ و کاخ‌ شاه‌، معروف‌ به‌ قصر شاه‌ بود که‌ مساحت‌ زیادی‌ داشت‌ و در کنار شهر واقع‌ شده ‌بود. بعضی‌ از دوستان‌ اصرار کردند که‌ یک‌ قطعه‌ زمین‌ از این‌ باغ‌ را بگیر و مدرسه را ‌احداث‌ کن‌. واقعیت این‌ است‌ که‌ از ته‌ دل‌ راضی‌ به‌ این‌ کار نبودم‌. همان‌ موقع‌ قرار بود آنجا دانشگاه‌ احداث‌ کنند، اما می‌شد پنج‌ هکتار را به‌ حوزه‌ علمیه‌ نیز اختصاص ‌داد. اشکالی‌ هم‌ نداشت‌ که‌ حوزه‌ و دانشگاه‌ در کنار هم‌ باشند. این‌ کاخ‌ در آن‌ زمان‌ در اختیار استاندار مازندران‌ مرحوم‌ آقای‌ مهندس‌ مجد آرا بود. افرادی‌ رفتند با ایشان‌ صحبت‌ کردند و نظرشان‌ را جلب‌ نمودند. بگذریم‌ از اینکه‌ بعدها نظر استاندار برگشت‌ و گفت: «من‌ پانصد هزار تومان‌ برای‌ این‌ کار اختصاص‌ می‌دهم».

در همین‌ اثنا که‌ قرار بود قسمتی‌ از کاخ‌ شاهنشاهی‌ را در اختیار ما بگذارند، بنده ‌از طریق‌ آقای‌ آشیخ‌ محمدعلی‌ صدوقی امام‌ جمعه‌ محترم‌ یزد که‌ در آن‌ زمان‌ نماینده‌ مردم‌ یزد در مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ بود و با مرحوم‌ حاج‌ احمد آقا نیز رفاقت‌ داشت‌ و با هم‌ صمیمی‌ بودند، خواستم‌ نظر امام‌ را در این‌ مورد جویا شوند. جریان‌ تأسیس‌ حوزه‌ علمیه‌ و باغ‌ شاهنشاهی‌ را برایشان‌ توضیح‌ دادم‌ تا ایشان‌ به ‌اطلاع‌ امام‌ برساند. بعد از گذشت‌ دو سه‌ روز ایشان‌ گفتند: «نظر امام‌ این‌ است‌ که‌ با تأسیس‌ حوزه‌ موافق‌اند، ولی‌ با احداث‌ حوزه‌ در این‌ گونه‌ زمین‌ها مخالف‌ می‌باشند و معتقدند که‌ این‌ گونه‌ زمین‌ها را برای‌ حوزه‌ نگیرند». بنده‌ از این‌ نظر امام‌ بسیار خوشحال‌ شدم‌؛ چرا که‌ خودم‌ هم‌ واقعاً راضی‌ نبودم‌.


تهیه زمین برای ساخت حوزه

بعد از اینکه‌ نظر مخالف‌ امام‌ را با در اختیار گرفتن‌ باغ‌ شاهنشاهی‌ گرفتم،‌ به‌ فکر تهیه‌ زمین‌ برآمدم‌. خیلی‌ از مناطق‌ را بازدید کردیم‌؛ جاده قائم‌شهر، جاده‌ بابلسر،جاده‌ آمل‌ و خیلی‌ از جاهای‌ دیگر. اما خدا خیلی‌ کمک‌ کرد تا اینکه‌ این‌ زمینی‌ که ‌الان‌ مدرسه‌ در آن‌ بنا شده‌ است،‌ در اختیار ما قرار گرفت‌ که‌ انصافاً زمین‌ سالم‌ و بدون ‌هیچ‌گونه‌ شک‌ و شبهه‌ای‌ است‌. نه‌ موقوفه‌ است‌ و نه‌ طرح‌ اصلاحات‌ ارضی‌ و نه‌ زمین‌ اختلافی‌ است‌. چهار هکتار از پنج‌ هکتار را صاحب‌ آن با نیم‌بها به ما فروخت و یک ‌هکتار دیگر را از دو نفر که‌ شریک‌ بودند، خریداری‌ و مدرسه را احداث کردیم.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: