حجت الاسلام روح الله حسینیان رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی عصر دوشنبه به تالار شیخ انصاری دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران رفت تا به جبران برنامه لغو مجوز شده "پشت پرده اصلاحات" در آخرین روزهای سال 86، این بار با عنوان "آن سوی دوم خرداد" به بیان ناگفته های خود بپردازد. اما در ابتدای این برنامه نیز برق سالن به صورت ناگهانی قطع و برنامه در تاریكی و زیر نور شمع برگزار شد در حالیكه برق بخش‌های مختلف دانشگاه تهران روشن بود و فقط برق ضلع غربی این دانشگاه و ازجمله دانشكده حقوق قطع شده بود. البته دقایقی بعد از اتمام این جلسه برق دانشکده حقوق وصل شد.



به گزارش خبرنگار مرکز اسناد،حسینیان البته در ابتدای سخنانش با اشاره به قطع برق گفت: ما روزی چراغی برافروختیم و امروز چراغمان خاموش شده است ولی خواهشم از دوستان این است كه همه چیز را براساس توطئه تفسیر نكنند و انشای الله این تاریكی برحسب یك تصادف و اتفاق است و قصد برهم زدن جلسه قطعاً وجود ندارد.


وی با اشاره به اینكه روز گذشته با رییس دانشگاه تهران صحبت كرده و وی به حضور حسینیان در این جلسه تمایل داشته است، برگزار كنندگان این برنامه را به حفظ وحدت با مدیریت دانشگاه دعوت كرد.


حسینیان با بیان اینكه ممكن است برخی از حاضران در پایان سخنرانی بگویند ما از حسینیان توقع داشتیم صحبت‌های شفاف تری را ارایه دهد و توقع نداشتیم كه چنین جلسه‌ای گذاشته شود و شما به فلسفه بافی و سخنان فیلسوفانه بدون تعیین مصادیق بپردازید، گفت: پاسخ من هم این است كه برادران سعی كنید قبل از اینكه به مباحث احساسی یا جزئی بپردازیم، مبانی تفكر را تبیین كنیم و عمیق بشویم و یك جامعه معقول و اهل تحقیق و عمیق را بوجود آوریم.


وی سپس بیان مبانی خود را آغاز و اهمیت طرح مبانی را در چند محور خلاصه كرد: اولین آن استراتژی است. یك انسان مومن و مذهبی باید در زندگی خود دارای یك استراتژی باشد. ممكن است تاكتیك‌ها در زمان‌های مختلف تغییر كند ولی انسانی كه دارای استراتژی است، در طول تاریخ از نوسانات و بالا و پایین رفتن فكری مصون می‌ماند.


سپس رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی از امام راحل نمونه آورد و با اشاره به تفكرات ایشان افزود: امام شخصیتی دارای مبانی فكری و استراتژی بودند. در سال ‪ ۱۳۲۳ نزدیك به بیش از‪ ۶۰‬ سال قبل، امام استراتژی و طرح‌هایی را برای اجرایی شدن ولایت فقیه طراحی كردند و در طول حوادث انقلاب بر سر این استراژی ماندند و در نهایت استراتژی خود را سرنگونی رژیم شاهنشاهی و ایجاد حكومت اسلامی قراردادند.


حسینیان مرتبه پس از استراتژی را ایدئولوژی دانست و اشكال وارد به برخی جریانهای سیاسی مانند جبهه ملی را فقدان ایدئولوژی و مكتب راهنما خواند: وقتی در ‪۱۵‬خرداد سركوب رژیم شاه صورت گرفت، آنها هیچ واكنشی از خود نشان ندادند. این درحالی است كه در سال ‪ ۱۳۵۷‬كه ریشه‌های رژیم گذشته كنده شده بود و به تزلزل افتاده بود، رهبر جبهه ملی مرحوم سنجابی با شاه تماس گرفت و قول داد كه نخست وزیری را بپذیرد و از طرف دیگر خدمت امام می‌رسید و اعلامیه صادر می كرد كه ما خواهان سرنگونی رژیم شاهنشاهی و برقراری جمهوری اسلامی هستیم.


وی در تشریح مبانی فكری در اسلام، نوع جهان بینی و مكتب اظهار داشت: چیستی انسان و چیستی جهان هستی دو زیر بنای تفكر و اندیشه‌ای است كه اگر این دو برای انسان روشن نشود، دچار تضادها و نوسانات فراوان خواهد شد.



حسینیان در ادامه به شكل‌گیری سه نحله فكری چپگرایانه، لیبرال و اسلامگرا در طول تاریخ ایران پرداخت و گفت: این نحله‌ها باعث بوجود آمدن اختلافاتی در مبانی فكری جامعه ایران شده است.



وی با اشاره به تضادهای فكری در دوران مشروطه، رهبری امام را عامل تجمیع این اندیشه ها در زمان پیروزی انقلاب اسلامی دانست و افزود: در اولین جریان، نهضت آزادی در برابر انقلاب ایستاد. بعضی افراد اخیراً تلاش می‌كنند بگویند شما بد برخورد كردید ولی اینگونه نیست امام نخست وزیری و دولت را به نهضت آزادی داد.



وی سپس در توصیف اعضای نهضت آزادی، آنان را روشنفكرانی خواند كه معجونی از دیدگاه اسلامی و خمیرمایه‌های لیبرالیسم را در مبانی اندیشه ای خود داشتند، همانگونه كه سازمان مجاهدین(منافقین) هم با اندیشه و تفكر ماركیست و به اضافه لعابی از اندیشه‌های دینی بود. اینها نتوانستند خودشان را تا پایان كار هماهنگ كنند و به همین علت نهضت آزادی كه همه امكانات را در اختیار داشت، ناگهان برید و از معارضین نهضت و انقلاب شد. جبهه ملی هم اولین درگیری كه انجام داد با تمام احترامی كه از سوی امام برای آنها لحاظ شد و برخی پست‌های كلیدی مانند وزارت امورخارجه در اختیار آنان بود نتوانستند تحمل كنند و این به خاطر اختلاف مبانی بود. جریان بنی صدر هم خارج از این چارچوب نبود تفكری بود لیبرال منشانه كه همراه با یك لعاب اسلامی و متاسفانه نتوانستند ادامه دهند و این درحالی بود كه امام تا لحظات آخر از بنی صدر حمایت كرد.


حسینیان همچنین بخش‌هایی از نامه شهید بهشتی به امام (ره) درباره بنی صدر را قرائت كرد و افزود: شهید بهشتی ریشه اختلافات را در مبانی تفكر و اندیشه می‌دانست.


این كارشناس مسائل تاریخی اما پس از ورق زدن پر شتاب تاریخ از مشروطه تا انقلاب ایران و بررسی تیتروار اندیشه های برخی جریان های سیاسی، به آنچه كه موضوع برنامه بود، نزدیك تر شد و در زمینه شكل‌گیری جریان دوم خرداد گفت: ما باید برای این جریان تفكیك قائل شویم چون طیف وسیعی از آن كسانی هستند كه از یك طرف مبانی فكری آنان التقاطی و رگ و ریشه‌های لیبرالی دارد و از طرف دیگر افرادی هستند كه از مبانی و اندیشه فكری چندان خبر ندارند و با خبر نبوده‌اند و همان زمان هم كه به آنها اعتراض می‌كردیم، می‌گفتند اینگونه نیست و شرایط را درك نمی‌كردند و برخی هم كه درك می‌كردند، وقتی از آنان علت عدم موضع‌گیری را سئوال می‌كردیم، می‌گفتند اكنون مصلحت نیست و ما نمی‌توانیم در مقابل حاكمیت آنان موضع‌گیری كنیم و به خاطر همین موضوع هم در جریان اصلاحات یك درگیری وسیعی برهمین مبنا بوجود آمد.



وی اظهارداشت: اتفاق عجیبی كه در جریان اصلاحات بوجود آمد این بود كه كسانی شعارهای لیبرالیسم دادندكه در اوایل انقلاب دیدگاه چپگرایانه و گرایشهای ماركسیستی داشتند كه خیلی عجیب بود. آنان در اوایل انقلاب با یك تفكر ماركسیستی و به اضافه لعاب اسلام و شعارهای اسلامی كه سعی می‌كرد اسلام را برمبنای تفكر ماركسیست تفسیر كند به میدان آمدند. آنان معتقد بودند اقتصاد باید دولتی باشد. بنیانگذاران اقتصاد دولتی ایران افرادی بودند كه در دوم خرداد شعارهای بسیار راستگرایانه می‌دادند.


وی دومین خصیصه و عملكرد این افراد را در سیاست خارجی، درگیری با ابرقدرتها و كشف كشورهای ذره بینی خواند و گفت: اینها با كشوری همانند بوركینافاسو رابطه برقرار كرده بودند و این كشوری بود كه حتی با ذره بین برروی نقشه جهان قابل دیدن نیست.



حسینیان در خصوص تسخیر لانه جاسوسی نیز توضیح داد: تسخیر لانه جاسوسی از سوی كسانی انجام شد كه بعدها اظهار پشیمان كردند و با گروگانها مذاكره كردند و برسر میز شام خوردند، سیگار كشیدن و نوشیدنی نوش جان كردند. هر چند آن کار در مقطع خود بسیار بزرگ و به جا بود.



وی با اشاره به اینكه در تغییر مواضع، اصول و ارزشهای لیبرالیسم شكل پیدا كرد، گفت: اینها اصرار داشتند كه بین جمهوریت و اسلامیت تفكیك قائل شوند و تلاش كردند كه وزن جمهوریت را از اسلامیت سنگین تر كنند، درحالیكه جمهوری اسلامی كه حضرت امام (ره) پدید آورنده آن بودند نه جمهوریت گرفته شده از مبانی تفكر غربی بلكه جمهوریت مبتنی بر متن دستورات دینی و قرآنی بود.



حسینیان افزود: یكی از اصول ارزشی آنان كه در روزنامه‌ها بسیار بر آن تاكید داشتند، تكثرگرایی دینی و قرائت‌های چندگانه دینی بود كه بسیاری از مقالات روزنامه صبح امروز، خرداد و... اینگونه بود و تلاش داشتند كه از اسلام برداشتهای مختلف به اندازه همه انسانها داشته باشند و علت آن هم این بود كه می‌خواستند تفسیر واحد امام خمینی را از انقلاب، اسلام و موازین اسلامی و ارزشها، كم رنگ كنند و به خاطر همین هم اعلام كردند كه اندیشه امام خمینی متعلق به موزه‌های تاریخی است كه در مصاحبه با یكی از روزنامه های خارجی عنوان كردند.


وی با بیان اینكه سومین مسأله‌ای كه آنان تاكید داشتند، هضم در قدرت جهانی بود، اظهارداشت: اولین مصاحبه آقای خاتمی بعد از پیروزی در انتخابات با خانم كریستین امانپور به خاطر ذوب كردن یخ‌های میان ایران و امریكا بود.


حسینیان یادآور شد: درخصوص بحث استقلال، روزنامه صبح امروز مقاله داشت كه چه كسی گفته است استقلال خوب است. بعضی از كشورها استقلال نداشتند و یا استقلال كامل نداشتند مانند كشور ژاپن و پیشرفت كردند!



وی یكی دیگر از ویژگی‌های جریان دوم خرداد را نفی نمادهای مذهبی عنوان كرد و گفت: در روزنامه خرداد به رغم روحانی بودن مدیر مسئول آن، مفصل علیه حجاب نوشتند كه یكی از ادله محاكمه ایشان همین مقاله علیه حجاب بود و همچین علیه امام حسین(ع) هم مطالب فراوانی نوشتند. یكی از مسایلی كه به شدت از آن دفاع می‌كردند سكولاریزم و تقدس زدایی بود و نمونه اهم آن اسلام سیاسی بود كه تلاش می‌كردند اسلام را از حكومت جدا كنند و استدلال می‌كردند كه از زمانی كه حكومت اسلامی تشكیل شده است مردم بی‌اعتقادتر و بی‌دین تر شده‌اند و ارزشها كم رنگ شده درحالیكه این دروغ واضح و روشن و غیر اثبات شده‌ای بود. در طول تاریخ هرگاه ایدئولوژی با حكومت ممزوج شده، نفوذش بیش از هرزمانی است كه بدون قدرت بوده است.


حسینیان اما پس از این مقدمه نسبتاً طولانی و تشریح مبانی نظری جریان دوم خرداد به پرسشهای دانشجویان پاسخ گفت.


وی درپاسخ به این سئوال كه شما كه این همه اسرار داشتید، چرا اكنون مطرح می‌كنید، گفت: اینگونه نیست كه بنده اطلاعاتی داشته باشم و حرف نزده باشم. من هیچ گاه سكوت نكردم و حتی در دوران حاكمیت جریان دوم خرداد همواره صحبت كردم، مورد اعتراض قرار گرفتم و مورد نفرت نیروهای اصلاح طلب بودم و این به نظرم مقداری بی‌انصافی است.

حسینیان در پاسخ به پرسشی درباره نقش خاتمی در جریان ‪۱۸‬ تیر، گفت: تا آنجاكه من اطلاع دارم و بعضی از اسناد جریان ‪۱۸‬تیر را دیدم، نقشی برای آقای خاتمی به عنوان نقش منفی ندیدم. من با تفكر و مبانی آقای خاتمی مخالف هستم ولی وی اهل توطئه نبود كه در این مسایل دخالت داشته باشد. اما در معاونت وزارت كشور ستادی بود كه سعی می‌كردند مسایلی را كه در كوی دانشگاه بوجود آمده بود، دامن بزنند و تلاش كنند كه طول بكشد و راهنمایی، تحریك و نیرو اعزام می‌كردند.



اشاره رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی به تحریكات مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وقت وزارت كشور است كه برخی شعله ور شدن آشوب ها در روز دوم را محصول سخنرانی تند وی در كوی دانشگاه می دانند. همچنین سرنخ برخی تجهیزات یافت شده از درون آشوبگران، به ساختمان بلند وزارت كشور در میدان فاطمی تهران می رسید.


از رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی درباره ریشه‌های بوجود آمدن جریان دوم خرداد پرسیده شد كه وی پاسخ داد: آن چیزی كه دوم خرداد را بوجود آورد، به قول رهبر انقلاب حماسه بود و جریانات فكری دوم خرداد هم هنوز شكل نگرفته بودند و خودشان را نشان نداده بودند ولی كسانی از این جریان فكری مطلع بودند و حتی وقوع آن را پیش بینی می‌كردند. عوامل ایجاد دوم خرداد عملكرد دوره قبل از آن بود.


وی گفت: مردم احیانا خواسته‌هایی داشتند و یا در حكومت تكروی‌هایی وجود داشت كه نتیجه آن برگشتن مردم از حاكمان آن دوره چندساله بود و درواقع مردم حماسه‌ای آفریدند ولی كسانی از این حماسه سوء‌استفاده و تلاش كردند كه مبانی فكری خودشان را حاكم كنند و جریان انقلاب را به سمت و سوی انحرافی بكشند.


پرسش درباره قتل‌های زنجیره ای، سوابق سعید امامی و عالیخانی فاز سؤالات را قدری تغییر داد و حسینیان نیز تأكید كرد: كسانی كه ادعا می‌كنند باید سند و شاهد ارایه كنند چرا که البینه علی المدعی و من دستی در قتل‌های زنجیره‌ای نداشتم و حتی حاضرم كه قسم هم بخورم و من در آن زمان كاره‌ای نبودم كسانی كه مسئولیت داشتند باید دست داشته باشند و یا كسانی كه در مقام فتوا باشند كه من هم در این سطح نبودم.


وی در توضیح نظریه معروفش درباره قتل های زنجیره ای ادامه داد: قتل‌های زنجیره‌ای را جریانی انجام داد و بعد انگشت اتهام را روی عده دیگری نشانه گرفت و بنده هم در برنامه چراغ پاسخ گفتم و بعد از آن شروع شد كه مرا متهم كردند.


حسینیان اما به نكته ای اشاره كرد كه شاید برای اغلب دانشجویان حاضر در سالن ناشنیده بود: در جریان انتخابات دوره هفتم از آقای خاتمی حمایت كردم، با وجود اینكه ما جمعیت دفاع از ارزشها و كاندیدای خاصی (حجت الاسلام ری شهری) داشتیم. حتی شبی كه آقای خاتمی پیروز شد، بسیاری از دوم خردادیها به من زنگ زدند و تبریك گفتند.


وی با اشاره به اینكه حتی با سعید امامی درباره محمد خاتمی بحث های مفصلی داشته است، گفت: از سعید امامی گلایه كردم كه چرا علیه آقای خاتمی عمل می كنی، او استدلالی آورد و اطلاعات و اسنادی را به من نشان داد كه دشمنی های بعدی با سعید امامی به خاطر همین دشمنی‌های او در قبل از انتخابات بود. حرفش این بود كه شما مطمئن باشید كه آقای خاتمی فرد خوبی است اما باندی كه او را حمایت می‌كند آدم‌های بسیار خطرناكی‌اند كه معتقد به نظام جمهوری اسلامی نیستند و اگر به قدرت برسند، امنیت كشور را به خطر خواهند انداخت كه همین جمله را آقای خاتمی در سخنرانی‌های بعدی خود مطرح كردند.



رئیس مركز اسناد انقلاب افزود: جالب است كه كسانی كه من را متهم كردند، پیشنهاد كرده بودند حسینیان به عنوان شخصیت بی طرف عضو شورای نگهبان شود كه مقاله آن را هنوز در اختیار دارم اما بعد از پخش برنامه چراغ كه استدلال خودم را درباره عامل اصلی قتل‌ها به عنوان عضو وابسته به جریان دوم خرداد مطرح كردم، اتهامات علیه من آغاز شد.



وی كه در 10 سال گذشته از او به عنوان یكی از مدافعان سعید امامی یاد می شود، ضمن تأكید بر اینكه "سعید امامی نقشی در این قتل‌ها نداشت زیرا در زمان وقوع قتل ها او مسئولیتی در وزارت اطلاعات نداشت و به عنوان مشاور وزیر و بیكار بود و مشاور هم جایگاه تاثیرگذاری ندارد"، افزود: در سخت‌ترین شرایط كه می توانستم عكس العمل نشان دهم، از او دفاع كردم و به همین خاطر در مراسم ختم او شركت كردم.



حسینیان اما درخصوص اتهاماتی كه عبدالله شهبازی نسبت به وی مطرح كرده است، این ادعاها را مستند ندانست و با وجود آنكه حتی یكی از مجموعه كتاب های شهبازی به عنوان كتاب سال انتخاب شده است، گفت: اگر كتابهای مهم وی را بخوانید، بیشتر كتابهایی است كه برمبنای توهم توطئه نوشته شده است.



وی افزود: سعید امامی نه تنها سابقه بهائی‌گری ندارد بلكه ایشان اهل روستای آباده هستند و پدربزرگ ایشان كه سازنده مسجد امام حسن در همین روستا است روحانی بوده‌اند.



رئیس مركز اسناد انقلاب اسلامی با بیان اینكه آقای شهبازی در مورد خود من نیز گفته بود كه حسینیان متولد روستایی است كه مركز بهائیون بوده، تصریح كرد: اولاً اصل این مطلب دروغ است چرا كه روستای ما روستای افراد متعصب دینی بود و تنها در سال 1334 دو خانواده در آن متهم به بهائی‌گری بودند، اما همین دو خانواده در مسجد اعتراف كردند كه مسلمان هستند.



حسینیان با اشاره به اینكه شهبازی زمین و آسمان و دروغ و راست را به هم می‌چسباند و نوشته‌هایش بر مبنای تخیلات است افزود: پدر سعید امامی زنده است و انشاالله به زودی خاطرات وی از سوی مركز اسناد و انقلاب اسلامی چاپ خواهد شد.



وی با بیان اینكه دایی سعید امامی در دوران رژیم پهلوی، رایزن نظامی ایران در آمریكا بوده است، افزود: اما این سب نمی‌شود كه به واسطه آن سعید امامی را به بهائی‌گری متهم كنیم.


حسینیان در پاسخ به این سؤال كه چرا مسئولین قتل‌‌های زنجیره‌ای را بررسی نمی‌كنند گفت: شاید مسئولین دغدغه‌ای در این زمینه ندارند.


وی در پاسخ به این سئوال كه از قول او بیان شده كه سعید حجاریان از باند مهدی هاشمی است، گفت من هیچگاه این مطلب را نگفته ام.


رییس مركز اسناد انقلاب اسلامی درباره نقش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در دوم خرداد گفت: مواضع سازمان را می‌توانید در روزنامه‌ها ببینید. كسانی كه رهبری این سازمان را داشتند، افراد ناشناسی نبودند و مواضع آنان كاملا به روشنی مطرح شده و مواضع آنان درجریان دوم خرداد كاملا آشكار و علنی است.


از وی درباره اتهام جاسوسی عباس عبدی سئوال شد كه پاسخ داد: من قاضی نیستم كه درباره جاسوسی نظر دهم اما چیزی كه در روزنامه‌ها ثبت شد، این بود كه وی كارهایی را برای بعضی از شركت‌های تحقیقاتی وابسته به سیا انجام می‌داد كه این مسأله به اثبات رسید و محاكمه شد و مدتی هم در زندان بود و جزای آن را دید.


از حسینیان درباره صحت فیلم‌های بازجویی از سعید امامی و همسرش پرسیده شد كه وی پاسخ داد: آن فیلم‌ها صحت داشت. متاسفانه علت آن این بود كه كار بازجویی و بازپرسی از دست وزارت اطلاعات و نیروهای اطلاعاتی گرفته شده بود و یك گروه مستقلی به راهنمایی برخی اعضای شورای امنیت سابق و پیشنهادی كه به آقای خاتمی دادند، پرونده را در دست گرفت و متاسفانه پرونده به انحراف كشیده شد اما خوشبختانه مساله برای خود آقای خاتمی هم روشن شد و به همین دلیل بازجویان اولیه از كار بركنار شدند و پرونده مجددا به گروه دیگری سپرده شد. این بازجوها از نیروهای چپ بودند ولی افراد متدینی بودند كه پرونده را از انحراف خارج كردند و تا جایی كه در آن زمان ممكن بود، به مسیر خودش برگرداندند. بازجویان اولیه هم دستگیر و محكوم به قصاص و زندان شدند.



حسینیان درباره تفكرات خاتمی هم گفت: من آقای خاتمی را یك روحانی روشنفكری می‌دانستم كه با وی اختلاف هم داشتم. زمانی كه دادستان ویژه روحانیت بودم، علیه وی اطلاعیه صادر كردم. چون آقای خاتمی وزیر ارشاد بود و مصاحبه‌ای انجام داده بود كه دادگاه ویژه را نقد كرده بود و من هم مصاحبه‌ای علیه وی انجام دادم.


منتخب مردم تهران در مجلس هشتم به انتقاد از فضای بسته دولت هاشمی نیز پرداخت و با توجه به این فضای انحصار طلبانه، دلیل حمایت خود از خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری هفتم را شكستن انسداد و بستگی جامعه بیان كرد و با ابراز تأثر از این حمایت گفت: اما نمی‌دانستیم كه این باز شدن به سوی سیلی می‌رود كه همه را ببرد چراكه یك نوع شكستگی به جای باز شدن بود و احساس كردم كه اشتباه كردیم و برای اینكه خودمان را از چاله درآوریم، به یك چاه انداختیم. بنابراین، رسماً عذرخواهی هم كردم.



از وی سئوال شد كه چرا سعید حجاریان را تكفیر كرده اید كه پاسخ داد: مواضع او را تبیین كردم ولی تكفیر نكردم.



حسنیان در پاسخ به این سئوال كه به نظر می‌رسد اثبات خود را در نقد اصلاحات می دانید، چرا درباره 4 سال نمایندگی توضیح نمی‌دهید، گفت: من هنوز به مجلس نرفته ام و قرار است روز هفتم خرداد سوگند یاد كنیم. بنابر این، باید 4 سال دیگر توضیح دهم.



حسینیان همچنین درباره جواد قدیریان یكی از عناصر سازمان منافقین و از عوامل انفجار 6 شهریور 60 مسجد ابوذر كه به جانبازی حضرت آیت الله خامنه ای نیز منجر شد، گفت: وی برادر خانم آقای عطریانفر و هم اكنون نیز متواری است اما مكان وی نامشخص است.



وی درباره پاسخ به پرسشی درباره نقش بهزاد نبوی در انفجار ساختمان نخست وزیری و شهادت رجایی و باهنر هم اظهار داشت: در زمان مرحوم شهید لاجوردی پرونده‌ای درباره این انفجار گشوده شد و وی نیز دستگیر شد و یك ماه در زندان بود اما برخی مسئولین طوماری به امام(ره) نوشتند كه ایشان هم با نظر مسئولین گفتند نامبرده را از زندان آزاد كنید. حسینیان البته از ذكر نام این مسئولین امتناع كرد اما ادامه داد فرد دیگری به نام محمدی هم دستگیر شد و بخش مهمی از اطلاعات هم درحال كشف بود كه جنازه او در سلولش پیدا شد و مشخص نشد كه خودكشی كرده بود یا اینكه وی را كشته بودند. ولی مرحوم لاجوردی در وصیت نامه شان هم تذكر دادند كه زمانی كه من رسیدم، اینها دست داشتند و خطراتی كه در آینده جمهوری اسلامی را تهدید می‌كند، اینگونه است.