23 فروردین 1386
سخنرانی عجیب سرهنگ قذافی رهبر لیبی
«معمر قذافی»، رهبر لیبی، هفته گذشته با سخنرانی عجیب خود، بسیاری از نخبگان را غافلگیر كرد.
قذافی كه به رغم شافعی بودن مردم كشورش و نزدیكی آنان به تشیع، به ناصبی مشهور بوده و سابقه تحركاتی علیه ایران و شیعیان را هم داشت، در این سخنرانی، علاوه بر تجلیل از اهل بیت و تشیع، به دفاع از ایران پرداخته و آشكارا به غرب و كشورهای اسلامی وابسته به آن، تاخته است.
او که سالهای سال رئیس جمهور دائم العمر جمهوری خلق لیبی است خود را برادر بزرگتر مردم لیبی خوانده و تلاش کرده است با یکپارچه کردن قدرت در دست خود از قدرت گرفتن مردمسالاری و احکام اسلامی خواسته مردم ممانعت به عمل آورد. قذافی مدتی پیش در پی اعدام صدام سه روز عزای عمومی در لیبی اعلام کرد.
وی همچنین ضمن شیعی دانستن سنتهای مردم آفریقا، از قصد خود برای تشكیل دولت فاطمی دوم در شمال آفریقا نظیر دولت فاطمی مصر، خبر داده است.
بدون هرگونه تحلیل درباره علت بیان اینگونه سخنان از سوی قذافی، مهمترین محورهای سخنان رهبر لیبی در دیدار با شخصیتهای سیاسی ـ اجتماعی و رهبران قبایل و مشایخ كشورهای مختلف عربی و اسلامی در شهر «آغادیس»، واقع در شمال نیجر كه در تاریخ 10/1/86 كه به مناسبت میلاد نبوی بیان شده، منتشر میشود:
امروز ما به ترویج خشونت و تروریسم متهمیم، در حالی كه ما اهل مدارا هستیم ما پیامبران دیگر را قبول داریم و به آنان احترام میگذاریم، ولی آنان (غرب) كه ما را به خشونت متهم میكنند، پیامبر ما را قبول ندارند و اقدام به نشر كاریكاتورهای اهانتآمیز و توهین به پیامبر ما مینمایند در حالی كه هیچ شناختی از او ندارند...
اینك اسلام با چالش حقیقی روبهروست. ناچار ما باید چالش كنیم و ثابت كنیم اسلام، دین جهانشمول و خاتم است و برای همه آمده و در نزد خداوند غیر از اسلام، دین دیگری پذیرفته نیست. دین عیسی(ع) تنها برای بنیاسرائیل بوده، نه دیگران. ما باید با صدای بلند این را اعلام كنیم. سكوت غلط است و نباید از اینكه بر ما مارك «تعصب» بزنند، بترسیم.
ما برای دفاع از خود و عقیده و كرامت و وجودمان به چالش (با آنان) ادامه میدهیم تا بلكه این خفقان و انحطاطی كه گریبان حكام عرب و مسلمانها را گرفته، از میان برود. هماكنون رهبری به دست تودهها و انقلابیون و شورشیان و حتی تروریستهاست. بگذارید بگویند (فلان) تروریست حاكم شده. همه كشورها از بزرگ گرفته تا كوچك، از تروریسم میترسند. تروریستها چه كسانی هستند؟ آنان افراد عادی هستند. حكام نیستند، ارتش و تاج ندارند. آنان افراد عادی هستند كه بزرگترین كشور از آنان میترسد، البته معنی این سخن آن نیست كه ما از تروریسم یا چیز دیگری حمایت میكنیم، ولی این مسئله نشان میدهد كه حل مسائل به دست تودههاست ما میتوانیم خیابانها را به آتش بكشیم و آمریكا نمیتواند آن را خاموش كند.
آنان تلاش دارند همه آثار دین اسلام را نابود كنند، برای همین آنان وسایل و ادوات جنگی بر جای مانده از مسلمانان و نیز قبر محمد(ص) و قبور صحابه و اهل بیت و مهاجران و انصار، قبر فاطمه(س)، قبر عایشه، قبر عثمان و قبر عمر را به بهانه جلوگیری از بازگشت شرك، نابود كردهاند. آنان نمیخواهند اثری از اسلام باقی بماند و برای اینكه قبر پیامبر را از بین ببرند، آمدهاند مسجد به این بزرگی (مسجدالنبی) ساختهاند. من شخصا به آنجا رفتم و این مكان را برای من باز كردند، ولی در آن قبری ندیدم. قبر بقیه اصحاب را هم نابود كردند.
به تازگی ایرانیها شماری از تفنگداران دریایی انگلیس را دستگیر كردهاند كه در برابر این اقدام ایران، انگلیسیها اعتراض نموده و گفتهاند، آنان در آبهای سرزمینی خودمان بودهاند. ایرانیها در پاسخ گفتند: آیا آبهای سرزمینی شما در اطراف جزیره انگلیس نیست؟ انگلیسیها گفتند: تفنگداران ما در آبهای سرزمینی ما در عراق بودهاند؛ یعنی عراق، جزیی از انگلیس و آبهای سرزمین آن نیز جزو آبهای سرزمینی انگلیس شده است و شما (ایرانیها) حق ندارید آنان را در آبهای سرزمینی خودمان دستگیر كنید.
ببینید كار به كجا كشیده كه یك كشور عربی را اشغال و حاكم آمریكایی برایش تعیین میكنند. اگر برمر تا حالا مانده بود، شاید در نشست ریاض حاضر میشد و حاكمان عرب این را میپذیرفتند! چه كسی (از حكام عرب) میتوانست بگوید نه؟
اكنون ما دچار پراكندگی شدهایم؛ حكومتها ناكارآمد بوده و به فكر مردم نیستند. اسلام را به اسلام شیعه و سنی تقسیم كردهاند و این بدعت است؛ بدعتی است كه حتی كاخ سفید و رئیسجمهور آمریكا هم از آن سخن میگویند، در حالی كه اصلا مفهوم آن را نمیدانند ولی آنها از این مسئله سوءاستفاده میكنند. ایرانیها را بر ضد اعراب و اعراب را بر ضد ایران تحریك میكنند، شیعیان را بر ضد سنیها و سنیها را بر ضد شیعیان تحریك میكنند. این به نفع ما نیست، به نفع دیگران و به نفع دشمن استعمارگر است. این وضع مانند اواخر دوره عباسی است كه به دولت فاطمی در شمال آفریقا منجر شد؛ دولتی كه منسوب به فاطمه زهرا(س) است و «الازهر» كه آن هم مشتق از نام «زهرا»، دختر رسول خدا(ص) است، توسط این دولت تأسیس شد.
میگویند شیعیان در ایران هستند و شیعه؛ یعنی فارس و سنیها عربند. این دروغ و مغالطه است. واقعیت، عكس آن است. نخستین حكومت شیعی؛ یعنی حكومت فاطمی در شمال آفریقا تشكیل شد و 260 سال دوام داشت، برای همین لذا تقالید و سنتها در شمال آفریقا همهاش شیعی است. ماتم روز عاشورا و جریانهایی كه درباره [حضرت] علی نقل میشود و در آن، مبالغه هم هست، از شیعه گرفته شده و اسماء نیز همه شیعی است. در خصوص اینكه چه كسی محق برای حاكمیت است، باید گفت كه آیا محقتر از اهلبیت، كسی هست؟ اهل بیت برای حكومت اولیتر از همه حكام كنونی هستند كه از اهل بیت نیستند. این تفرقه و تحریك كه در آن شیعه بر ضد عرب و عرب بر ضد فارس برانگیخته میشود، ساخته اشغالگران و صهیونیستهاست. شیعه [فقط] ایران نیست، شمال آفریقا شیعه است ... مسائل به هم ریخته و همه چیز معكوس شده است (واقعیت چیز دیگری است).
ما دولت فاطمی دوم را در شمال آفریقا ایجاد میكنیم. هویت ما، هویت فاطمی خواهد بود و عربها و بربرها را در آن ذوب میكنیم. احزاب چپ و راست افراطی و خشونتطلبها همه در آن ذوب شده و هویت واحدی تشكیل خواهند داد. به این ترتیب، كشمكشهای قبیلهای، مذهبی و قومی در شمال آفریقا، الجزایر، سودان، مصر و در صحرا پایان مییابد و همه ما فاطمی میشویم. شمال آفریقا، عربی و شیعه است و هر كس میگوید، شیعیان فارس هستند، دروغ میگوید. دولت فاطمی كه نخستین دولت شیعی بود، در شمال آفریقا تشكیل شده نه در ایران و ما دوباره آن را احیا میكنیم و برای این كار، از همه نیروهایی كه در حدود دولت فاطمی اول بودند، میخواهیم تا بار دیگر دولت فاطمی دوم را كه دولت پیشرفته و یكدستی خواهد بود، تشكیل دهند.
... اینكه چه كسی محقتر برای خلافت بوده، مسئلهای تاریخی و جنگ برای قدرت است. اگر قرار بود پس از پیامبر، یكی از نزدیكان و اهل بیت حاكم شود، خب علی محق بود، ولی اگر قرار بوده كسی كه مسنتر و یا ثروتمندتر و یا حكیمتر است، حاكم شود، ممكن بود این حق ابوبكر باشد؛ خب این منطقی است، ولی به هر حال اینها مسائل تاریخی است، ولی از نظر عاطفی، همه ما عربها و همه مسلمانان با علی هستیم و معنی آن این است كه همه عربها شیعه هستند. اگر معنی شیعه بودن، تعاطف با علی است، پس همه عربها شیعه. میگویید نه، رأیگیری كنید و از مسلمانان و عربها بخواهید بین علی و معاویه، یكی را برگزینند. همه علی را انتخاب میكنند. از مسلمانان بپرسید آیا با فاطمه زهرا(س) هستید یا دیگری؛ زن معاویه، زن یزید یا هر زن دیگری؟ میگویند: خیر، ما با فاطمه زهرا(س) هستیم؛ یعنی شیعه آلالبیت و شیعه فاطمه و شیعه علی.
همه عربها و مسلمانان شیعه علیاند: اگر پیرو علی، شیعه است، همه ما شیعهایم. این یك حقیقت و از فرهنگ ماست. اگر معنی سنی بودن، ایمان به محمد(ص) و سنت اوست، پس همه ایرانیها سنی هستند. آیا ایرانیها گفتهاند ضد محمد(ص) هستند؟ خیر، آنان میگویند محمد(ص) پیغمبر ماست و آنان پیرو سنت پیامبرند؛ پس آنان سنی هستند؟
برخی از ما میپرسند آیا شما علی را دوست دارید؟ بله، ما علی را دوست داریم. میگویند: پس شما شیعه هستید. بله، مردم شمال آفریقا شیعه هستند، ولی مسائل برعكس شده است. ما باید به این جدال پایان دهیم و راه سوءاستفاده دشمن را ببندیم و نیز جلوی حكام عرب را كه برای خشنودی آمریكا و اشغالگران از ایران ابراز كراهت میكنند، بگیرم. حكام عرب برای خشنودی آمریكا و اشغالگران از ایران كراهت دارند و میگویند: ایران در حال ساخت بمب اتمی است. ایران چنین است و چنان است؛ فارسها چنین هستند و چنانند. وقتی میپرسیم چرا از ایران نفرت دارید، میگویند: برای اینكه شیعه است. نه ... نه ما در شمال آفریقا یك دولت فاطمی جدید هستیم و شیعه هستیم... تمام شد. شیعه هماكنون از ایران به شمال آفریقا انتقال یافته است كه به این ترتیب، باید دولت فاطمی دوم برپا شود.
ما در شمال آفریقا شیعه هستیم، اما اگر از سنت نبوی سؤال شود، با جان و دل استقبال میكنیم و به آن پایبندیم. ما پیرو سنت پیامبر(ص) و پیرو علی(ع) هستیم. دوره اختلافات تمام شد و دیگر اتحادیه مغرب عربی و یا غیر آن در میان نیست. مرزها برایمان مهم نیست. هركس هرجا هست، باشد. مرزها سر جایش هست، منتهی هویت ما فاطمی است. هیچ كس هم برای حكومت، محقتر از اهل بیت كه منسوبان فاطمه(س) هستند، نیست.
اگر هم طرفدار دمكراسی هستید، پس حاكمیت را به مردم بسپارید و به حكومتهای سلطنتی و ریاستی پایان دهید و تسلیم امر شورا شوید، اما اگر میخواهید از اسلام سوءاستفاده كنید، بدانید كه اهل بیت برای حكومت از شما محقترند. چه كسی گفته شما به نام اسلام، حكومت كنید؟
ما نمیخواهیم وارد مسائل فرعی و اختلافات فقهی شویم. یكی پیرو فقه حنفی است و دیگری مالكی. هر كس هر فقهی دارد، داشته باشد، اركان و فروع دین ثابت است. هر كس هر قومیتی دارد، داشته باشد، هر كس مزیتی دارد، داشته باشد. هر زبانی دارد، داشته باشد. اینها مهم نیست. مهم، هویت ماست كه فاطمی است. البته حكام این مسئله را رد خواهند كرد. شما واكنش آنان را خواهید دید. آنان میخواهند اسلام را نابود كنند، برای همین شیعه و سنی درست كردهاند.
ما از برادران ایرانی خود كه شیعه اهل بیت و شیعه علی شدند، تشكر میكنیم. از آنان كه به اهل بیت پیوستند، سپاسگزاریم، چراكه این، مسئله بزرگی است. من تعجب میكنم كسانی مانند اردنیها كه از اهل بیت هستند، ضد شیعهاند. مگر شیعه چه معنی دارد؟ شیعه پیروان اهل بیت هستند، آن وقت شما (اردن) چطور دشمن آنان (شیعیان) هستید؟
این دعوت برای برپایی حكومت فاطمی جدید مورد حمایت اسماعیلیها، زیدیها، نزاریها، علویها و همه كسانی كه در دایره دولت فاطمی بودند، قرار خواهد گرفت و این برای ما بهتر است كه همه در یك هویت واحد ذوب شویم.