مرکز اسناد انقلاب اسلامی

زندگینامه خودنوشت شهید مدرس
آیت‌الله مدرس می‌گوید: «در مدت چند سال انقلاب از جمله وقایعی که بر من روی داده دوسال مهاجرت است با مجاهدین ایرانی در جنگ عمومی که به مسافرت عراق عرب و سوریه و استامبول منتهی شد. که تفصیل آن را مجالی باید و نیر دو دفعه مورد حمله شدم؛ یکی در اصفهان که در مدرسه جده بزرگ در وسط روز چهار تیر تفنگ و غیره به من اندختند ولی موفق نشدند و آن‌ها را تعقیب نکردم و مرتبه دوم...»
به روایت اسناد
«نظر به اینکه آقای مهندس اردشیر زاهدی چه قبل از روز رستاخیز 28 مرداد و چه در روز 28 مرداد ماه قدم به قدم در معیت تیمسار سپهبد زاهدی فعالیت‌‌های شایانی نموده که کاملاً هم آهنگی با عملیات نظامی داشته است. لذا کمیسیون پیشنهاد می‌نماید که به یک قطعه نشان درجه (1) رستاخیز مفتخر گردد.»
به روایت اسناد
در گزارش ساواک درباره این جلسه مهم که در مشهد برگزار شده آمده است: «تشکیل جلسه‌ای درباره مشاوره امور سیاسی مورد مذاکره در کنگره علما در مشهد با آقای شریعتی که قرار بود در شب جمعه تشکیل شود، به شب یکشنبه 43/5/4 موکول شد. این جلسه در شب مورد ذکر با شرکت آقای [محمدتقی] شریعتی و علی شریعتی و ... آقای سید محمدعلی میلانی به نمایندگی از طرف آیت‌الله میلانی و پسر آقای قمی و علامه طباطبایی و چند شیخ و معمم دیگر تشکیل شد. ابتدا آقای علامه طباطبایی مختصری از مبارزه علما در قم و سایر نقاط دیگر ایران و همدستی دانشجویان در مبارزه با آن‌ها و اینکه امروز عالم و متجدد همه باید روی اصول سیاسی مبارزه کنند و همدوش باشند، صحبت نمودند...»
به روایت اسناد
آیت‌الله سید مرتضی پسندیده در دوران نهضت اسلامی علاوه بر همراهی با نهضت اسلامی و پشتیبانی از امام خمینی، عهده‌دار جمع‌آوری وجوه شرعی و پرداخت شهریه طلاب بود. وی در تاریخ 1357/2/21 به اتهام تحريک مردم و اخلال در نظم و آسایش عمومی از طریق کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی شهرستان قم به مدت سه سال اقامت اجباری در انارک نائین اصفهان محکوم شد. با تبعید وی به گزارش ساواک امور مربوط به پرداخت شهریه توسط بیت امام خمینی با مشکلاتی مواجه شد و به همین علت ساواک مرکز دستور داد مشکلات را برای برادر امام پیش از بیش کرده و بر ارتباطات او نظارت کنند.
نامه یکی از گروگان‌های سفارت امریکا به مادرش:
سلام ما هنوز در بندیم اما با ما به خوبی رفتار می‌شود و به هیچ وجه صدمه‌ای متوجه ما نیست. من فکر می‌کنم روزنامه‌های امریکایی اخبار صحیحی منتشر نمی‌کنند. این مسئله در مورد روزنامه‌های سایر کشورها نیز صادق است.شاید کسی و یا چیزی باید که کارتر را متقاعد سازد که در درجه اول به محافظت از اتباع امریکایی بپردازد نه حمایت از شخص احمقی چون شاه، در این صورت است که ما می‌توانیم سالم و زنده به کشور خود بازگردیم. خوب دیگر باید نامه را تمام کنم، فقط می‌خواستم بگویم که خیلی خیلی شما را دوست دارم و امیدوارم که همه چیز به خوبی و خوشی پایان یابد.
دلاورمردان نیروی دریایی سپاه پاسداران در دوران جنگ تحمیلی، نقش ویژه ای در دفاع از آب و خاک کشور داشتند و امروز نیز با قدرت و رشادت، امنیت را در آب های کشور برقرار می کنند.
حلقه وصل سیزده آبان 43 و سیزده آبان 58
یک سند جالب تاریخی این دو واقعه را پیوند می‌دهد. سندی که سال 1344 رونوشت(کپی) آن توسط شهربانی رژیم پهلوی پیدا شد و پس از تسخیر سفارت امریکا در تهران اصل آن سند در اسناد لانه جاسوسی به دست آمده و منتشر شد.
به روایت اسناد
علما شیعه که حدود 300 نفر می‌باشند که در راس آنها آقای حکیم قرار گرفته مستقیماً به شخص رئیس جمهور امریکا آقای کندی نامه نوشته‌اند و مخصوصاً قید کرده‌اند که امریکا از ایران دست بردارد و ایران را به ملت خود واگذار نماید و این حکومتی که بر سرکار آورده‌اید از طرف ملت نیستند و به ملت ایران خیانت نموده‌اند و منتظر جواب آقای کندی هستند که اگر جواب مثبت نداد ملت ایران خودش امریکایی‌ها را از ایران خارج خواهد کرد.
در بخشی از سند آمده: «خلاصه سابقه محمدرضا مهدوی فرزند اسدالله... به‌موجب سوابقی که از نامبرده بالا در دست است، مشارالیه یکی از روحانیون ناراحت و افراطی است که از هر فرصتی که به دست می‌آورد برای تحریک مردم به اخلال در نظم عمومی و انجام اقدامات علیه مصالح مملکت استفاده می‌کند.»
بازنشر
در 31 فروردین 59، سران سازمان مجاهدین خلق طی نامه‌ای با امضای مسعود رجوی، خطاب به ابوالحسن بنی صدر فرمانده وقت کل‌قوا، درخواست مجوز حمل سلاح کردند. بنی‌صدر نیز با قید «موافقت می‌شود» در انتهای همین نامه، با درخواست سران مجاهدین خلق موافقت می‌کند.