مرکز اسناد انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی و با توجه به اهمیت فاجعه سینما رکس، امام خمینی در 11 مهر 1358 به آقای قدوسی دادستان وقت انقلاب دستور پیگیری این پرونده را می‌دهند. پس از بررسی‌های اولیه، محتویات پرونده اعم از هویت و مشخصات متهمین و نوع اتهام آنان مشخص شد. دادگاه ویژه سرانجام پس از 18 جلسه در چهارشنبه 12 شهریور 1359 به کار دادرسی پایان داد و رای خود را بامداد پنج‌شنبه 13 شهریور 1359 اعلام کرد. بر اساس رای صادره از سوی دادگاه، 12 نفر از عاملان فاجعه سینما رکس به اعدام و 17 نفر به حبس‌های مدت‌دار محکوم شده و 5 متهم نیز تبرئه شدند.
دکتر حمید بصیرت‌منش
خرسندی ابتدایی از تغییر رژیم در ایران و سقوط دولت ناتوان قاجار، باعث نشد که علما و از جمله آيت‌الله میرزای نائینی سیاستی کاملا منفعل در پیش بگیرند و در برابر اقدامات ضد اسلامی و ضد مردمی رژیم رضاشاه سکوت کنند. به عنوان نمونه‌ای از ابراز مخالفت‌های آيت‌الله نائینی در ابتدای رژیم پهلوی، گفتنی است با آغاز زمزمه اجرای قانون نظام اجباری و اظهار نگرانی و نارضایی مردم ایران، «آقای نائینی بیش از همه با نظام اجباری مخالفت [کرد] و اظهار فرمودند که این مسئله موجب تنفر عامه و منتهی به تحصن مردم در سفارتخانه‌ها و دخالت اجانب خواهد شد.»
برخی از تحلیلگران رژیم صهیونیستی بعدها با توصیف جنگ ششم علیه لبنان به جنگی بیهوده و به نوعی نیابتی اعلام کردند: «موضوع اصلی سربازان ربوده شده نیستند، بلکه مسئله این است که ایران می‌کوشد جلوی گسترش نفوذ اسرائیل را بگیرد؛ در واقع نیروهای شرور ایران با تضعیف اسرائیل تلاش می‌کنند دست غرب را از خاورمیانه کوتاه کنند.»
با آغاز نهضت مشروطه، مجالس روضه در ماه محرم رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت و زمینه مبارزه علیه اقدامات و سیاست‌های حكومت قاجار را فراهم ساخت. جلسات روضه‌خوانی محرم 1323ق پایگاهی برای بیان اعتراض‌های علما و مردم علیه دولت قاجار تبدیل شد و زمینه قیام را فراهم کرد. در آستانه‌ محرم سال1324 دولت قاجار با تجربه‌ای كه از محرم سال قبل داشت تدابیری را برای كنترل مراسم عزاداری آن سال اتخاذ كرد. محرم 1325 ق. وعاظ در مجالس روضه داد سخن داده و مردم را تشویق و ترغیب به عدالت و حفظ قانون و آزادی و عدالت کردند. برگزاری مجالس روضه‌خوانی در محرم سال 1328 ق. نیز به محلی برای انتقاد مشروطه‌خواهان از اعمال محمدعلی شاه، تبدیل شد. مجالس روضه ماه محرم درسال‌های بعد نیز کانون حرکت علیه استبداد قاجار بود.
آیت‌الله سید محمد هادی میلانی، از جمله مراجع تقلید و از روحانیون مبارز دوران رژیم پهلوی بود که خود در برهه‌ای نقش رهبری نهضت در خراسان را عهده‌دار بود. سال‌های آغازین دهه 1340 را باید اوج فعالیت‌های سیاسی معظم‌له در زمینه مخالفت با رژیم پهلوی و مصوباتش قلمداد کرد. اعتراض علیه لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، اعتراض علیه فاجعه فیضیه، مهاجرت به تهران در پی دستگیری امام و ... از حمله اقدامات وی محسوب می‌شود، با وجود این فعالیت‌ها، آیت‌الله میلانی در دهه پایانی عمر خود در یک انزوای سیاسی قرار گرفت و جز در موارد خاصی از اظهار نظر خودداری می‌کرد.
از مرحوم رحیم نیکبخت، ده‌ها کتاب و مقاله به یادگار مانده است. برجستگی قلم او در تاریخنگاری، اهتمام در نگارش تاریخ آذربایجان و به اصطلاح «آذربایجان‌پژوهی» می‌باشد. وی همچنین دستی در حوزه عاشوراپژوهی نیز داشت و مقالاتی در این حوزه به رشته تحریر درآورد.
بررسی تاریخ معاصر نشان می‌دهد هر زمان سیاست‌مداران و رجال سیاسی به غرب اعتماد کرده و دست نیاز به سوی آن‌ها دراز کردند، پیامدی جز خسارت‌های زیان‌بار برای کشور در پی‌نداشته است. به عنوان نمونه در دوره مشروطه، با تسلط روشنفکران غرب‌گرا، نهضت از مسیر خود منحرف و به دیکتاتوری رضاخان ختم شد. اعتماد مصدق به امریکا نیز نتیجه‌ای جز کودتا و از بین رفتن مبارزات مردمی در ملی شدن صنعت نفت نداشت. سرانجام معاهده برجام نیز ثابت کرد اعتماد به غرب تا چه اندازه می‌تواند منشاء خسارت باشد.
« سفير روس... براي شيخ پيغام فرستاد که هر گاه مايل است فوراً به سفارت روس پناهنده شود و اگر هم خواسته باشد ممکن است چند نفر سالدات روسي به منزل او بروند و او را در پناه خود بگيرند تا مشروطه‌خواهان از تعرض او منصرف شوند. شيخ با هيچ يک از اين دو پيشنهاد موافقت ننمود و گفت در مقابل مشيت و اراده الهي تسليم صرف است».
پاسخ به یک شبهه
مخالفان شیخ فضل‌الله نوری و همچنین منتقدان او ضمن چشم پوشی بر روحیه استبدادستیز شیخ، که او را زمانی همراه و در جبهه مخالفین استبداد به حرکت به سمت قم وادار نمود و دیگر زمان به‌دلیل جابه‌جاشدن ماهیت عریان استبداد از نظام مطلقه پادشاهی به استبداد سیاسی جدید (در نگاه شیخ) در صف مخالفان مشروطه قرارداد، اتهام معاونت با استبداد را به او روا می‌دارند. اما اگر نگاه شیخ به محمدعلی شاه جز نگاهی ابزاری جهت مقابله با مشروطه غربی ‌و پاسداری از اسلام در سایه‌ توسل به قدرت او بود، شیخ نمی‌بایست فکر مقاومت مسلحانه ـ آن چنان كه برخی گزارش کرده‌اند ـ را در شرایط قوت گرفتن مقوله‌ تسلیم محمدعلی شاه در سر بپروراند.
مهدی افتخاری که بود؟
مهدی افتخاری با نام مستعار ناصر، از مسئولین قدیمی و پرسابقه مجاهدین، تنها كسی بود كه بیشتر از همه در معرض تحقیرهای دیوانه‌وار شخص رجوی قرار می‌گرفت. بعبارتی مهدی افتخاری تنها كسی بود كه رجوی با او كینه و دشمنی خاصی داشت چرا كه او تنها فردی از اعضای قدیمی سازمان بعد از كشته شدن علی زركش بود كه در مقابل انقلاب ایدئولوژیكی رجوی تا آخر ایستادگی كرد و رجوی هم در مقابل، هرگز اجازه خروج به مهدی را از قرارگاه اشرف نداد. رجوی او را به پائین‌ترین فرد در تشكیلات تبدیل كرد و پائین‌ترین كارها را به او سپرد و نهایتا هم مهدی در اوج تنهایی درون و بیرون خویش در همان قراگاه اشرف كه به بیماری سرطان مبتلا شده بود جان سپرد.