16 اسفند 1384
مناظره روح الله حسینیان با احمد زید آبادی
انجمن اسلامی دانشگاه ابوریحان برای تجلیل از دكتر مصدق به مناسبت سالگرد فوت وی مراسمی در چهاردهم اسفند برقرار كرده بود و از آقای زیدآبادی دعوت كرده بودند كه در این جلسه سخنرانی كند. انجمن اسلامی كه باور نمیكرد حسینیان به دعوت آنها در این جلسه پاسخ بگوید، غیر منتظره دعوت آنان را پذیرفت و جلسه تبدیل به یك مناظره گردید...
شایان ذكر است فایل صوتی كامل این مناظره بزودی توسط سایت مركز اسناد انقلاب اسلامی در اختیار همگان قرار خواهد گرفت
سایت آفتاب اولین بار نیست كه دست به تحریف و دروغ میزند، این سایت در راستای رفتار باندی و جناحی خود معمولاً اخبار را تحریف میكند. گزارش كامل مناظره زیدآبادی – حسینیان دربارهی دكتر مصدق كه در این سایت آمده است كاملاً یكجانبه، تحریف شده و غیر واقعی بود. سایت آفتاب حتی دشمنی خود را در الفاظ نتوانسته پنهان كند در همه جا از زیدآبادی به نام روزنامه نگار نام میبرد و در مورد طرف وی مینویسد حسینیان ادعا كرد یا به ادعای حسینیان. ما پیشنهاد میكنیم اگر سایت آفتاب صداقت دارد عین مناظره را بدون هیچ كم و كاستی منتشر كند.
لازم به ذكر است كه انجمن اسلامی دانشگاه ابوریحان برای تجلیل از دكتر مصدق به مناسبت سالگرد فوت وی مراسمی در چهاردهم اسفند برقرار كرده بود و از آقای زیدآبادی دعوت كرده بودند كه در این جلسه سخنرانی كند. انجمن اسلامی كه باور نمیكرد حسینیان به دعوت آنها در این جلسه پاسخ بگوید، غیر منتظره دعوت آنان را پذیرفت و جلسه تبدیل به یك مناظره گردید.
در ابتدای جلسه مجری انجمن اسلامی ابتدا حسینیان را مورد انتقاد قرار داد و سپس زیدآبادی با جو سازی سخنان خود را آغاز كرد و گفت البته آقای حسینیان هر چه میخواهند بگویند آزادند؛ ولی من نمیتوانم زیرا یك بار در زندان به من گفتند تو به شیخ فضل اله نوری گفتهای شیخ فضل الله با همه عقب افتادگی ... و این توهین است. زیدآبادی خارج از موضوع آیت الله كاشانی را متهم به قدرت طلبی كرد و گفت اگر میخواهیم نمونهاش را ذكر كنیم آقای هاشمی رفسنجانی است كه همیشه میخواهد در موضع قدرت باشد. وی سپس فدائیان اسلام را مورد انتقاد قرار داد و گفت رهبر آنها سواد اسلامی نداشت و فقط دنبال خشونت بودند.
حسینیان با قرائت آیه فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه گفت قول حسن، قولی است كه سدید باشد؛ قولو قولاً سدیدا قول مستند و محكم است. البته قول سدید هم در فضای عادلانه اثر میكند. این فضایی كه در این جلسه یك طرفه به وجود آمده نمیتوان بحث علمی كرد. من از آقای زیدآبادی و مجری میخواهم كه اجازه دهند مصدق را در یك فضای علمی نقد كنیم. البته اگر اینجا میتینگ سیاسی است من هم با ادبیات سیاسی مواجهه خواهم كرد. حسینیان در مورد نقد آیت الله كاشانی و فدائیان اسلام گفت: چون موضوع مربوط نیست من وارد بحث نمیشوم و به موضوع بحث مصدق میپردازم.
حسینیان در مورد مصدق گفت تعاریف مختلفی از وی شده یك طرف او را ناسیونالیست، مبارز، و لیبرال دمكرات میخوانند و طرف مخالف وی را قدرت طلب، فرصت طلب، دیكتاتور و امام هم وی را غیر مسلم نامید.
حسینیان در مورد ناسیونالیست نبودن مصدق گفت: ناسیونالیست باید عشق و تعصب به وطن داشته باشد، چگونه فردی را كه در خاطراتش مینویسد: من تصمیم داشتم در سوییس زندگی كنم و در خواست اقامت دائم دادم ولی چون مطابق قوانین سوییس باید ده سال در آنجا اقامت داشته باشم و من چهار سال اقامت كرده بودم، می توان ناسیونالیست نامید؟!
حسینیان در مورد مبارز بودن مصدق گفت: یك مبارز واقعی باید همواره با شكلهای مختلف در حال مبارزه باشد مصدق هر وقت شرایط را آزاد میدید حضور پیدا میكرد هرگاه اوضاع را سخت میدید به احمدآباد پناه میبرد و به سرپرستی املاك خود میپرداخت. مصدق قبل از نخستوزیری پنج ماه بازداشت شد كه دوبار دست به خودكشی زد. كسی كه پنج ماه را نتواند تحمل كند نمیتوان او را یك مبارز نامید.
حسینیان در مورد غیر دمكرات بودن مصدق گفت: یك دمكرات در هر حال باید به قانون و مجلس احترام بگذارد. مصدق قبل از نخست وزیری با لایحه اختیارات داور مخالفت كرد و آن را خلاف اصل 27 قانون اساسی كه قوای مقننه قضاییه و اجراییه را منفك می دانست. وی همیشه بر روی مجلس و انتخابات آزاد شعار میداد؛ ولی همینكه به قدرت رسید مجلس سنا را منحل كرد. انتخابات مجلس هفدهم را به محض اینكه دید طرفداران او رای نمیآورند نیمه كاره تعطیل كرد و این برای اولین بار و آخرین بار در تاریخ مجلس ایران اتفاق افتاد و همین مجلس كه كمی بیش از نیم نماینده داشت منحل كرد. از همه بدتر لایحه اختیارات بود كه از مجلس خواست تا به دولت اجازهی قانون گذاری بدهد. مجلس به خاطر فضای موجود با این لایحه موافقت كرد ولی مصدق مجدداً لایحه اختیارات برای دو شش ماه دیگر را به مجلس فرستاد كه آیت الله كاشانی با استناد به نطقهای خود مصدق، آن را خلاف قانون اساسی و موجب دیكتاتوری دانست.
حكومت نظامی مصدق در رمضان 1331 با صدور اطلاعیهای روحانیون را تهدید كرد كه اگر روی منابر به جز راجع به مسائل مذهبی، سخنی سیاسی بگویند آنها را بازداشت خواهد كرد. در این رابطه آیت الله شیخ محمد خیابانی به دلیل انتقاد دستگیر و تا پایان حكومت مصدق در بازداشت بلا تكلیف نگهداری شد. اینها با كجای دمكراسی سازگار است كه مصدق را دمكرات بدانیم؟
آقای زیدآبادی گفت: مصدق یك مبارز و دمكرات بود. حتماً تحت فشار مامورین دست به خودكشی زده. مصدق انتخابات مجلس هفدهم را نیمه كاره تعطیل كرد به دلیل اینكه مردم آگاه نبودند؛ لذا تحت تاثیر اربابها به صندوق، رای میریختند و مصدق چارهای جز تعطیل انتخابات نداشت.
زیدآبادی در اینجا مجبور شد به مردم ایران هم توهین كند و بگوید انتخابات آن وقت هم مثل الان بود شما میبینید مردم چگونه رای میدهند.
زیدآبادی در مورد لایحه اختیارات گفت: برای پیش برد ملی شدن صنعت نفت چارهای جز اختیارات قانون گذاری نداشت، چون مجلس محل توطئه علیه دولت بود؛ البته من بارها در مورد تناقض دمكراسی در كشورهای جهان سوم مقاله نوشتهام و جهان سوم نمیتوانند قوانین دمكراسی را رعایت كنند.
حسینیان در پاسخ گفت: در مورد خودكشی اینگونه نیست كه مصدق تحت فشار بوده. دولت مراعات وی را كرد و حتی آشپز وی را به همراه وی به بیرجند فرستاد و خود مصدق در خاطراتش اعتراف میكند با اینكونه مامورین با من خوش رفتاری میكردند دست به خودكشی زدم.
وی در مورد لایحه اختیارات و انتخابات گفت: مصدق برخاسته از همین مجلس با همین شرایط بود. دولت های پیشین هم در مورد اختیارات همین ادلهی ضرورت را استدلال میكردند و یك مدعی دموكراسی حق ندارد در هیچ حالی قوانین دموكراسی را زیر پا بگذارد.
آقای زید آبادی كه در استدلال، خود را ناتوان دید، حسینیان را متهم به دیكتاتوری كرد و گفت من از حسینیان با آن سابقه تعجب میكنم كه به مصدق ایراد دمكرات نبودن میگیرد.
مجری برنامه در همین حال نامهای نوشت و به یكی از اعضای انجمن اسلامی رساند. یكی از دوستان حسینیان كه در كنار عضو انجمن اسلامی بود ملاحظه كرد كه مجری برنامه دستور داده است بعد از سخنان زیدآبادی كف بزنند و از اینجا كف زدن و تشویق زیدآبادی آغاز شد. البته دوستان حسینیان وی را از برنامه كف زدن آگاه كردند.
زید آبادی گفت من حرف آقای حسینیان را نمیفهمم این سخن مورد تشویق حاضرین قرار گرفت و كف ممتدی زده شد.
حسینیان خطاب به حاضرین گفت: خوشحالم كه نفهمیدن آقای زیدآبادی را هم تشویق میكنید. اجازه دهید داستان تاریخی را نقل كنم. طرفداران رضا خان در مجلس جمع شدند و مرگ بر مدرس میگفتند. مدرس گفت: اگر همه عالم مرگ بر مدرس بگویند به تنهایی میگویم زنده باد مدرس. حالا اگر شما یك صدا مرگ بر حسینیان بگویید، تنهایی میگویم زنده باد حسینیان و مطمئن باشید از میدان در نخواهم رفت و تا آخر به نقد علمی خود ادامه خواهم داد. در اینجا فردی با صدای بلند گفت: برای شما كف میزنیم و كف ممتدی شروع شد و جلسه از این لحظه از فضای بسته و خشك خارج شد.
زیدآبادی در مورد اینكه امام خمینی، مصدق را غیر مسلم خوانده گفت: مصدق یك مذهبی سكولار بوده و آقای خمینی باید بینه اقامه كند. آیت الله العظمی صانعی فرمودند: كه منظور امام مثل این روایت هست كه هر كس به مسلمانان كمك نكند مسلمان نیست و نه به معنای كافر.
حسینیان گفت: نظر آیت الله صانعی را قبول دارم، منظور امام یك مسلمان واقعی بوده. چون مصدق در مجلس پنجم شهادتین خود را گفت و در مجلس چهاردهم گفت من سگ در خانهی اباعبدالله حسینم و همین در اثبات مسلم بودن وی كافی است. اما او یك مسلمان واقعی و پای بند به شریعت نبود؛ زیرا روایتی از نماز یا روزه یا حج وی به ما نرسیده، بلكه به عكس آن رسیده شوشتری نماینده مجلس خطاب به مصدق گفت: در مدت تحصن در دربار حتی شما دو ركعت نماز نخواندید. در ماه رمضان مصدق در مجلس آب خورد و سید ضیاء به وی گفت ماه رمضان است تظاهر به روزه خواری نكنید. مصدق گفت مریضم سید ضیاء گفت حتی اگر مریض باشید نباید به روزه خواری تظاهر كنید. با اینكه به حج میرفتند و حتی امینی در ابتدای نخست وزیری به حج رفت ولی مصدق با اینكه مستطیع بود و اهل سفر به مكه مشرف نشد. بعد از نخست وزیری وی، وقتی بهائیان بنای خشونت علیه مسلمانان را گذاشتند، آیت الله بروجردی، فلسفی را به عنوان نماینده خود نزد مصدق فرستاد تا از ظلم بهائیان به مردم جلوگیری كند. مصدق قاه قاه خندید و گفت: برای من تفاوتی بین مسلمانان و بهایی نیست.
زیدآبادی در پاسخ گفت: البته ممكن است برای آقای بروجردی بین مسلمانان و بهایی فرق وجود داشته باشد، ولی برای مصدق كه یك سكولار بود نمیتوانست فرقی وجود داشته باشد و نمیتوانست شهروندان خودش را به درجه 1 و درجه 2 تقسیم كند. در اینجا آقای زیدآبادی مورد تشویق انجمن اسلامی قرار گرفت و كف ممتدی برای او زدند.
زیدآبادی كه خود را سخت در تنگنا قرار میدید مجدداً به آقای هاشمی رفسنجانی پرداخت.
حسینیان گفت: بد نیست برای تغییر جلسه این داستان را نقل كنم. دزدی به منزلی رفت هر چه گشت چیزی گیر نیاورد دید مشق بچهها پهن است قلم برداشت و تمام مشق بچهها را خط زد. حالا آقای زیدآبادی وقتی چیزی برای گفتن ندارند به آقای هاشمی میپردازند، ولی موضوع مصدق است.
حسینیان یكی از عوامل شكست مصدق را اشرافیت وی خواند كه هیچگاه نتوانست به مردم تكیه كند. زیدآبادی گفت: این از افتخارات مصدق است به قول آیت الله طالقانی، مصدق مثل موسی در یك خانواده اشرافی متولد شد، ولی از مردم حمایت كرد.
حسینیان در شرح اشرافیت مصدق گفت: مصدق نوهی فتحعلی شاه قاجار از طرف مادر بود. پدرش هدایت الله دفتری بود كه منشی لشكر ناصرالدین شاه بود به همین جهت ناصرالدین شاه او را ملقب به دفتری كرد. همچنین مظفرالدین شاه شوهر خالهی مصدق بود، البته هیچ كدام از اینها را من عیب برای مصدق نمیدانم، ولی برای درك یك شخصیت خاستگاه اجتماعی وی باید بحث شود البته حرف آقای زیدآبادی درست است اگر مصدق از اشرافیت خارج می شد ولی مصدق تا پایان عمر با فرهنگ اشرافیت زیست.
وی به عنوان مثال گفت: مصدق در دور اول به عنوان نماینده اشراف اصفهان - چون دور اول انتخابات مجلس شورای ملی طبقاتی بود – انتخاب شد. با اینكه مصدق در اصفهان زندگی نكرده بود نماینده اشرف اصفهان شد؛ ولی به دلیل مخدوش بودن تاریخ تولد صلاحیت وی در مجلس تائید نشد و رد شد به علت اینكه مخالفین تاریخ سنگ قبر شوهر اول نجم السلطنه مادر مصدق را عكس گرفتند و گفتند اگر بلافاصله مادر مصدق بعد از عده شوهر كرده باشد مصدق 27 سال دارد و شرط این بود كه نماینده باید 30 سال میداشت. البته مادر مصدق طبق سنت اشرافیت سه بار با سه پیرمرد هفتاد ساله ازدواج كرد. (خنده شدید حضار)
زیدآبادی گفت: واقعاً مصدق یك فرد جنتلمن و بسیار مودب بود با اینكه طرفداران آیت الله كاشانی و روزنامهها بارها به وی توهین كردند وی هرگز پاسخ زشتی نداد.
حسینیان گفت: اتفاقاً بر عكس بود رادیو و اكثر مطبوعات در اختیار مصدق بود. روزنامههای طرفدار وی بدترین توهینها را نسبت به آیت الله كاشانی روا داشتند برای آیت الله كاشانی فقط یك منزل مانده بود شبها یك سخنرانی انتقادی از مصدق میشد، ولی حزب طرفدار مصدق به رهبری داریوش فروهر تنها تریبون كاشانی را تحمل نكردند و شبانه به منزل وی حمله كردند و چند نفر را مجروح و یك نفر به نام حدادی را به قتل رساندند و تازه فردای آن روز دادگستری مصدق آیت الله كاشانی را به اتهام اخلال در امنیت احضار كرد.
زیدآبادی گفت: مصدق آدم بسیار مودبی بود حتی به رضاشاه و شاه همیشه اعلیحضرت میگفت. حسینیان گفت: البته مصدق از روش چاپلوسی هم استفاده میكرد هر وقت مناسب بود دست ملكه را میبوسید. (در همین حال حسینیان عكس مصدق را در حال بوسیدن ثریا نشان داد كه مورد واكنش و تعجب حاضرین قرار گرفت.) حسینیان افزود: همین مصدق در مجلس خطاب به شاه گفت: من به شاه جوانبخت سوگند میخورم، شاهی كه مرا از زندان پدر تاجدارش بیرون آورد. مصدق در همان حالی كه در صدد تضعیف شاه بود در متن قرآن نوشت: سوگند میخورم كه به شاه و سلطنت وفا دارم و اگر جمهوری شود مسئولیت آن را نخواهم پذیرفت.
زیدآبادی آنگاه گفت: من مصدق را یك شخصیت شجاع میشناسم. در روز 9 اسفند وقتی به منزل وی حمله كردند به میان جمعیت آمد و با آنها صحبت كرد و این علامت شجاعت وی بود.
حسینیان گفت: این ادعا با واقعیت مطابقت ندارد. مصدق دوبار نردبان گذاشت و از پشت بام فرار كرد یكی روز 28 مرداد و دیگری هم همان واقعهای كه آقای زیدآبادی ادعا میكنند.
زیدآبادی در پایان گفت: من مصدق را یك آزادیخواه، دمكرات، لیبرال اما سكولار میدانم چنانچه آیت الله بروجردی و آیت الله كاشانی هم سكولار بودند.
مجری جلسه در این هنگام ختم جلسه را اعلام كرد كه حسینیان اعتراض كرد و گفت اولین سخنران آقای زیدآبادی بودهاند و من باید آخرین باشم و به همین جهت به سخنان خود ادامه داد و گفت: این هم ادعای عجیبی است كه آیت الله بروجردی و كاشانی را سكولار بدانیم. آیت الله كاشانی، اصولاً بنیان گذار روحانیت سیاسی بعداز شهریور 20 بود و آیت الله بروجردی دارای نظریه سیاسی ولایت فقیه بودند و بارها بر اسلام سیاسی تكیه میكردند و استدلال مینمودند؛ منتهی سكولار بودن با عمل سیاسی نكردن كاملاً متفاوت است؛ چه بسا افراد سیاسی باشند و اسلام را دین سیاسی بدانند، ولی عمل سیاسی را در هر برههای از زمان مناسب نبینند.
مجلس در اینجا خاتمه یافت و مسئولین انجمن اسلامی كه از نتیجه جلسه سخت عصبانی بودند حتی حاضر به بدرقه آقای حسینیان هم نشدند.
شایان ذكر است فایل صوتی كامل این مناظره بزودی توسط سایت مركز اسناد انقلاب اسلامی در اختیار همگان قرار خواهد گرفت