مرکز اسناد انقلاب اسلامی

به روایت آیت‌‌الله سید حسین موسوی کرمانی: «پاپ در واتيكان براى در گذشت آيت‌الله بروجردى، مجلس يادبود گرفت و مسلمان‌ها را براى شركت در آن مجلس دعوت كرد. او گفته بود : «آيت‌الله العظمى بروجردى اختصاص به مسلمانان نداشت. ايشان سدى بودند در مقابل سيل فساد در دنيا كه عليه دين جارى شده بود. همه لازم است كه در اين مراسم، به هر كيفيتى مى‌توانند، شركت كنند و مقام ايشان را بزرگ بشمرند».
ارزش‌های دهه 60
خانم مریم بهروزی می‌گوید: «در اوایل انقلاب در مسجد قبا درباره‌ی حکومت اسلامی سخنرانی می‌کردم و عده‌ی زیادی در جلسات سخنرانی شرکت می‌کردند. روزی عده‌ای از خانم‌ها از نازی‌آبادی تهران برای شرکت در جلسه‌ی سخنرانی به مسجد قبا آمدند که در میان آنها عده‌ای از خانواده‌ی شهدا نیز بودند و به من گفتند: «ما از اینکه شهید نشده‌ایم ناراحتيم و تصمیم گرفته‌ایم طلا و جواهرات و وسایل زینتی خود را به حضرت امام تقدیم کنیم تا برای پیشبرد اهداف انقلاب هزینه شود.»
آیت‌الله فاضل استرآبادی می‌گوید: «خط‌ مشی‌ انجمن‌ در زمان‌ اوج‌گیری‌ انقلاب‌ موجب‌ نگرانی‌ و ناراحتی‌شده‌ بود. تا اینکه‌ کم‌کم‌ ما آثار نارضایتی‌ امام را از این‌ گروه‌ احساس‌ کردیم‌. بعضی‌ از افرادی‌ که‌ نزد امام‌ رفتند و با امام‌ صحبت‌ می‌کردند، به‌ من‌ گفته‌ بودند که‌ آقا ما هر وقت‌ نزد امام‌ می‌رویم‌، در اظهارات‌ خصوصی‌ و خودمانی‌، امام‌ از انجمن اظهار نارضایتی‌ می‌کند. علناً چیزی‌ نمی‌گوید، اما‌ پیداست‌ که‌ نگران‌ است‌. این‌ مطلب‌ برای‌ ما کاملاً مسلم‌ و مشهود بود که‌ امام‌ از انجمن‌ رضایت‌ ندارند.»
برشی از خاطرات آیت‌الله ری‌شهری
آیت‌الله ری‌شهری می‌گوید: نظر امام‌ پیش‌ از تصمیم‌ مجلس‌ خبرگان‌ نسبت‌ به‌ رهبری‌ آقای‌ منتظری‌ منفی‌ بود. ایشان‌ ضمن‌ نامه‌ی‌ 68/1/6 خطاب‌ به‌ آقای‌ منتظری‌ می‌فرمایند:«والله قسم‌ من‌ از ابتدا با انتخاب‌ شما مخالف‌ بودم‌ ولی‌ در آن‌ وقت‌ شما را ساده‌لوح‌ می‌دانستم‌ که‌ مدیر و مدبر نبودید...»
آیت‌الله عبدالله محمدی می‌گوید: «اولین روز سال 1361 بود که ما به اتفاق چند تن از دوستان به دیدار رزمندگان در مناطق مختلف رفتیم تا هدایایی که از طرف مردم کشورمان برای رزمندگان اسلام ارسال شده بود، توزیع کنیم. هدایا هم به مناسبت تحویل سال جدید، بیشتر شیرینی و شکلات بسته‌بندی شده بود. در آن ساعات اولیه از انجام عملیات فتح‌المبین اطلاع نداشتیم، وقتی از شهر حرکت کردیم، عملیات شروع شده بود.»
یک عکس، یک روایت
خاج عیسی می‌گوید: «... رفتم کنار حضرت امام ایستادم و عکس را گرفتیم. بعداً خود حاج رضا این عکس را خدمت امام برده بود. وقتی امام این عکس را امضا کرد خانم امام گفت: «چه عکس خوبی گرفتید. حق حاج عیسی هست که یک چنین عکسی داشته باشد».
ناگفته هایی از فاجعه فیضیه
نوروز 1342 با یک فراخوان غیرمنتظره آغاز شد. دعوت مراجع برای تحریم نوروز! این تحریم به دلیل اعتراض به تلاش رژیم به هَدمِ احکام ضروریۀ اسلام بود. روایت ها و خاطرات، تصویر دقیقی از این نقطه عطف ترسیم می کنند.
روایت شاهدان عینی از فاجعه فیضیه قم
به‌ روايت‌ شاهدان‌ عيني‌ «در آن‌ روز نيروهاي‌ نظامي‌ رژيم‌ به‌ دو دسته‌ تقسيم‌ شده‌ بودند. تعدادي‌ از آنها با لباس‌هاي‌ نظامي‌ و مسلح‌ به‌ سلاح‌هاي‌ گرم‌ اطراف‌ فيضيه‌ مستقر شده‌ و موجب‌ رعب‌ و وحشت‌ شركت‌كنندگان‌ در مراسم‌ به‌ هنگام‌ ورود به ‌مدرسه‌ مي‌شدند، برخي‌ ديگر از آنان‌ با لباس‌هاي‌ مبدل‌ و چماق‌هاي مخفي‌ در ميان ‌جمعيت‌ شركت‌ كننده‌ در مراسم‌ فيضيه‌ پراكنده‌ شده‌ بودند».
علی هادی‌تبار می‌گوید: «لحظات تحویل سال فرارسید و فروردین سال ۶۳ آغاز شد، درحالی‌که طبق روال سال‌های آزادی نه از پیام امام و نه از شادباش رییس جمهور از هیچ کدام خبری نبود. و به جای همه این‌ها در همان روز اول فروردین ۶۳ پلنگی به سختی در اتاق بازجویی مشغول بود و اسرایی را بیرون در، به انتظار بازجویی نشانده بودند. صدای فریاد دل خراش ضجه و فریاد یا حسین و یا مهدی اسرایی که داخل اتاق بازجویی شکنجه می‌شدند گاه و بی‌گاه در کل اردوگاه می‌پیچید».
حاج علی‌ اکرام علی‌زاده می‌گوید: «... هر چه فشار آوردند، مقاومت ما بیشتر شد. علیه ما در سازمان امنیت پرونده‌سازی کردند. بارها و بارها ما را برای توضیح و در واقع به قصد تحقیر و تهدید به سازمان امنیت باکو احضار کردند و برای تمسخر به ما می‌گفتند: «طرفداران امام سیزدهم!»... بارها ما را تهدید به مرگ و هتک حرمت کردند!»