مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در تبریز
يكی‌ از روزهايی‌ كه‌ همواره‌ برای‌ دانشجويان‌ مهم‌ بود و هر سال‌ نيز چه‌ از سوی‌ گروه‌های‌ چپی‌ و چه‌ از سوی‌ دانشجويان‌ مؤمن‌ و مذهبی‌ مورد تجليل‌ قرار می‌گرفت‌، 16 آذر روز دانشجو بود؛ كلاس‌های‌ درس‌ در اين‌ روز تعطيل‌ می‌شد و دانشجويان‌ با دادن‌ شعارهای‌ سياسی در دانشگاه‌ و بعضاً خارج‌ از دانشگاه‌ راهپيمايی‌ می‌كردند و بچه‌ها در داخل‌ شهر تبريز هم‌ خيابان‌ خاصی را انتخاب‌ نموده‌ و در آن‌جا راهپيمايی‌ می‌كردند. البته‌ در آن‌ زمان‌ شعار مرگ‌ بر شاه‌ وجود نداشت‌. اصلاً قدرتی‌ نداشتيم‌ كه‌ چنين‌ شعاری‌ را مطرح‌ كنيم‌. بيشتر شعارها پيرامون‌ آزادی‌ بود. مثلاً شعار «زندانی‌ سياسی آزاد بايد گردد» فرياد زده‌ می‌شد.
چند روایت از رشادت‌های مردم خوزستان
مردم خوزستان در طول تاریخ انقلاب با رشادت‌ها و مجاهدت‌های خود، صحنه‌هایی ماندگار خلق کرده‌اند که تاریخ تنها گوشه‌ای از آن دلاوری‌ها را ثبت کرده است. این خطه در دوران جنگ تحمیلی شاهد از خودگذشتگی و مجاهدت ساکنانش بود. آنها تمام آن روزها با مقاومتی بی‌مانند در برابر دشمن متجاوز بعثی ایستادند و تا پای جان مقاومت کردند. مردم اهواز، آبادان، ماهشهر، خرمشهر، دزفول، اندیمشک و ... خالق صحنه‌هایی بی‌بدیل در تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هستند.
انقلاب اسلامی در بوشهر
شهید شیخ ابوتراب عاشوری از روحانیون مبارز بوشهر از ابتدای‌ دهه‌‌ 40 فعالیت‌های‌ سیاسی‌، اجتماعی‌ و مذهبی‌ خود را آغاز كرد كه‌ مهم‌ترین‌ آن‌ مبارزه‌ علیه‌ بهائیت‌ و حزب توده در آن استان‌ بود. او با تشكیل‌ حوزه‌ علمیه‌ و گسترش فعالیت‌های‌ خود در مسجد جعفری‌ بوشهر، بُعد تازه‌ای‌ از فعالیت‌های‌ سیاسی‌ را آغاز كرد. وی حتی‌ مسافرت‌هایی‌ به‌ خارج‌ از كشور از جمله‌ كشورهای‌ حوزه‌‌ خلیج‌فارس‌ و انگلیس‌ داشت‌. شیخ ابوتراب عاشوری به‌ علت‌ سخنرانی‌ محرم‌ 1344 در بحرین‌ و تبلیغ‌ علیه‌ رژیم‌، برای‌ مدتی‌ ممنوع‌المنبر شد. پس‌ از شهادت‌ حاج آقا مصطفی‌ خمینی‌، در بوشهر بازار را تعطیل‌ كرد و در آنجا به‌ سخنرانی‌ پرداخت‌. وی‌ سرانجام‌ پس‌ از سال‌ها مقاومت‌ و ایستادگی در روز سوم‌ محرم‌ 13 اذر 1357 ، در وقت‌ گرفتن‌ وضو به‌ ضرب‌ گلوله‌ به‌ شهادت‌ رسید.
انقلاب اسلامی در شیراز
آیت‌الله دستغیب كه پس از آزادی از زندان و مسافرت به مشهد تازه به شیراز بازگشته بود، در اجتماع شش هزار نفری مردم در مسجد جامع به ایراد سخنرانی پرداخت. پس از پایان مراسم مردم در دسته‌های مختلف ضمن سر دادن شعارهای «مرگ بر شاه» و «جاوید حكومت اسلامی» در كوچه‌های اطراف مسجد به تظاهرات پرداختند.
انقلاب اسلامی در جهرم
فرمان امام در پادگان جهرم نيز به اجرا در آمد و شبانه تعدادی از سربازان از پادگان فرار كردند. آيت‌الله سيد ابوالقاسم شفيعی از جمله كسانی بودند كه در اين مرحله سخت به ياری سربازان آمده و مانع از دستگيری آن­ها توسط مأموران رژيم گرديدند. او تعداد زيادی از آن­ها را به طور مخفيانه به منزل خويش كه به كانون مبارزه شديد بر عليه رژيم تبديل شده بود برده و حتی با پرداخت پول نقد و اهدای لباس شخصی، آن‌ها را ياری ­نمود.
تنها گروهی كه بازمانده‌های رژيم به آن‌ها اميد بسته بودند، نظاميان بودند كه در طول 37 سال سلطنت روی اين گروه حساب ويژه‌ای باز كرده بودند و به راستی نيز ارتش يكی از اركان اصلی حفظ رژيم بود امّا گستردگی انقلاب مردمی اين ركن را نيز درهم شكست و به موضع انفعال كشانيد. فرار سربازان از پادگان و افزايش احتمال تيراندازی سربازان به فرماندهان خود روحيه درجه‌داران را نيز به شدت كاهش داد.
انقلاب اسلامی در کرمانشاه
نوار سخنرانی وعاظ مشهوری چون فلسفی، حجازی، خزعلی و گرامی در اين فاصله دست به‌ دست می‌شد. در کرمانشاه نيز خطابه‌های مهيجی ايراد شد. در اين زمينه به‌ويژه شيخ محمدعلی گرامی سخنرانی‌های مهمی ايراد كرد. نوار سخنرانی شيخ محمدعلی گرامی در کرمانشاه تکثير شد و در سراسر کشور نيز توزيع و به فروش رسيد. وی با بيانی مهيج آيت‌الله خمينی را تنها رهبر سياسی و دينی در آن برهه از تاريخ ناميد.
در فترت بين مجلس دوم و سوم فجايع روس‌ها در مشهد به شكل ديگرى خودنمايى كرد. ژنرال ردكو، فرمانده نظامى روس، در مشهد مجلسى در محل اقامت خود تشكيل داد و شروع به تحريكات كرد. او توانست سيد محمد يزدى طالب‌الحق و يوسف‌خان هراتى را با خود هماهنگ كند و محمدعلى قروش‌آبادى هم كه از اوباش باج‌گير بود به آنان پيوست و به اين ترتيب مقدمات شورشى فراهم شد كه مى‌توانست خراسان را تجزيه كند و به منويات ديرين روسيه، جامه‌ عمل بپوشاند.
آیت‌الله محمد فاضل استرآبادی، موسس حوزه علمیه فیضیه مازندران و از علمای مبارز و همراه نهضت امام خمینی، پس از ورود به ایران، در شهر بابل اقامت گزید و به شدت مورد توجه جامعه مذهبی جوانان شهر قرار گرفت، به گونه‌ای که در جریان انقلاب اسلامی ملت ایران در سال ۱۳۵۷ رهبری مبازره این شهر علیه رژیم پهلوی را بر عهده داشت. بعد از پیروزی نهضت اسلامی نیز به مجاهدت در راه انقلاب ادامه داد و سرانجام پس از عمری مجاهدت در 6 آذر 1395 دار فانی را وداع گفت.
بازخوانی حادثه‌ خونين 5 آذر 1357 در گرگان
سيدمحمد رئيسی در ارزيابی نهايی خود در مورد حادثه‌ 5 آذر خاطرنشان می‌سازد: «حادثه‌ 5 آذر بسيار رقت‌بار بود و هيچ ضرورتی نبود كه مأمورين چنين جنايتی را مرتكب شوند. زيرا هنوز كاری از سوی مردم انجام نشده ‌بود كه مأمورين شهربانی با ايجاد رعب و وحشت و تيراندازی به ‌طرف جمعيت آنها را به خاك و خون كشيدند. به‌همين خاطر پنجم آذر از سياه‌ترين حوادث در گرگان در دوره‌ رژيم خونريز پهلوی است...».