مرکز اسناد انقلاب اسلامی

نام کتاب: جنبش دانشجویی در ایران از تأسیس تا پیروزی انقلاب اسلامی(چاپ دوم)
نام نویسنده: علیرضا کریمیان
موضوع : کتاب
زیرگروه موضوع: جامعه شناسی سیاسی
تاریخ انتشار: ۱۳۸۱
قیمت: ۷۵۰۰۰ ریال
شمارگان: ۲۵۰۰
قطع: وزیری
شابک: ۲ـ ۵۶ ـ ۷۳۵۷ ـ ۹۶۴‍ ـ ۹۷۸
تعداد
وضعیت: موجود
نسخه کتاب الکترونیک:
معرفی اجمالی:

بی شك یكی از روش های شناخت یك پدیده، مطالعه و دقت در اجزای به وجود آورنده آن است. البته لازم است كه اجزای منفك شده جهت مطالعه، به درستی انتخاب شده باشند. به عبارت دیگر، اجزای انتخاب شده می بایست به بهترین نحو ممكن ما را در شناسایی پدیده به مثابه كل، یاری نمایند. این روش شناسایی هر چند دقیق و یاری رسان محقق است لیكن در مورد پدیده های مربوط به اجتماعات انسانی (مسائل اجتماعی) پیچیده می شود. به عنوان مثال، در تحقیق پیرامون ماهیت پدیده انقلاب اسلامی ایران، مطابق این روش شناسی، اجزای پدیده من جمله عوامل و ریشه ها، رهبران، وقایع سیاسی، گروههای مختلف انقلابی و ... قابل شناسایی هستند. به وضوح قابل مشاهده است كه تحقیق به این نحو مستلزم شناسایی و مطالعه ده ها جزء از اجزای تشكیل دهنده كلیت پدیده اجتماعی است و همین كار تحقیق را مشكل و پیچیده می كند. به نظر می رسد كتاب "جنبش دانشجویی در ایران" به كوشش علیرضا كریمیان كه در سال 1381 توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی در دسترس محققین و علاقمندان به مطالعه انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته است، تلاش در راستای بررسی اجزای ساختار پدیده انقلاب اسلامی در ایران است. به زعم نویسنده، "در ایران هر چند دانشجویان و دانشگاهیان در طی چندین دهه نتوانسته اند به لحاظ علمی و فنی به موفقیت چشمگیری در پیشرفت و توسعه این سرزمین دست یابند، لیكن از بعد اجتماعی و سیاسی، دانشگاه از بدو تأسیس همواره از جایگاه و ارزش ویژه ای برخوردار بوده است." (ص 19) پس به خاطر این جایگاه و ارزش ویژه سیاسی – اجتماعی، شایسته بررسی به عنوان یكی از اجزای پدیده انقلاب اسلامی دانسته شده است. مولف در مقدمه نظری نسبتا مفصلی بر شكل گیری جنبش دانشجویی به علل گرایش دانشجویان به سیاست و گونه شناسی فعالیت سیاسی دانشجویان به عنوان جنبش اجتماعی می پردازد و جهت استحكام پایه های علمی بحث، نظریات و دیدگاههای جامعه شناسان و صاحب نظران در حوزه مسایل سیاسی همچون هابرماس، باتامور، سی رایت میلز و هربرت ماركوزه درباره جنبش دانشجویی می پردازد. قابل ذكر است كه افراد فوق الذكر مباحث خود را در بحبوحهء اعتراضهای دانشجویی دهه 1960 در آلمان و فرانسه مطرح كرده بودند. علیرغم تأثیرپذیری غیرقابل انكار جنبش اجتماعی دانشجویان در ایران از رویدادهای جهانی من جمله جنبش های دانشجویی در اروپا و آمریكا در دهه 1960 و حتی الگوپذیری از آن حركتهای اعتراضی، جای این سوال باقی است كه آیا مولف رابطه این همانی میان این دو جنبش احساس كرده است كه تفسیرها و نظریه پردازی ها حول آن جنبش، عینا، پایه های نظری تحقیق مولف حول جنبش دانشجویی در ایران قرار گرفته است؟! همجنین علیرغم بحث نظری مفصل در ابتدا، از فصل دوم تا انتهای كتاب، ردپایی از آن بحثها در بررسی های تاریخی محقق به چشم نمی خورد و خواننده یك گسست محتوایی میان فصول یاد شده (فصل اول و سایر فصول) را احساس می كند. به عبارت دیگر، اگر بحث نظری ابتدای كتاب مطرح نمی شد، تغییر خاصی در محتوای تاریخی فصول بعد و همچنین در فهم خواننده از مطالب مطرح شده در آن فصول، نسبت به آنچه اكنون ایجاد شده، ایجاد نمی گردید. علیرغم این انتقاد وارده، می توان اذعان داشت كه مباحث نطری و تاریخی مطرح شده، اطلاع و فهم نظری و تاریخی مناسبی را به خواننده می دهد و مولف در مجموع توانسته است به بخش عمده ای از هدف و سوال مطرح شده در پیشگفتار كتاب را برآورده كند كه "نقش و جایگاه جنبش های دانشجویی داخل و خارج از ایران در تحولات سیاسی و اجتماعی و پیروزی انقلاب اسلامی در طی سالهای 57-1340 چگونه بوده است؟" محقق سال 1309 را آغاز حركتهای اعتراضی دانشجویان ایرانی علیه رژیم رضاخان پهلوی می داند كه دانشجویان ایرانی مخالف مقیم اروپا با تشكیل كنگره ای در كلن، خواستار آزادی همهء زندانیان سیاسی و ایجاد جمهوری شدند و رضاشاه را "آلت دست امپریالیسم انگلیس" خواندند و در سال بعد نیز، گروهی از دانشجویان مقیم مونیخ كه با اعضای باقیماندهء فرقهء كمونیست ایران همكاری نزدیكی داشتند، نشریه "پیكار" را منتشر كردند. اما در سال 1313 چندی پس از تأسیس دانشگاه تهران و 1315 اعتصابهایی توسط دانشجویان پزشكی و تربیت معلم صورت گرفت. در سال 1316 نیز دانشجویان دانشكده حقوق در اعتراض به هزینه های بیهوده برای آماده ساختن دانشگاه جهت بازدید ولیعهد، در كلاسها حاضر شدند، آنها شكایت داشتند چرا اكنون كه اكثر روستاها، امكانات آموزشی ندارند ولی بیش از 120000 ریال برای خرید ادكلن جهت معطر كردن سالنهای دانشگاه هزینه شده است؟ در همان سال، 20 فارغ التحصیل دانشگاه كه بیشتر آنها در حال گذراندن خدمت سربازی بودند، به جرم پشتیبانی از فاشیسم و توطئه برای قتل شاه بازداشت شده و رهبر گروه به طور پنهانی اعدام شد. مولف در یك تقسیم بندی كلی سه گرایش چپ، اسلامی و ملی در فاصله سالهای 32-1320 شناسایی می كند كه هر یك تحت تأثیر تحولات اجتماعی و سیاسی و به سبب نزدیكی با گرایشهای فكری سیاسی موجود شكل گرفتند. به این ترتیب اتحادیه دانشجویی دانشكده های پزشكی و داروسازی و دانشكده های فنی، ادبیات و كشاورزی تحث تأثیر مستقیم سازمان جوانان حزب توده در سال 32 تشكیل شد. همچنین انجمن اسلامی دانشجویان در سال 22 و تحث تأثیر از تشكیل كانون نشر حقایق اسلامی در مشهد (محمدتقی شریعتی)، اتحادیه مسلمین و جمعیت مبارزه با بی دینی (نواب صفوی و حاج سراج انصاری)، جامعه اسلامی (شیخ عباسعلی اسلامی)، انجمن تبلیغات اسلامی (دكتر شهاب پور)، كانون اسلام (آیت الله طالقانی و مهیاری) و.... و فضای ضد مذهبی آن دوران و در راستای دفاع از هویت دینی جامعه، تشكیل شد. مرام انجمن در چهار ماده اعلام شد: 1. اصلاح جامعه بر طبق دستورات اسلامی 2. كوشش در ایجاد دوستی و اتحاد بین افراد مسلمان، مخصوصا جوانان روشنفكر 3. انتشار حقایق اسلامی بوسیله ایجاد موسسات تبلیغاتی و نشر مطبوعات 4. مبارزه با خرافات در همین راستا نیز نهضت خداپرستان سوسیالیست به رهبری فكری جلال آشتیانی و محمد نخشب تشكیل شد آنها توحید را به عنوان جهان بینی پذیرفته بوند و به لحاظ اقتصادی به سوسیالیسم گرایش داشتند و به لحاظ سیاسی در صدد مبارزه با استبداد و خواهان دخالت مردم در سرنوشت خود بودند. و اما گرایش ملی كه با ارتباط ارگانیك نهضت خداپرستان سوسیالیست با حزب ایران به فضای فكری دانشجویان راه یافت، در سالهای نخست وزیری مصدق جریانهایی چون "سازمان صنفی دانشجویان دانشگاه تهران" را علیه توده ای ها بسیج كرد. در سالهای پش از كودتای 28 مرداد ما شاهد تظاهرات مكرر دانشجویان در حمایت از نهضت مقاومت ملی و علیه استبداد رژیم محمدرضا پهلوی هستیم كه اوج آن در 16 آذر 32 و اول بهمن 40 در تاریخ ثبت شده است. از آنجا كه این گزارش بر آن است به برجسته ساختن نكات جالب كتاب بپردازد، اشاره ای به واقعه اول بهمن 40 می نماییم كه كمتر به آن اشاره شده است. در آن سال به دستور محمد درخشش وزیر فرهنگ دولت امینی، حدود 15 تن از دانش آموزان به جرم ارتباط با سازمان جوانان جبهه ملی اخراج شدند و متعاقب آن كمك هزینه تحصیلی دانشجویان سال اول دانشسرای عالی نیز قطع شد و دانشجویان را بر آن داشت تظاهراتی را در اول بهمن ماه تدارك ببینند. این تظاهرات با سركوب شدید نیروهای انتظامی مواجه شد و پس از گزارش ساواك مبنی بر اسائه ادب به مجسمه شاه، واحدهای چترباز و كماندوهای ارتش هم وارد عمل شدند كه منجر به مجروح شدن 600 دانشجو و وارد آمدن خسارات فراوان به دانشگاه شد. تلاشهای جنبش دانشجویی در سالهای تأسیس دانشگاه تا دهه 1340 با برخورد خشن و سركوب رژیم مواجه شد تا جنبش ذاتا رادیكال، ایده آل طلب و پرانرژی دانشجویی را به طرف موضع گیری قهرآمیز و انقلابی كشاند. مولف در بررسی جنبش دانشجویان در داخل ایران از این پس تا سال 57 در تلاش است تا هر یك از اجزای آن را به یكی از گروههای فعال در عرصه سیاسی – اجتماعی ایران آن زمان منتسب نماید. این گروهها از حزب توده، جبهه ملی دوم و نهضت آزادی ایران و سازمانهای چریكی فدایی خلق ایران و مجاهدین خلق ایران تا گروهها و شخصیت های فعال سیاسی – مذهبی مانند دكتر علی شریعتی، آیت الله طالقانی و .... را در بر می گیرد. به این ترتیب بنا به میزان حضور و فعالیت یا انزواطلبی و محافظه كاری این گروهها شاهد گرایش بیش یا كم دانشجویان به آنها هستیم. این مساله ای است كه امروزه روز نیز دست به گریبان جنبش دانشجویی ایران است و این جنبش به جای حركت مستقل و ایجاد امواج سیاسی – اجتماعی خود ساخته بیشتر گرایش به گروههای فعالی سیاسی و اجتماعی می كنندو حتی بعضا گوش به فرمان این گروهها بوده اند و اصولا كمتر پیش آمده است كه این جنبش بی واسطه احزاب موتور محرك جامعه گردد. البته این بخش علیرغم تلاش محقق و مستندات راهگشای جمع آوری شده، دارای نقاط ابهامی نیز هست كه پرداخت هر چند حزئی به آنها، در غنابخشی به این تحقیق كمك می كرد. از جمله این سوال مطرح است كه بجز گروههای معترض و مخالف رژیم، آیا گروههای منفعل و یا حتی حامی رژیم در دانشگاه وجود نداشته اند كه محقق اصلا به آنها نپرداخته است؟ مسأله آنجا اهمیت می یابد كه بخواهیم شمایی از وضعیت فكری. سیاسی – اجتماعی دانشگاهیان آن روز را ترسیم كنیم و میزان حضور هر یك از گروههای حامی و معترض به رژیم و حتی منفعل را برآورد كنیم. و سوالات دیگری كه به منظور گرایش ندادن به ذهن خواننده كتاب در این بررسی مطرح نمی شود. روند تشدید سركوب و اعمال حاكمیت مستبدانه توسط شاه تأثیر مستقیمی بر مهاجرت فعالان سیاسی و دانشجویان به اروپا و آمریكا داشت؛ به طوریكه طی سالهای 52-1347 حدود سی هزار نفر برای ادامه تحصیل از كشور خارج شدند و این تعداد از كل دانشجویان داخل كشور بیشتر بود، این تعداد در سالهای پایانی عمر رژیم از مرز صد هزار تن هم گذشت. (ص 222) كنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا متشكل از فدراسیونهای انجمن دانشجویان انگلستان، آلمان غربی و فرانسه در اتحادی با انجمن دانشجویان ایرانی در آمریكا پایهء مهمترین تشكل دانشجویی خارج از كشور را كه كنفدراسیون جهانی محصیلن و دانشجویان ایرانی در خارج از كشور (اتحادیه ملی) را تشكیل دادند. نكته جالب آنكه انجمن دانشجویان ایرانی در آمریكا از ابتدای تحصیل در سال 31 تا سال 39 از حمایت كامل سفارت ایران و انجمن دوستان آمریكایی خاورمیانه برخوردار بود و حتی سالانه هجده هزار دلار بودجه در اختیار داشت. آنها طی دیداری كه شاه در سال 37 از آمریكا داشت، او را به ریاست افتخاری سازمان دانشجویان ایرانی در آمریكا انتخاب كردند. اما هفده نفر به سرپرستی قطب زاده و محمد نخشب در شهریور 1339 روال كار را عوض كردند. همچنین حائز اهمیت است كه مرحوم دكتر علی شریعتی كه ابتدا در جمع جوانان نهضت ملی بود، در فعالیتهای دانشجویان ایرانی مقیم فرانسه و بعد از آن در كنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی خارج از كشور، به ویژه كنگره های پاریس و لوزان حضوری فعال داشت و در تبیین خط و مشی كمیسیون ها و در نوشتن اعلامیه ها و قطعنامه ی كنفدراسیون همكاری نزدیكی داشت. (ص 233) علیرغم حضور موثر كنفدراسیون جهانی در مبارزات علیه استبداد رژیم اما بالاخره دی ماه 1353 نقطه پایانی بر فعالیتهایش بود. اختلاف نظر میان گروههای ملی و توده ایو مناقشه درباره پیوستن به سازمانهای دانشجویی بین المللی و همچنین تحولات فكری و سازمانی توده ای های حاضر در كنفدراسیون به تبع اختلاف ها در حزب توده ایران، از عوامل به بن بست رسیدن كنفدراسیون جهانی بودند. نباید از اثر تخریبی نیروهای امنیتی رژیم شاه نیز غافل بود كه از مهمترین این اقدامات می توان به غیرقانونی اعلام كردن كنفدراسیون جهانی از سوی سیاوش بهزادی دادستان نظامی ارتش در اسفند 49 اشاره كرد. لازم به ذكر است كه یكی از جامع ترین فصول این كتاب فصل مورد اشاره است كه در آن اطلاعات جامعی در خصوص كنفدراسیون جهانی و مراحل حیات آن داده شده است كه نظر محققین و علاقمندان را به مطالعه این فصول جلب می كنیم. در كنار كنفدراسیون جهانی باید به انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در خارج از كشور اشاره كرد كه حاصل انشعاب دانشجویان مذهبی از كنفدراسیون جهانی و پیوستن آنها به سایر دانشجویان مسلمان بود. همچنین "اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا گروه فارسی زبان " نیز در آلمان غربی و با حمایت مستقیم شهید بهشتی از جمله گروههای مسلمان دانشجویی بود كه به عنوان رقیب اصلی برای كنفدراسیون جهانی مطرح شده بود و حتی با وجود بازگشت آیت الله بهشتی به وطن در سال 49 همچنان پرقدرت و با تشكیلات وسیع در اروپا به كار خود ادامه می داد. در ایالات متحده و كانادا نیز حركتهای مشابه اسلامی دانشجویان شكل گرفته بود. در اوایل دهه 50 انجمن اسلامی دانشجویان – گروه فارسی زبان در آمریكا و اروپا با یك دست كردن عقاید و با ایجاد سازماندهی مشترك بین صفوف خود توانسته بود جنبه مبارزاتی خود را به گونه ای نشان دهد كه رژیم ایران خطر بیشتری را از جانب اسلام گرایان حس كند. (ص 288) همكاری نهضت آزادی خارج از كشور با انجمن های اسلامی دانشجویان، به ویژه از سالهای 1354 به بعد كه كنفدراسیون دچار فروپاشی شد، باعث شد كه گروههای اسلامی نبض مبارزه بر ضد رژیم را در خارج از كشور به دست گیرند. (ص 292) در ادامه محقق نقش ویژه مرحوم دكتر شریعتی و شهید آیت الله مطهری در به حركت در آوردن و انقلابی كردن دانشجویان مذهبی و همچنین غنا بخشیدن به شاكله فكری آنها اشاره دارد و اینكه تلاشهای آنها به میزان زیادی در شركت دادن دانشجویان مذهبی در فعالیتهای انقلابی حضرت امام (ره) تأثیر به سزایی داشته است. در پایان نیز با ذكر شواهدی از همسویی حركتی جریانهای غیرمذهبی با نهضت امام خمینی (ره) علیرغم تضاد فكری یاد می شود، مانند آنكه نمایندگان كنفدراسیون جهانی 2 بار با حضرت امام (ره) دیدار داشته و دائما با خود ایشان و یا نزدیكانشان در ارتباط و مكاتبه بوده اند و یا اظهارات كیانوری از رهبران حزب توده كه حركت امام (ره) را مطابق با آرمانهای حزب دانسته بود و .... در خاتمه ذكر این نكته لازم است كه این بررسی به جهت جلب نظر علاقمندان به تاریخ انقلاب و محققین گرامی به كتاب "جنبش دانشجویی در ایران" صورت گرفته و آنچه مسلم است اینكه اطلاعات و مطالب این تحقیق بسیار فراتر از گفته های این بررسی است و نقدهای ایراد شده نیز تمامی مطالب در خصوص كتاب مورد نظر را در بر نمی گیرد. امید است در آستانه سالگرد حركت دانشجویی – دانش آموزی 13 آبان ماه، مطالعهء این كتاب نمای مناسبی از پیكره جنبش دانشجویی را در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در ذهن خوانندگان گرامی پرده برداری نماید.