بازتاب‌های سفر یك هیأت سیاسی به افغانستان كه به بهانه حضور در مراسم تجلیل از احمد شاه مسعود انجام شده توجه مراكز فرهنگی و نیز دستگاه‌های امنیتی را به تحولات اخیر در این همسایه شرقی ایران معطوف كرد و نگرانی‌هایی را در اذهان نسبت به غفلت دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در مواجهه با افغانستان پس از اشغال شكل داد. هر چند رسانه‌های كشور پرسش و تعجب خود را از تركیب نامتجانس هیأت ایرانی و رفتار غیر دیپلماتیك برخی اعضاء در طول سفر و عملكرد ضعیف سفیر جمهوری اسلامی پنهان نكردند ولی به جز طرح چند سؤال در برخی رسانه‌ها، پیگیری عمیق و نگاه موشكافانه‌ای نسبت به این رویداد از جانب مسؤولین امر صورت نگرفت.
در عین حال بررسی‌ها حاكی است به جز آقایان «محبیان» و «شكوهی» كه به جناج اصول‌گرا متمایلند، ما بقی اعضای هیأت اعزامی به افغانستان یا اكثر آنها، وابسته به نهضت آزادی بودند كه در رأس آنها نیز «ابراهیم یزدی» قرار داشت. به گواه شاهدان عینی، «ابراهیم یزدی» ، فعال‌ترین عضو هیأت ایرانی رد این سفر بود، به نحوی كه نامبرده، علاوه بر سخنرانی‌ةای سیاسی خود، دیدارهایی خصوصی نیز با مسؤولین دولت افغانستان داشت.
رفتار سیاسی ابراهیم یزدی در این سفر به قدری برجسته بود كه خود به خود صدرنشین هیأت ایرانی و نماینده جمهوری اسلامی در همایش بزرگداشت شیر دره پنجشیر شد، بدون آن كه چنین مسؤولیتی به او ابلاغ شده باشد. البته حضور كم رنگ سفیر كشورمان در همایش مذكور در این اتفاق نقش اصلی را ایفا كرد.
همچنین سیاست‌های جمهوری اسلامی در موضوع مهاجران تأثیر منفی در افكار عمومی افغانستان بر جای گذاشته است. با یك بررسی آماری می‌توان گفت: بیشتر مهاجرینی كه از پاكستان به كشور خود باز گشته‌اند، بیشتر در رشته های فنی و مهندسی جذب بازار كار شده‌اند، ولی بیشتر مهاجرینی كه از ایران به افغانستان برگشته‌اند، كارگر هستند، به نحوی كه حتی سیستم دولتی به آنها اعماد نمی‌كنند.
در افغانستان پس از اشغال، مؤسسات غربی با تأسیس NGO و تربیت كادر فرهنگی به شدت فعالند و سرمایه‌گذاری همراه با برنامه‌ریزی دقیق در این حوزه صورت گرفته است. به عنوان مثال: یك مؤسسه فرانسوی ـ افغانی كه یك یا بریده‌های منافقین نیز در آن فعالیت می‌كنند، چند هزار نفر دانش آموخته خبرنگاری، عكاسی و نویسندگی مطبوعات تربیت كرده است. این در حالی است كه وضعیت مطبوعات و نشریات در افغانستان ضعیف به نظر می‌رسد.
به طوری كلی اوضاع فرهنگی افغانستان حكایت از این دارد كه جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر فعالیت‌های فرهنگی چندانی در این كشور نداشته است و علیرغم قرابت‌های شدید فرهنگی و تاریخی بین دو ملت، دیپلمات‌های ایرانی بیشتر سرگرم فعالیت‌های صرفا سیاسی بوده‌اند.
لازم به ذكر است: در اوایل دولت نهم، مشاور هنری درخواست كرد عمده تعهدات ایران برای بازسازی افغانستان در حوزه فرهنگی هزینه گردد و علیرغم استقبال و دستور رییس جمهور، اقدامی صورت نگرفت.