مرکز اسناد انقلاب اسلامی

از مرحوم رحیم نیکبخت، ده‌ها کتاب و مقاله به یادگار مانده است. برجستگی قلم او در تاریخنگاری، اهتمام در نگارش تاریخ آذربایجان و به اصطلاح «آذربایجان‌پژوهی» می‌باشد. وی همچنین دستی در حوزه عاشوراپژوهی نیز داشت و مقالاتی در این حوزه به رشته تحریر درآورد.
بررسی تاریخ معاصر نشان می‌دهد هر زمان سیاست‌مداران و رجال سیاسی به غرب اعتماد کرده و دست نیاز به سوی آن‌ها دراز کردند، پیامدی جز خسارت‌های زیان‌بار برای کشور در پی‌نداشته است. به عنوان نمونه در دوره مشروطه، با تسلط روشنفکران غرب‌گرا، نهضت از مسیر خود منحرف و به دیکتاتوری رضاخان ختم شد. اعتماد مصدق به امریکا نیز نتیجه‌ای جز کودتا و از بین رفتن مبارزات مردمی در ملی شدن صنعت نفت نداشت. سرانجام معاهده برجام نیز ثابت کرد اعتماد به غرب تا چه اندازه می‌تواند منشاء خسارت باشد.
« سفير روس... براي شيخ پيغام فرستاد که هر گاه مايل است فوراً به سفارت روس پناهنده شود و اگر هم خواسته باشد ممکن است چند نفر سالدات روسي به منزل او بروند و او را در پناه خود بگيرند تا مشروطه‌خواهان از تعرض او منصرف شوند. شيخ با هيچ يک از اين دو پيشنهاد موافقت ننمود و گفت در مقابل مشيت و اراده الهي تسليم صرف است».
پاسخ به یک شبهه
مخالفان شیخ فضل‌الله نوری و همچنین منتقدان او ضمن چشم پوشی بر روحیه استبدادستیز شیخ، که او را زمانی همراه و در جبهه مخالفین استبداد به حرکت به سمت قم وادار نمود و دیگر زمان به‌دلیل جابه‌جاشدن ماهیت عریان استبداد از نظام مطلقه پادشاهی به استبداد سیاسی جدید (در نگاه شیخ) در صف مخالفان مشروطه قرارداد، اتهام معاونت با استبداد را به او روا می‌دارند. اما اگر نگاه شیخ به محمدعلی شاه جز نگاهی ابزاری جهت مقابله با مشروطه غربی ‌و پاسداری از اسلام در سایه‌ توسل به قدرت او بود، شیخ نمی‌بایست فکر مقاومت مسلحانه ـ آن چنان كه برخی گزارش کرده‌اند ـ را در شرایط قوت گرفتن مقوله‌ تسلیم محمدعلی شاه در سر بپروراند.
مهدی افتخاری که بود؟
مهدی افتخاری با نام مستعار ناصر، از مسئولین قدیمی و پرسابقه مجاهدین، تنها كسی بود كه بیشتر از همه در معرض تحقیرهای دیوانه‌وار شخص رجوی قرار می‌گرفت. بعبارتی مهدی افتخاری تنها كسی بود كه رجوی با او كینه و دشمنی خاصی داشت چرا كه او تنها فردی از اعضای قدیمی سازمان بعد از كشته شدن علی زركش بود كه در مقابل انقلاب ایدئولوژیكی رجوی تا آخر ایستادگی كرد و رجوی هم در مقابل، هرگز اجازه خروج به مهدی را از قرارگاه اشرف نداد. رجوی او را به پائین‌ترین فرد در تشكیلات تبدیل كرد و پائین‌ترین كارها را به او سپرد و نهایتا هم مهدی در اوج تنهایی درون و بیرون خویش در همان قراگاه اشرف كه به بیماری سرطان مبتلا شده بود جان سپرد.
6 اردیبهشت 1358 محمدرضا سعادتی از اعضای ارشد و نفر دوم سازمان منافقین به اتهام جاسوسی برای کا.گ.ب (سرویس اطلاعاتی شوروی) در تهران دستگیر و پس از محاکمه به 10 سال زندان محکوم شد. از نکات عجیب پرونده آن است که سعادتی به رغم آن که به اتهام جاسوسی دستگیر شده بود و طبیعتاً نباید از امکان تبادل اطلاعات با بیرون برخوردار می‌بود، به راحتی با خارج از زندان در ارتباط بود. همچنین با همسر خویش که از اعضای اصلی منافقین بود نیز ملاقات داشته است. سرانجام در پی تداوم این فعالیت‌ها در 6 مرداد 1360، همزمان با فرار رجوی به پاريس، سعادتی به اتهام تشويق كاظم افجه‌ای به ترور محمد كچويی، ارتباط مداوم با مركزيت مجاهدين از درون زندان و استمرار جاسوسی از درون زندان تيرباران شد.
به بهانه سالروز مرگ رضا خان
محمدرضا شاه‌ برای‌ جلب‌ رضایت‌ علما، قائم‌ مقام‌ الملك‌ رفیع‌ ـ كه‌ خود قبلا از روحانیون‌ بود و سپس‌مشاور رضاشاه‌ و به‌ امر او لباس‌ روحانیت‌ را كنار گذاشته‌ بود ـ به‌ قم‌ فرستاد. قائم‌ مقام‌الملك‌ ابتدا نزد آیت‌اللّه‌ حجت‌ كه‌ عالمی‌ بزرگوار و انعطاف‌پذیر بود رفت‌. قائم‌ مقام‌الملك‌ هرچه‌ توضیح‌ می‌داد «آقای‌ حجت‌ با دست‌ اشاره‌ می‌كرد كه‌ نمی‌شنوم‌» همان‌ موقع‌ شهرت‌ داشت‌ كه‌آیت‌اللّه‌ حجت‌ وقتی‌ نمی‌خواهد به‌ چیزی‌ اعتنا كند، می‌گوید نمی‌شنوم‌، یعنی‌ اعتنا نمی‌كنم‌ وگوشم‌ بدهكار این‌ حرف‌ها نیست‌.
دکتر مظفر شاهدی
رضاشاه در تمام دوره 16 ساله سلطنت خود با سرکوب سبعانه و از میان برداشتنِ تمامِ آنچه در عرصه‌های گوناگون می‌توانست و باید، زمینه‌ها و موجباتِ تقویت و تحکیمِ حق تعیین سرنوشت و حاکمیتِ ملی مردم ایران را فراهم می‌کرد، آسیب‌های بس‌بزرگ و در موارد متعدد، جبران‌ناپذیری، بر حیاتِ جامعه ایرانی وارد ساخت. بعد از او پسرش نیز تلاش پایان‌ناپذیری برای مداخلهِ غیرقانونی در اداره امور کشور و ایجادِ فشار و محدودیتِ برای قوای سه‌گانهِ مجریه، مقننه و قضاییه آغاز کرد. و از همان آغاز سلطنت، نقش مداومی را در مسیر مشروطیت‌زدایی و نقض حق حاکمیت ملی مردم ایران ایفا کرد. از این‌رو در فرایندی که به جوانمرگی تأسفبار مشروطه انجامید بی‌گمان شاهان سلسله پهلوی، نقشی درجه اول ایفا کردند.
یكی‌ از جاهای‌ دیگری‌ كه‌ توطئه‌ علیه‌ نهضت‌ را هدایت‌ می‌كرد، دربار بود. لازم‌ بود تا این‌ مركز توطئه‌ نیز مورد تهدید قرار گیرد. آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ با هوشیاری‌ سیاسی‌ خود این‌ موضوع‌ مهم‌ را نادیده‌ نگرفت‌ و لذا پس‌ از ملاقات‌ علاء با آیت‌اللّه‌ در روز بیست‌وهشتم‌ تیر ماه‌، با درایت‌ مخصوص‌ خود در فردای‌ آن‌ روز در نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ علاء نوشت‌ كه‌: «به‌ عرض‌ اعلیحضرت‌ برسانید اگر در بازگشت‌ دولت‌ مصدق تا فردا اقدام ‌نفرمایید، دهانه‌‌ تیز انقلاب‌ را با جلوداری‌ شخص‌ خودم‌ متوجه‌ دربار خواهم‌ كرد».
دکتر رشید جعفرپور
27 تیر ۱۳۶۶، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت برای پایان دادن به جنگ ایران و رژیم بعث صدام صادر شد. این قطعنامه از نظر کمی و تعداد واژه‌های به کار گرفته شده مفصل‌ترین و از نظر محتوا اساسی‌ترین و از نظر ضمانت اجرایی قوی‌ترین قطعنامه شورای امنیت در مورد جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه ایران بوده‌است. این قطعنامه بلافاصله از سوی رژیم بعث عراق پذیرفته شد، اما دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل بعضی ضعف‌ها و نقایص قطعنامه به مدت یک سال آن را نپذیرفت. اما پذیریش این قطعنامه هرچند انتظار کامل جمهوری اسلامی ایران را برآورده نکرد، اما اشاره تلویحی در بندهای قطعنامه در باب «تعیین آغازگر جنگ» و نیز «پرداخت غرامت»، برای جمهوری اسلامی ایران پیروزی بزرگی به حساب آمد.