مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کد خبر: ۷۰۲۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۵ - ۱۲ مرداد ۱۴۰۰ - 2021August 03
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ شیخ محمدتقی بافقی، از علمای مبارز ایران در قرن چهاردهم هجری است. وی كه فرزند بازرگانی به نام حاج محمدباقر بود، در 1292 ق در شهر كوچك بافق به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در چهارده سالگی در یزد آغاز كرد و فقه و اصول را نزد حاج میرزا سید علی لبخندقی آموخت. چهارده سال بعد عازم نجف شد و تحصیلات خود را در فقه و اصول نزد استادانی چون آخوند ملامحمدكاظم خراسانی و سید محمدكاظم یزدی تكمیل كرد و نزد محدث بزرگ، حاج میرزا حسین نوری، حدیث خواند. پس از هفده سال اقامت در نجف ، به كربلا رفت و نزد حاج سیداحمد موسوی كربلایی به تحصیل و تهذیب اخلاق پرداخت. سپس در 1336 ق یا 1337 ق به ایران بازگشت و در قم، در محله باغ پنبه سكنی گزید و در كنار دو روحانی بزرگ شهر، آیت الله كبیر و آیت الله فیض، به احیای حوزه علمیه و اجرای خدمات دینی همت گماشت.

در 1301 ش، با آمدن آیت‌الله حاج شیخ عبدالكریم حائری به قم، این تلاش ها به نتیجه رسید. عده ای از علمای بزرگ شهر از جمله بافقی، وی را ترغیب كردند و در قم بماند و خود را وقف احیای حوزه علمیه كند. بافقی یكی از دستیاران عمده آیت الله حائری شد، و خصوصاً مسئولیت تهیه لباس و رسیدگی به امور طلاب را، كه شمارشان روز به روز بیشتر می شد، بر عهده گرفت و نیز در غیاب آیت الله حائری، به جای او اقامه جماعت می كرد. علاوه بر این، بر ساختن سه مسجد جدید نظارت داشت و گاه خود در كار ساختمان مشاركت می كرد.
مجاهدت فعالانه او در امر به معروف و نهی از منكر در شیوه زندگی مردم مؤثر افتاد. از جمله توانست آرایشگاه های قم را ملزم سازد كه ریش مشتریان را نتراشند. یك بار، دولت خواست بافقی و سایر علما را از این كار بازدارد، اما وقتی با جواب تند بافقی كه رضاخان را فراعنه مقایسه می كرد روبرو شد، موقتاً از اصرار خود چشم پوشید. بافقی به گوشزدهای شفاهی قانع نبود،‌ چنانكه می گویند چندین نامه به رضاخان نوشت و از وی خواست تا سیاست هایی را كه به نظر علما مخالف با اسلام بود، تغییر دهد.

در روز سه شنبه، آخرین روز سال 1306، همسر رضاخان و گروهی از زنان دربار، برای حضور در مراسم نوروزی، وارد حرم حضرت معصومه (س) شدند و در غرفه بالای ایوان آیینه بی چادر نشستند. وقتی كه مردم و واعظی به نام سید ناظم، بافقی را از این ماجرا آگاه كردند، پیغامی برای زنان فرستاد و به حضور آنان در حرم، بدان وضع اعتراض كرد و چون مؤثر واقع نشد، ‌شخصاً به آنجا آمد و از ایشان خواست تا حرم را ترك كنند. خانواده شاه فوراً به خانه تولیت رفتند و این واقعه را به تهران خبر دادند. رضاخان بی درنگ، همراه با وزیر دربار و یك فوج زرهی، از تهران روانه قم شد، نظامیان را در منظریه قم مستقر كرد و خود،‌ همراه عده ای از گارد، وارد شهر شد. حرم را محاصره كردند و رضاخان با چكمه وارد حرم گردید و افراد گارد، جمعی را مضروب و بافقی را دستگیر كردند.

رضاشاه شخصاً بافقی را زیر لگد انداخت و به بادناسزار گرفت و به زندان تهران فرستاد، و در یكی از جلسات هیئت دولت، واقعه را برای حاضران گزارش كرد. بافقی پس از چند ماه، بر اثر اقدام آیت الله حائری، از زندان آزاد ولی به شهر ری تبعید شد و در آستان حضرت عبدالعظیم به امامت جماعت و حل و فصل امور دینی پرداخت. 

وی به لحاظ تقوا و صداقت داشتن و روحیه مساعدت به مردم از محبوبیت بسیار برخوردار بود. سرانجام، در 1314 توانست به مشهد سفر كند.

با سقوط رضاخان در 1320 ش، بافقی از تبعید رهایی یافت. پس از بازگشت به قم، در مدت كوتاهی كه در آنجا اقامت داشت، از گشودن مغازه های مشروب فروشی در آن شهر جلوگیری كرد. سپس از قم عازم شهرهای مقدس عراق شد و یازده ماه در آنجا به سر برد؛ اما سال های آخر عمر را در شهر ری سپری كرد. بافقی در 12 مرداد 1325 درگذشت و دركنار مزار آیت الله حائری در قم مدفون شد.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: