مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آنتونی پارسونز می‌گوید: «تأثیرات سیاسی جشن شیراز بسیار جدی بود و اکثر برنامه‌‌های آن به حواشی افراطی برخی هنرها اختصاص یافته بود که چندان ضروری هم به نظر نمی‌رسید. همچنین چرا باید آن همه هزینه صرف نمایش هنرهای اروپایی، مجموعه‌‌های هنری و [ساختن] مراکز فرهنگی عظیم و پرزرق‌وبرقی می‌شد...»
به روایت خاطرات
بنا به گفته‌ خانم معصومه جاویدی استقبال از سخنرانی‌های دکتر مفتح به حدی بود که شب‌های جمعه در خیابان و کوچه‌های اطراف مسجد، فرش پهن می‌کردند و مردم و حتی زنان به طور گسترده از سخنان وی استقبال می‌نمودند. به گفته‌ی ایشان شب‌های 19، 21 و 23 ماه رمضان، تاسوعا و عاشورای سال 1353 بیشترین جمعیت در مسجد جهت سخنرانی دکتر مفتح و دیگر روحانیان حضور داشتند. اقدامات و فعالیت‌های دکتر محمد مفتح از چشم ساواک دور نماند و با توجه به سوابق او در مراکز امنیتی و انتظامی، با دقت کنترل و گزارش می‌شد.
آیت‌الله محی‌الدین انواری در ارتباط میان جامعه و رهبری انقلاب، محوریت با استاد مطهری بوده است: «در آن ایام، جمعی از بازاریان و دانشجویان، نوعی فعالیت داشتند که نمی‌توان آن را گروهی و حزبی نامید. به این ترتیب که بین تهران و قم آمد و شد می‌کردند و اخبار را از تهران به مراجع و خصوصاً امام می‌رساندند. در این فعالیت ابتکار عمل در دست مرحوم مطهری بود و اعلامیه و نوارهای سخنرانی را به تهران منتقل می‌کردند و کارشان پخش اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی بود و خیلی فعال و در عین حال صمیمانه به این کار می‌پرداختند...».
حمله رژیم پهلوی به مساجد در ماه مبارک رمضان
تظاهرکنندگان با شعار «شکسته شد الوداع حرمت محراب ما؛ خمینی بت‌شکن برس به فریاد ما» با پلیس درگیر شدند. ماموران با خشونت به سرکوبی تظاهرات پرداختند و با شلیک تیر هوایی و گازاشک‌آور و باتون و سرنیزه مردم را متفرق کردند. در این میان گروهی دستگیر و عده‌ای مجروح شدند.
خاکساران می‌گوید: «قبل از آغاز ماه مبارک رمضان، رابط سازمان با جمع ما که حسين فيض نام داشت، پيش من آمد و گفت که ما با اين گروه‌هاى کمونيستى و چپى توافق کرده‌ايم که در اين ايام براى افطارى و شام دو کارگر ما بدهيم و دو کارگر آنان بدهند؛ براى سحر چون آنان روزه نمى‌گيرند و به اين امور اعتقادى ندارند، کارگر هم نمى‌دهند؛ ولى ما بايد مطابق معمول براى آماده کردن مقدمات صرف ناهار آنان کارگر معرفى کنيم. من گفتم ما با اين روش مخالفيم، زيرا با مبانى اعتقادى ما سازگارى ندارد و اصولا مبارزه‌ى ما با رژيم که به خاطر آن زندانى شده‌ايم...».
راهکار امریکا برای هموار کردن مسیر دیپلماسی
وندی شرمن می‌گوید: «ما موقعیت ارتشمان در خلیج‌فارس را تغییر دادیم و بمبی را در آنجا قرار دادیم که می‌توانست تأسیسات فردو را که زمانی مخفیانه فعالیت می‌کرد هدف قرار دهد تا بلکه بتوانیم دیپلماسی را با تهدید نظامی معتبر حمایت کنیم.»
سرگرد آزاده حسن زارعی می‌گوید: روزهاى آغاز اسارت با فرا رسيدن ماه مبارک رمضان هم‌زمان بود. بچه‌ها از مدت‌ها پيش، خودشان را براى استقبال از اين ماه پر برکت آماده کرده بودند. آن‌ها از چند هفته پيش، سهميه‌ى پنير و خرماى خود را نگه داشته بودند تا هنگام سحر و افطار، چيزى براى خوردن داشته باشند
واکنش امام به انتشار صحبت‌های منتظری از رادیوهای بیگانه:
آیت‌الله مهدوی کنی می‌گوید: «من مكرر از امام می‌شنیدم كه ایشان را نصیحت می‌كردند كه چرا این حرف‌ها را می‌زنید. یك بار خود آقای منتظری نقل كردند كه امام بنده را خواستند و به من گفتند آقای منتظری شما حرف‌هایی می‌زنید كه رادیوهای بیگانه آن‌ها را می‌گویند.»
بازخوانی شکست امریکا در طبس
گری سیک چنین مطرح می‌کند: «اگر کسی بخواهد فقط روی یک عامل به‌عنوان دلیل نهایی شکست مأموریت انگشت بگذارد چیزی جز همان طوفان شن نیست که قابل پیش‌بینی نبود و تقریباً از همان ابتدای کار به طرز مصیبت‌باری زمان اجرای حمله را در هم ریخت».
انتشار برای اولین‌بار| برگی از خاطرات سردار حجازی
سردار حجازی می‌گوید: ما را بردند در اتاق بازجویی و گفتند بگو. گفتیم چی بگوییم؟ چیزی نمی‌دانیم. کمی کتک زدند. دستبند قپانی می‌زدند. روی یک پا باید می‌ایستادی. با شلاق می‌زدند.