مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری
« محترماً ... معروض می‌دارد در ساعت 10 صبح مورخه 30/2/45 کمیته اطلاعاتی شهرستان شهرکرد در محل اداره ساواک بختیار و چهارمحال تشکیل و تصمیمات لازم اتخاذ و اینک رونوشت طرح منظمی کمیته مذکور جهت استحضار به پیوست تقدیم و نتیجه اجراء در ثانی به عرض خواهد رسید. رئیس شهربانی _شهرکرد_ سرگرد کیان افراز»
انقلاب اسلامی در خوی
شب‌ها با ماشین شهید كوچری به همراه اینجانب و برادر رحیمی ‌(فرمانده سپاه) در شهر گشت داشتیم و به تمامی‌ ادارات اعم از شهربانی و بیمارستان می‌رفتیم. شهید كوچری ضمن ملاقات با بیماران و پرستارها و دیگر كاركنان آن‌ها را به نحو احسن تشویق نموده و به كار و تلاش بیشتر دعوت می‌كرد. در ضمن گشت‌وگذار در شهر با جوانانی كه مورد اغفال قرار گرفته بودند، به صحبت می‌پرداخت و آن‌ها را نصیحت می‌كرد. ایشان برخی مواقع تا ساعت 10 یا 12 شب در فرمانداری فعالیت داشت و در روزهای تعطیل مردم را جهت سخنرانی و ارشاد به امامزاده‌ سید بهلول دعوت می‌كرد و برای آنها سخنانی ایراد می‌فرمود.
نظاميان امريكايى تحت عنوان «سپاه صلح» وارد شهرستان شدند و بر امور پادگان‌ها و كاربرد سلاح‌ها نظارت كامل داشتند. در انجام مانورها، تمامى جوانب امر را مى‌سنجيدند و همه‌ تحركات را زير نظر داشتند. براى نمونه، چند نفر از نظاميان ايرانى، يك اسكلت هواپيما را طراحى كرده بودند كه امريكاييان از ادامه‌ كار آنان جلوگيرى كردند.
یکی از مؤثرترین علمای دوره‌ مشروطیت «شیخ فضل‌الله نوری طبری مازندرانی»، فرزند «ملا عباس مازندرانى نورى»، از مجتهدان و علمای بزرگ شیعه در مازندران بود. عالم دیگر «ملا عبدالله مازندرانی» است که در کنار «آخوند خراسانی» و «میرزا خلیل محمدحسین تهرانى» به «مراجع ثلاث» مشروطه‌خواه نجف مشهور بودند. پس از پیروزی مشروطه و در دورانی که علما و روشنفکران به‌صورت یکپارچه علیه استبداد مبارزه می‌کردند، نهادهای جدیدی برای گسترش آگاهی‌ها و فضای باز سیاسی و اجتماعی ایجاد شد. در بارفروش «ملا محمد جان علامه» رئیس انجمن مشروطه‌خواهان، انجمن ایالتی و ولایتی را برای نظارت بر انتخابات تشکیل داد. در ساری انجمن نظارت در خانه‌ «آقا شیخ علی‌اکبر طبری مجتهد» تشکیل شد. یکی از منتخبین نمایندگی مجلس نیز «سید عباس شریف‌العلمای خاوری» از سادات معروف و علمای مشروطه‌خواه بود.
انقلاب اسلامی در کرمان
در سال 1352 آیت‌الله مشکینی به اتهام فعالیت علیه رژیم به ماهان کرمان تبعید شد. ساواک مرکز در 29 مرداد آن سال به ساواک تبریز دستور داد: «علي اكبر فيض مشكيني فرزند ملاعلي با راي كميسيون امنيت اجتماعي قم به سه سال اقامت اجباري در ماهان كرمان محكوم شده و اخيرا به اردبيل مسافرت نموده. لذا سريعا با همكاري مامورين انتظامي منطقه بازداشت و از طريق مامورين انتظامي به قم اعزام تا پس از رويت راي صادره به محل مذكور اعزام گردد.»
انقلاب اسلامی در نیشابور
چند روز قبل از فرارسیدن عید غدیر، شهربانی خراسان در گزارشی به ساواک آن استان از توزیع اعلامیه‌هایی خبر داد که مردم نیشابور را به اجتماع در روز عید غدیر دعوت می‌کرد.
به بهانه سالمرگ رضاخان
قانونی در دی ماه 1307 برای متحدالشکل نمودن البسه اتباع ایران در داخل کشور از مجلس گذشت. در اجرای این قانون تضیقاتی را ماموران برای مردم خصوصا مردم کردستان فراهم نمودند، چون می‌بایست همه کت و شلوار بپوشند و کلاه لبه‌دار پهلوی یا شاپو بر سر بگذارند. ژاندارم‌ها و پاسبان‌ها دستور داشتند هر کسی را در لباس کُردی مشاهده نمایند تحت تعقیب قرار دهند. چهار هزار تومان می‌گیرد، در آن زمان از سی تومان تجاوز نمی‌کرد، بسیار سنگین بود. زنان هم از چنین قانونی مستثنی نبودند. آنها هم می‌بایست لباس محلی را دور انداخته لباس اروپایی پوشیده و از برنامه کشف حجاب پیروی نمایند؛ چنانچه زنی با روسری یا هر نوع حجاب دیگری دیده می‌شد روسری را از سرش برداشته، پاره می‌کردند و به آتش می‌کشیدند.»
بزرگترین تجمع در تاریخ شهر رفسنجان در مراسم نماز عید قربان متجلی شد. در این مراسم كه به امامت حجت‌الاسلام هاشمیان در خیابان اقتصاد برگزار شد مردم روستاهای اطراف نیز حضور داشتند. ایشان در خطبه‌های نماز سخنان انقلابی و مهیجی ایراد كردند. پس از نماز، مؤمنان معترض به یك راهپیمایی سی هزار نفری دست زدند. اتفاق مهم دیگری كه به تداوم راهپیمایی دامن زد، رحلت آیت‌الله شیخ‌محمدحسین غروی بود. ایشان به دلیل جایگاه معنوی و شخصیت علمی از احترام والایی برخوردار بود. از شاگردان آخوند خراسانی و سایر علمای بزرگ نجف بود و بنیانگذار مدرسه علمیه رفسنجان و استاد اكثر روحانیان شهر بود، بنابراین احتمال اینكه رحلت ایشان، آرام و بی‌سر و صدا برگزار شود، منتفی بود. رحلت ایشان در غروب عید قربان، فعالان را به تكاپو واداشت.
اهواز
مرتضی کاشانی از فعالان نهضت ملی که به هنگام رخ‌داد قیام سی تیر در اهواز حضور داشت، خاطرات خود از آن روز را اینطور بازگو می‌کند: وقتی حادثه 30 تیر پیش آمد ما در بیمارستان راه‌آهن ساکن بودیم و اتاق داشتیم و از آنجا قیام سی تیر را زیرنظر داشتیم و کمک می‌کردیم. در این روز دولت از تانک استفاده کرد و مردمی را که به خیابان‌ها آمده بودند زیر می‌گرفتند. روز 30 تیر رفقای من در حضورم زیر تانک رفتند و کشته شدند. یکی از آنها پایش قطع شد و درگذشت و دیگری هم در فاصله پیاده‌رو و خیابان تانک از روی او رد شد.
برگی از زندگی و خاطرات مرحوم حجت‌الاسلام اقبالیان
حجت‌الاسلام شیخ ابوالقاسم اقبالیان دارفانی را وداع گفت. به همین مناسبت بخشی از ناگفته‌ها و خاطرات خواندنی ایشان منتشر می‌شود.