مرکز اسناد انقلاب اسلامی

بعد از کشتار بی‌رحمانه مردم در 17 شهریور 1357 احساسات ضد استبداد و ضد استکبار در شهرهای کشور آشکارتر گردید. تنها چند بعد از این کشتار در 21 شهریور در جلسه‌ای که در انجمن ایران و امریکا در اصفهان برگزار شد کنسول مک کافی به حضار که عمدتاً خانم های امریکایی بودند گفت ایران از ثبات سیاسی برخوردار است و نباید شایعات را جدی گرفت. بر طبق تحلیل ساواک، علت سخنرانی کنسول، زدودن وحشتی بود که جامعه امریکایی به آن دچار گشته بود و سعی می کردند کمتر در انظار عمومی ظاهر شوند.
انقلاب اسلامی در استان مرکزی
در پخش و تکثیر اعلامیه‌ها هم افراد بسیاری نقش داشتند. در اراک تعداد زیادی از معلمین، کارگران کارخانجات به خصوص ماشین سازی، کشاورزان، کسبه و دانشجویان و ... در توزیع اعلامیه‌ها نقشی فعالیت داشتند.
انقلاب اسلامی در استان مرکزی
در شهریور ماه 1357 مردم ساوه به مناسبت‌های مختلف علیه رژیم پهلوی دست به تظاهرات زدند. بنابر اسناد در اول شهریور این سال 250 نفر از مردم از مسجد مقدس‌زاده شهر ساوه شروع به تظاهرات کردند. علاوه بر این مقارن ساعت 4 بامداد روز دوم شهریور در خاتمه مراسم احياء مردم دوباره اقدام به دادن شعار به نفع امام خمینی داده‌اند. علاوه بر این در روزهای بعد به خصوص ششم و بیست و سوم این ماه نیز مردم ساوه به خیابان‌ها ریختند و علیه رژیم پهلوی تظاهرات کردند.
انقلاب اسلامی در گنبد
پیاده به طرف شهربانی حرکت کردم. تمام جمعیتی که در مسجد بودند، پشت سر من راه افتادند. جمعیت، اول صلوات، بعد شعار «لااله الا الله» و بعد «الله اکبر» می‌گفتند. تا اینکه آرام آرام شعار «درود بر خمینی» را شروع کردند.
انتشار به بهانه درگذشت والده شهید شهریاری
به گواهی اسناد موجود، اولين تظاهرات مستقل زنان كشور در زنجان صورت گرفته است. این راهپیمایی در روز نهم شهریورماه 1357 و در پی شهادت احمد مرتضایی یکی از انقلابیون زنجان شکل گرفت. مرتضایی در 5 شهریور بر اثر اصابت گلوله توسط ماموران رژیم به شهادت رسید.
انقلاب اسلامی در کاشان
نمازمان را تازه خوانده بودیم که صدای تکبیر و شعار جمعیت به گوشمان رسید. خیلی زود متوجه شدیم که این خبر به جلسات شب ما هم رسیده و مردم با هیجان و شور و با تکبیر و همراه با چوب و چماق راه افتاده بودند. شعار «یا مرگ یا خمینی» مردم، فضا را پر کرده بود. مردم آمدند و ما را با سلام و صلوات و تکبیر و شعار، جلوی جمعیت انداختند. پلیس هم در این گونه مواقع دخالت نمی‌کرد، مخصوصا در آن شرایط که نمی‌خواستند در حول و حوش ایام عاشورا مساله‌ای اتفاق بیفتد. به همین دلیل شاید اگر همان موقع هم ما را دستگیر می‌کردند، نگه نمی‌داشتند و پس از یک تهدید آزاد می‌کردند. به هر حال همراه با سیل خروشان جمعیت، به محل جلسات هر شبمان رفتیم.
انقلاب اسلامی در شیراز
آیت الله بهاءالدین محلاتی که سابقه مبارزه با رژیم پهلوی را در کارنامه داشت، در دهه 40 مبارزات‌ خود را در راستای‌ اقدامات‌ و موضعگیری‌های‌ امام خمینی متمركز كرد و تا پایان‌ نیز بر این‌ شیوه‌ باقی‌ ماند. وی‌ هم‌زمان‌ با اعلام‌ اصول‌ انقلاب‌ سفید توسط‌ شاه‌ و موضعگیری‌ شفاف‌ امام‌ علیه‌ آن‌، به‌ مخالفت‌ با رفراندوم‌ پرداخت‌. پس‌ از حمله‌ رژیم‌ پهلوی‌ به‌ فیضیه‌ در فروردین‌ 1342، مبارزات‌ خود را علیه‌ دستگاه‌ سلطنت‌ بیش‌ از پیش‌ علنی‌ نمود و در برپایی‌ تظاهرات‌ 15 خرداد 1342 در شیراز نقش‌ بسیار چشمگیری‌ ایفا کرد. طی سال های تبعید امام، وی‌ مخاطب‌ ایشان در ارسال‌ بسیاری‌ از پیام‌ها به‌ استان‌ فارس‌ بود و تا پیروزی انقلاب رهبری مردم شیراز را برعهده داشت.
انقلاب اسلامی در مشهد
پنج شش نفر بودند که منزلشان را در اختیار علمایی که از تهران یا قم می‌آمدند قرار می‌دادند. یکی از این افراد ماشاءالله سلامتی بود که زن و بچه‌هایش همه در عرصه‌ مبارزات انقلابی بودند و واقعاً هم جان‌نثار بودند. وقتی آدم فکر می‌کند می‌بیند این‌ها چه انسان‌های بزرگی بودند. سید محمد وزیری وقتی به مشهد آمد با حاج ماشاء‌الله سلامتی در منزلشان ملاقاتی داشت. یک ‌روز به من گفت تو با کشاندن این افراد به صحنه، کار بزرگی انجام داده‌ای. من بی‌‌اختیار این جمله را گفتم «ما این‌ها را به عرصه مبارزه نیاورده‌ایم، بلکه همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن از عظمت نفس آقای خمینی است.» واقعاً هم این‌جوری بود. مثلاً وقتی می‌خواستیم این افراد را به تلاش و حرکت وادار کنیم، نمی‌توانستیم این‌کار را انجام دهیم تا اینکه به آن‌ها نوار صحبت‌های آقای خمینی را می‌دادیم. بعد از اینکه این نوارها را گوش می‌دادند با ما همکاری می‌کردند.
انقلاب اسلامی در محرم
در این روز جمعی از روحانیانِ تهران با انتشار اعلامیه‌ای از مردم خواستند خود را محیای حضور در راهپیمایی روزهایِ تاسوعا و عاشورا کنند. در شهر قم طبق معمول تظاهرات مردم منجر به درگیری با مأموران شد. همچنین بعد از نماز مغرب و عشا در حرم مطهر حضرت معصومه(س)، تعدادی از نمازگزاران شعارهای انقلابی سر دادند که این حرکت به مدت 20 دقیقه ادامه یافت. اعتصاب در این شهر نیز ادامه داشت و تمام مغازه‌ها بسته و مدارس و اکثر ادارات دولتی تعطیل بودند. همچنین زنجان شاهد تظاهرات گسترده‌ای علیه رژیم بود و در گورستان شهر نیز تظاهراتی صورت گرفت که در نتیجه‌ این درگیری تعدادی از مردم زخمی و یک نفر شهید شدند. در گورستان‌‌های شهر اهواز و آبادان هم در این روز حوادث مشابهی رخ داد و تعدادی از مردم به خاک و خون کشیده شدند.
انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری
دليل آزادى من علاوه بر آن نذر دوازده هزار لعن بر پهلوى، خانمى بود كه در منزلش سكنى گزيده بودم. ايشان در حمايت از من در روستاى گندمان به همراه پسرهايش تيمى را راه انداخته بود كه بيايند و ساواك بروجن را خراب كنند. وقتى اين عده به نزديكى‌هاى ژاندارمرى بروجن مى‌رسند، ژاندارم‌ها فوراً به ساواك بى‌سيم زده و خبر داده بودند كه يك عده نزديك به صد و پنجاه نفر چماق به دست به سمت ساواك مى‌آيند و اين‌ها هم كه ديده بودند اوضاع ناجور است بلافاصله مقدمات خروج مرا از زندان فراهم كردند. وقتى من آزاد شدم و به ابتداى خيابان رسيدم، آن عده را ديدم كه با سلام و صلوات مى‌خواستند مرا به روستاى خود برگردانند.