مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۶۵۶۷
یكشنبه خونین مشهد
آن روز، روز عجیبی بود. خبرهایی که می‌رسید، نشان‌دهنده‌ کمال وحشیگری و جنایت دستگاه بود. از جمله خبرها این بود که ماشین‌های ارتشی در خیابان‌ها راه افتادند و هرجا صف نفت یا صف نان می‌بینند، که آن‌روزها زیاد دیده می‌شد، به رگبار می‌بندند. عده‌ای از زنان و مردان، بچه و کوچک و بزرگ را در میان صف‌ها به رگبار بسته‌اند که بعضی شهید و مجروح شدند.
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۸ - ۰۸ بهمن ۱۳۹۹ - 2021January 27

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی - ویژه‌نامه روزهای خونین انقلاب؛ روز دهم دی ماه 1357، در مراسم صبحگاهی ارتش، جنازه دو دژبان از پای ‌‌درآمده و نعشهای به دار كشیده‌‌ شده میدان ‌شهدا و اجساد سوخته‌‌ شده سینما شهرفرنگ به نمایش نیروهای مسلح گذاشته شد و پس از سخنان تحریكآمیز فرمانداری نظامی، نیروهای تحریك‌‌شده وارد شهر شدند و مردم را در خیابانها به رگبار بستند و تعداد زیادی را در منزل آیتالله شیرازی به شهادت رساندند. رادیو ایران زیر نفوذ سانسور حكومت نظامی ازهاری تعداد شهدا را 205 نفر و رادیو مسكو آمار شهدا و مجروحان این دو روز را 3000 نفر اعلام كرد. این روز «یكشنبه خونین» نام گرفت. 

در این روز خیابانهای شهر خلوت شد و مردم به خانههای خود پناه برده بودند و تعداد كمی از مردم كه مشغول تهیه نیازمندیهای زندگی در مغازهها یا در حین رفتن به منازل خود بودند، نه تنها بهوسیله تانكها و خودروهای نظامی، بلكه حتی با اتومبیلهایی كه تحت رهبری نظامیان و با نمره شخصی در تردد بودند، هدف قرار میگرفتند و صدای رگبار مسلسلها در همه جای شهر شنیده میشد.

کاشف حسینی که در این روز مجروح شد، میگوید: «عصر روز نهم دی، سه نفر از ارتشیهایی را که به قتل رسیده بودند، در میدان شهدا به دار آویختند. اما ظاهراً ارتش، جنازهها را شب به داخل پادگان منتقل میکند و صبح روز دهم، در معرض دید ارتشیان قرار می‌دهد و به آن‌ها می‌گوید: نگاه کنید؛ مردم شما را این جوری می‌کشند. ارتشیان با دیدن این صحنهها به شدت عصبانی شدند. سربازان و درجهداران با دستور فرماندار نظامی، دیگر دنبال بهانهای نمیگشتند. نیاز به صفوف فشرده راهپیمایان نداشتند؛ با اسکورتی منظم، در شکل کارناوال مرگ حرکت کردند و پادگان را به قصد آدمکُشی بیسابقه و به راهانداختن جوی خون ترک کردند.

تانکها در جلو قرار داشتند، نفربرها پشت سر و نعشکشها به دنبالشان پیش میرفتند. به محض اینکه از پادگان خارج شدند، آتش گشودند، هر که را در خیابان و کوچه دیدند، به رگبار بستند و هیچ کس از گلوله دژخیمان در امان نماند.

آیتالله خامنهای نیز یکشنبه خونین مشهد را اینگونه به یاد می‌آورد: «صبح دهم دی ماه که میخواستیم به مسجد کرامت برویم، به ما گفتند صبر کنید ببینیم حول و حوش مسجد چه خبر است. برای ارزیابی درستتر، یک نفر را فرستادیم. بعد از مدتی برگشت و گفت آنجا غوغایی است. ماشینهای ارتشی به میزان زیادی سر چهارراه نادری که محل مسجد کرامت است، جمع شدهاند. چهارراه نادری، حد و مرز حضور پلیس و ارتش بود. از چهارراه نادری به طرف حرم مطهر، معمولاً ارتش یا پلیس هیچوقت حضور پیدا نمیکرد. در ایام اوج مبارزه، آنجا خط قرمز بود و دیگر نمیتوانستند به این طرف بیایند و واقعاً اگر میآمدند، برایشان خطر جانی داشت. در این قسمت خیابان، دائماً مردم در رفت و آمد بودند. شعار، گردهمایی و سخنرانی رواج داشت و اصلاً از حوزه مأموریت و دخالت دستگاه خارج بود...

کشتار مردم در صف نفت و نان توسط عمال رژیم پهلوی / نامه دردناک پزشکان مشهدی به سازمان ملل

شنیدیم ماشینهای ارتشی و تانکها را در همین منطقه مستقر کردهاند و هیچکس هم نیست و هرکس هم پیدا شود، او را میزنند. کسی را نمیگرفتند، فقط افراد را میزدند. عدهای در مسجد کرامت بودند و بالاخره از مسجد کرامت در خیابان شاهرضای آن روز ـ آزادی فعلی ـ که محل استقرار نیروهای دولتی بهاصطلاح مقاومت ملی یا پایداری بود، عدهای از جوانها، بالای پشتبام آنجا و عدهای هم پشتبام مسجد کرامت بودند. اول صبح در اطراف مسجد در خیابان نادری، یک اجتماع مختصری تشکیل شده بود که عُمّال رژیم آن‌ها را به رگبار میبندند و بعد هم با وحشیگری تمام حمله میکنند و عدهای را در همانجا به شهادت میرسانند...

در این وضعیت به ما گفتند مصلحت نیست به مسجد کرامت برویم و همینطور هم بود. اگر میرفتیم، مطمئناً خطر جانی در پیش بود و کارها متوقف می ماند. سرانجام آن روز را تا شب در منزل ماندیم. آن روز، روز عجیبی بود. خبرهایی که میرسید، نشاندهنده کمال وحشیگری و جنایت دستگاه بود. از جمله خبرها این بود که ماشینهای ارتشی در خیابانها راه افتادند و هرجا صف نفت یا صف نان میبینند، که آنروزها زیاد دیده میشد، به رگبار میبندند. عدهای از زنان و مردان، بچه و کوچک و بزرگ را در میان صفها به رگبار بستهاند که بعضی شهید و مجروح شدند. در چهارراه نادری و خیابانهای اطراف حملات سختی انجام شد. در جاهای مختلف شهر، همین طور برخورد با مردم انجام گرفت و هرکجا اجتماعی دیده می‌شد، با حرکت مسلحانه و بسیار خشن با مردم رفتار می کردند...»

کشتار مردم در صف نفت و نان توسط عمال رژیم پهلوی / نامه دردناک پزشکان مشهدی به سازمان ملل

پس از جریان نهم و دهم دی نیز شهروندان مبارزِ مشهدی به طور پراكنده در درگیریها و تظاهرات خیابانی به شهادت میرسیدند. هفتصد نفر از پزشكان خراسان با ارسال تلگرافی به كورت والدهایم، دبیركل سازمان ملل متحد، خواستار رسیدگی به كشتارهای اخیر نظامیان در مشهد شدند.

آیتالله شیرازی هم با صدور اعلامیهای روز دوازدهم دی ماه را عزای عمومی اعلام كرد و مجلس ترحیمی در مسجد جامع گوهرشاد برگزار شد كه آیات سید عبدالله شیرازی، سید حسن طباطبایی قمی، شیخ ابوالحسن شیرازی، شیخ علی تهرانی، حسنعلی مروارید، سید ابراهیم علم‌‌الهدی، فرهنگیان، دانشجویان، اصناف، كشاورزان و كارمندان دولت در این مجلس حضور داشتند و شهید هاشمینژاد به منبر رفت. به دستور تیمسار سپهبد اكبر یزدگردی، فرماندار نظامی مشهد، مأموران در خیابانها مراقب اوضاع بودند. علاوه بر امام خمینی آیات قم، دزفول، كرمانشاه، اصفهان، سوادكوه مازندران با تلگرام خود به آیتالله سیدعبدالله شیرازی، ضمن دلجویی از مردم، تنفر خود را نسبت به سفّاكی رژیم پهلوی اعلان داشتند.

در پی حوادث خونین نهم و دهم دی مشهد، سپهبد امیر عزیزی، استاندار خراسان و نایب‌‌التولیه آستان قدس رضوی، از پست خود استعفا كرد و عازم تهران شد و آیتالله سید علی خامنهای، آیتالله عباس واعظ طبسی، شیخ علی تهرانی، عبدالكریم هاشمینژاد و محمدرضا محامی، به طور مشترك، ضمن صدورِ اعلامیهای روز جمعه، 15 دی ماه بهعنوان هفتمین روز درگذشت شهدا از ساعت 2 تا 4:30 بعدازظهر در مسجد گوهرشاد مجلس گرامیداشتی برگزار كردند. در این مجلس آیات: قمی، شیرازی، سیدكاظم مرعشی و طلبههای علوم دینی حضور یافتند و آیتالله سید علی خامنهای به منبر رفت. علما با مقاومت و شجاعت خود بهتدریج توانسته بودند وحشت رژیم را از دل مردم بیرون كنند و انقلاب موفق شده بود از انزوا درآید و در مسیر قوت قرار گیرد.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: