مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برچسب ها - شمیران
خاطرات انقلاب در گفت و شنود با حاج داوود روزبهانی
ک‌مرتبه دیدم حضرت امام از درب مدرسه وارد شدند. اتاقی که برای امام در نظر گرفته بودند طبقه بالای مدرسه بود. امام از پله بالا رفتند و در پاگرد اول گفتند من چند دقیقه‌ای اینجا بنشینم. سریعاً برای امام صندلی آوردند. ما دور امام حلقه زده بودیم و شعار درود بر خمینی سر می‌دادیم. امام همان‌جا گفت: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم . درود بر شما. خمینی چه کاره است؟ شماها بودید که رفتید مقابل تانک دشمن درود بر خود شما.» حال حضار منقلب شد و اشک می‌ریختند. آن شب با حال عجیبی گذشت با اینکه چند روز بود که استراحت نکرده بودیم تا صبح بیدار بودیم و نماز صبح را با تعداد اندکی پشت سر امام خمینی اقامه کردیم. این نماز برای من تکرار نشدنی بود.
کد خبر: ۷۵۰۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۱/۱۳

انتشار برای نخستین بار| برگی از خاطرات مرحوم حجت‌الله کسری
یكدفعه‌ كه‌ من‌ را به ساواک بردند. بازجو به‌ من‌ گفت‌ كه‌ شنیدیم‌ عكس‌ [امام] خمینی‌ در خانه‌ شما هست‌؟ گفتم‌:بله‌ ! گفت‌ كه‌ آن‌ عكس‌ را بردار و بینداز پایین!‌ گفتم‌: نمی‌توانم‌... گفت:‌ چرا؟ گفتم‌ ببخشید آقا! شما آن‌ عكسی‌ كه‌ آنجا زدید (عکس شاه) چیست؟‌ گفت‌ اعلیحضرت!‌ گفتم‌: آن‌ را بردارید! گفت‌:‌ فلان‌ فلان‌ شده‌ توهین‌ می‌كنی؟‌ گفتم‌ نه‌ اعتقاد قلبی‌ است‌. شما اعتقاد قلبی‌ به‌ ایشان [شاه]‌ دارید و من‌ هم‌ اعتقاد قلبی‌ به‌ ایشان [امام] دارم.‌
کد خبر: ۷۱۷۴   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۶/۳۰