مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۶۵۹۳
آیت‌الله شیخ عبدالله نظری خادم‌الشریعه، در سال 1311 در سوادکوه به دنیا آمد. وی از شاگردان برجسته علامه طباطبایی، امام‌خمینی و آیت‌الله سلطانی بود. آیت‌الله نظری نقش مهمی در مبارزات مردم ساری، حمایت عشایر منطقه سوادکوه از امام خمینی و همبستگی‌شان با انقلاب اسلامی ایفا کرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با استفاده از رهنمودهای امام ‌خمینی، به خدمات دینی خود در استان مازندران و حمایت از اصول و آرمان‌های انقلاب اسلامی پرداخت و این رابطه را بعد از رحلت امام، با آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب همچنان ادامه داد. سرانجام این عالم ربانی در 12 بهمن 1399 دار فانی را وداع گفت.
تاریخ انتشار: ۱۳:۴۹ - ۱۳ بهمن ۱۳۹۹ - 2021February 01

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ آیت‌الله شیخ عبدالله نظری خادم‌الشریعه، در سال 1311 در سوادکوه به دنیا آمد. وی از شاگردان برجسته علامه طباطبایی، امام‌خمینی و آیت‌الله سلطانی بود. آیت‌الله نظری نقش مهمی در مبارزات مردم ساری، حمایت عشایر منطقه سوادکوه از امام خمینی و همبستگی‌شان با انقلاب اسلامی ایفا کرد.

به همین دلیل ساواک مازندران طی نامه‌ای به مرکز در سال 1355 او را «یکی از روحانیون طراز اول ساری و حومه خواند که در بین قاطبه مردم از نفوذ و احترام خاصی برخوردار بود.» ساواک مرکز نیز وی را «از جمله روحانیون افراطی و ناراحت ساری خوانده» که «با وجود تذکرات مکرر که به او داده شد همواره بر روی منابر در مجالس و محافل مذهبی مطالب تحریک‌آمیز و نامناسب عنوان نموده است.»

نوشتار حاضر به بررسی حیات سیاسی و مبارزاتی این عالم ربانی می‌پردازد.

دیدار با امام‌خمینی پس از فاجعه فیصیه

با افزایش محبوبیت امام و  شناخته شدن ایشان در سراسر کشور، دوستداران و پیروان ایشان از استان مازندران نیز به دیدار ایشان می‌رفتند. به روایت گزارش‌های ساواک: «در تاریخ 1342/2/16 از زیر آب مازندران و پل سفید، دو نفر طلبه به نام حاج شیخ عبدالله نظری و شیخ تقوایی به منزل [امام] خمینی آمده و هر کدام مبلغ 4 هزار تومان آورده‌اند و این مبلغ از طرف بازاریان زیرآب و پل سفید جمع‌آوری شده بود. ضمنا مقداری اعلامیه دریافت و رفته‌اند.» افرادی که به دیدار امام می‌رفتند، سفیرانی می‌شدند برای ابلاغ پیام‌ها و اهداف ایشان به مردم مناطق مختلف کشور و از سویی با تحویل وجوهات به ایشان، پیام ارادتمندان ایشان مبنی بر پیروی از ایشان را عرضه می‌کردند.

منبری مسجد جامع و تبلیغ مرجعیت امام

پس از مرحوم سعادت، به خواست و اراده مردم، شبستان بزرگ مسجد جامع در اختیار آیت‌الله شیخ عبدالله نظری قرار داده شد. این روحانی بانفوذ مازندران و شهر ساری، بسیار خوش برخورد و دارای جاذبه بود و نقش مهمی در جذب جوانان به ایفا می‌کرد. رابطه خوبی هم با بازاریان داشت. پس از فوت آیت‌الله سید محمود شاهرودی (که اکثریت مردم مازندران مقلد وی بودند)، مردم را به تقلید از دو مرجع عالی‌قدر آیات عظام امام‌خمینی و خوانساری ارجاع داد. رفتار شیخ عبدالله نظری و طرفدارانش تحت نظارت ماموران امنیتی بود. گزارش اطلاعات شهربانی در تاریخ 15 آذر 1352، «از برگزاری جلساتی در مسجد رانندگان، تحت عنوان قرائت قرآن خبر داده است که شرکت‌کنندگان در آن، مباحث مشکوکی را با یکدیگر مطرح می‌کنند.» این گزارش این عده از افراد را «طرفداران شیخ عبدالله نظری» خوانده است.

گذری بر حیات سیاسی آیت‌الله عبدالله نظری خادم‌الشریعه


پرداخت وجوهات به امام‌خمینی

ساواک مازندران در خرداد 1351، از سفر «آیت‌الله منتظری» به مازندران و کمک‌های مالی برخی از متدینین به امام‌خمینی(ره) خبر می‌دهد. در این گزارش آمده است: «حاج شیخ حسینعلی منتظری نجف‌آبادی به منظور جمع‌آوری پول برای [امام]خمینی در تاریخ 1351/2/28 از قم به شهرستان‌های مازندران مسافرت و با علمای آن دیار دیدار و وجوهات را دریافت می‌کند... در ساری نیز با حاج شیخ عبدالله نظری برای این منظور ملاقات می‌کند. مفاد این اطلاعیه به ساواک استان منعکس گردید.»

برگزاری مراسم برای حاج‌آقا مصطفی خمینی

طبق گزارش‌های ساواک مازندران، شیخ عبدالله نظری خادم‌الشریعه و طبقه روحانیت این شهر، «پنجم آبان ماه  مجلس ختمی را به همین مناسبت در مسجد جامع ساری با حضور اغلب روحانیون و حدود 200 نفر از مذهبیان و بازاریان برگزار کردند.»

گذری بر حیات سیاسی آیت‌الله عبدالله نظری خادم‌الشریعه


اعتراض به ظلم رژیم پهلوی به کشاورزان

 در گزارش‌های ساواک آمده است که شیخ عبدالله نظری خادم‌الشریعه که شب‌ها در مسجد جامع ساری سخنرانی می‌نمود در تاریخ 1356/9/28 با اشاره به سخت‌گیری ماموران دولت در اخذ مالیات از کشاورزان و بازاریان اظهار داشت: «حضرت علی(ع) به ماموران دستور می‌داد اگر سطح درآمد کشاورزان به علت کمبود محصول پایین و یا کسبه بازارشان کساد است آن‌ها را از پرداخت مالیات معاف کنید و با خشونت رفتار ننمایید ولی حالا می‌بینیم باران نیامده، محصول کشاورز کم و بازار کساد است لیکن با زور سرنیزه هم که شده مالیات وصول می‌کنند.»

شیخ عبدالله نظری در سخنرانی بعدی خود پا را فراتر گذاشته و بر لزوم ایجاد فضای نقد و انتقاد در جامعه تاکید می‌کند. وی قیام عظیم امام حسین(ع) را علیه یزید بر مبنای انتقاد رهبر جامعه اسلامی از ظلم دستگاه یزید و رواج بی‌بندواری، شراب‌خواری، زورگویی و چاپلوسی توصیف و مسئولیت سه گروه فرهنگیان، روحانیون و حاکمان را در برابر جامعه مسئولیتی سنگین عنوان کرد.

واکنش به قیام 19 دی قم

23 دی 1357 ماه روحانیون ساری  در مسجد مصطفی خان ساری جمع شدند تا اقامه نماز را از سر بگیرند. شیخ عبدالله نظری پس از اقامه نماز جماعت به منبر رفت و با اشاره به اینکه شهرهای قم، مشهد و نجف اشرف کانون‌های مهم روحانیون است و باید بیش از پیش از آن مراقبت به عمل آید، گفت: «من می‌خواهم با انعکاس این [خبر] به مرکز، مرکزی‌ها هوشیار باشند و بدانند که مردم مازندران به خاطر واقعه اخیر قم سه روز نماز برپا نکردند و همه نگرانند. باید به روحانیون احترام گذاشت، نه اینکه اذیت و آزارشان داد.»

شیخ عبدالله نظری روز 24 دی ماه نیز در اجتماع 200 نفر از نمازگزاران مسجد جامع بر فراز منبر رفت و درباره مطالب توهین‌آمیز علیه امام و روحانیون گفت: «کسانی که در مجلات و روزنامه‌ها به جامعه روحانیت اهانت می‌نمایند سگ‌های پست، رذل و کثیفی هستند. قبلا هم ائمه اطهار وقتی مردم را به راه راست هدایت می‌کردند در جواب سنگ و کلوخ دریافت می‌داشتند. مثل پذیرایی که دولت، اخیرا از جامعه روحانیت در قم به عمل آورد [واقعه 19 دی] هر چند که وقت گذشته، ولی از هر جهت ماه، ماه عزاداری است به خصوص که در چند روز اخیر ما عزاداری زیادی داشتیم.»

گذری بر حیات سیاسی آیت‌الله عبدالله نظری خادم‌الشریعه


گرامیداشت سالروز قیام 15 خرداد در سال 1357

اعلامیه‌هایی با مضمون مبارزه منفی با حکومت و نشستن در خانه‌ها و تعطیل کردن بازار در روز 15 خرداد در شهر ساری توزیع گردید. آیت‌الله میرزا هاشم آملی با یکی از روحانیون ساری تماس تلفنی برقرار کرده و به او گفته که قرار شده است که مردم در روز مذکور از منازل خود خارج نشوند. این موضوع به سرعت میان روحانیون ساری و شهرستان‌های دیگر مخابره شد.

شیخ عبدالله نظری شب پانزدهم خرداد پس از نماز مغرب و عشا در مسجد جامع اعلام کرد: « از فردا به مناسبت 15 خرداد طبق دستور آیات و مراجع قم خانه‌نشین هستم و نماز جماعت برگزار نخواهم کرد. ضمن ابراز تنفر و انزجار از حکومت و هیئت حاکمه، از سایر روحانیون نیز انتظار دارم تا دستور ثانوی از اقامه نماز جماعت در مساجد خودداری نمایند.»

سخنان شیخ عبدالله نظری به شکل اعلامیه تکثیر و در سراسر شهر توزیع شد و بر دیوارها نصب گردید. تعدادی از بازاریان، دانشجویان و جوانان انقلابی ساری نزد او رفته و آمادگی خود را برای برپایی تظاهرات اعلام می‌کنند.

تحریم اعیاد شعبانیه سال 1357

با فرا رسیدن نیمه شعبان اکثر اصناف شهرهای مازندران و به خصوص ساری از چراغانی مغازه‌ها خودداری کردند و حتی تعدادی از ساختمان‌های ادارات و سازمان‌های دولتی نیز در این شهر آذین‌بندی نشد. شیخ عبدالله نظری در روز 29 تیر ماه، در مسجد جامع، از همه کسانی که به پیروی از مراجع از برگزاری جشن خودداری کردند، تشکر کرد و اعلام نمود که: «بر حسب دستور حضرت آیت‌الله العظمی خمینی، این حاکم خونخوار خون‌آشام ضحاک بایستی بداند که مردم مسلمان روشنفکر آسوده نخواهند نشست و با این اعمال پلید مبارزه خواهند نمود.» شیخ عبدالله نظری در سخنرانی شب بعد نیز بر لزوم پایداری در راه اسلام سخن گفت و تنها جرم کشته‌شدگان اخیر را تلاش در راه حق و حقیقت و استقلال اسلام خواند و در بخش پایانی سخنانش چنین گفت:

«با صدای بلند می‌گویم بروید در همه‌جا بگویید در گوشه‌ای از مازندران، در روز جمعه، عبدالله نظری به جای سخنرانی درباره حضرت قائم، برای مردم از شهدای اسلام و واقعه چند روز اخیر سخنرانی می‌کرد. ای مردم! جهان اسلام را تنها نگذارید... حتی اگر فرزند و مال و ناموس و جان خود را از دست دادید هیچ‌وقت زیر بار بیگانه و یا حکومت ناقص نروید... هر چه بزرگان اسلام از جمله آیت‌الله گلپایگانی و پرچمداران اسلام حضرت آیت‌الله الموسوی‌الخمینی گفته‌اند باید پیروی کنیم.»

در گزارش ساواک آمده است که «در پایان این سخنرانی مردم دست او را می‌بوسیدند و خشنودی خود را اینگونه ابراز می‌نمودند.»

در همین شب وی در مسجد رضاشاه نیز بر منبر رفتند و در حضور بیش از 300 نفر از اهالی ساری، حکومت را خائن، استبدادی، خودمختار و مجالس ملی و سنا را غیرقانونی و مصوباتش را فاسد و فاسق و وکلای مجلس را نامشروع خواند. در بخشی از سخنانش گفت:

«به قول آقای خمینی کاسه صبر پر شده با این ظلم‌ها و ستم‌ها با این اذیت و آزارها به اسلام، به قرآن. دیگر مردم از اسلحه نمی‌ترسند از مرگ نمی‌ترسند... آقای خمینی آیت‌الله‌العظمی (سه بار صلوات) اعلامیه به این مناسبت صادر کردند که ما چراغانی نداریم ما عید نداریم، ما ملت گرفتار هستیم به صورت اعتراض مسئول منطقه بداند به دستگاه خبر دهد... که آزادیخواه مازندران شیخ عبدالله نظری در روز ولادت صاحب‌الزمان به عنوان عزای عمومی این‌ها را پخش کرده صلاح مملکت و حکومت به این است تسلیم شود.»

سازماندهی تظاهرات انقلابی در شهر ساری و روستاها

عده‌ای از جوانان انقلابی ساری برای نشان دادن اعتراض خود به رژیم، درصدد برپایی تظاهراتی گسترده در تاریخ 57/5/27 بودند و تلاش می‌کردند تا موافقت و همراهی روحانیون را جلب کنند. برخی روحانیون با این اقدام جوانان مخالفتی نکردند ولی برخی سعی داشتند از شیخ عبدالله نظری بخواهند تا مانع حرکت جوانان شود.

فردای آن روز شیخ عبدالله نظری در مسجد جامع ساری رو به مردم کرد و گفت: «ای مردم خبر ندارید در اصفهان و تهران و قم چه خبر است؟... دولت کشتار نموده. ای دولت ایران!... چگونه ادعای مسلمانی می‌کنی؟... مردم قدردان دین باشید. میرزای شیرازی با یک فتوا آن دولت قلدر عصر خود و استعمار را شکست داد. مردم چرا این‌طور شده‌اید؟» به اذعان گزارشگران ساواک، تبلیغات روحانیون به شدت بر اذهان مردم و به خصوص روستائیان اثرگذار شد و آنان را در مقابل رژیم قرار داد.

پس از نماز جماعت و سخنرانی شیخ عبدالله نظری از داخل مسجد جامع علیه شاه و به نفع امام‌خمینی شعار سر دادند. در گزارش ساواک آمده است که در این روز شعار: «خمینی آزاده است»، سر داده شده و «روستائیان هم با گروه تظاهرکننده هم‌صدا شدند و به نفع [امام] خمینی شعار دادند.»

دیدار با امام در پاریس و اعلام همبستگی عشایر سوادکوه

آیت‌الله نظری برای نشان دادن ارادت عشایر سوادکوه با نهضت اسلامی علی‌رغم تحمل خطرات به پاریس سفر می‌کند و در این راستا نامه همبستگی عشایر و بزرگان آن دیار را به خدمت امام‌ خمینی رساندند. در این زمینه وی در خاطرات خود می‌گوید: «وقتی بزرگان سوادکوه اعلام آمادگی کردند که با نهضت همراهی کنند، برای این که همراهی آنها را به اطلاع امام برسانیم نامه‌ای با امضای آنها تهیه کردیم و با حاج آقای مصطفوی که از علمای خدمتگزار در منطقه بود به پاریس رفتم. یازده روز در پاریس خدمت حضرت امام بودیم...

در آنجا حاج آقای دعائی و شهید عراقی را دیدیم، شهید عراقی به امام خبر داد و امام ما را به حضور پذیرفتند و وقتی مرا دیدند تبسمی کردند و «گفتند ما رفقای خودمان را درحالت جوانی ترک کردیم و در حالت پیری می‌بینیم.» ما هر شب به صورت خصوصی در خدمت امام درباره مسایل مختلف صحبت می‌کردیم. یک روز ظهر که برای اقامه نماز خدمت ایشان رفتیم، زمانی بود که بختیار فرودگاه‌ها را بسته بود... هر شب خدمت امام می‌رسیدیم تا اینکه امام به حاج آقا مهدی عراقی گفتند «آشیخ عبدالله هم در پرواز ما باشند،اگر بنا باشد اتفاقی بیفتد همه با هم باشیم.» البته بسیاری از آقایان با پرواز روز قبل به ایران بازگشته بودند.»

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: