مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برچسب ها - اصفهان
به روایت سردار شهید سید محمد حجازی
سردار شهید حجازی می‌گوید: «مراسمی در مسجد سید اصفهان گذاشتند که یک تعداد زیادی از همافرهای هلی​کوپتری هوانیروز اصفهان آمده بودند و با انقلاب بیعت کردند. همان موقع ما در مسجد بودیم که این‌ها هم در آنجا جمع شده بودند و شعار می​دادند و یکی از آقایان هم برای آن‌ها سخنرانی می​کرد. شنیدیم که تلویزیون اعلام کرد انقلاب به پیروزی رسید، یعنی آن لحظه پیروزی انقلاب را ما در مسجد بودیم.»
کد خبر: ۷۵۲۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۱/۱۹

یادبود مبارز انقلابی اصفهان
انجمن حجتيه هم از تفكرات او مطلع بود، ولى از آنجا كه عنصر كارآمدى بود، حاضر به ازدست دادن وى نبود تا اينكه ماجراى توهين شيخ حلبى به امام در سال 1352 پيش آمد و آقاى ربانى شيرازى در جلسه‌اى از اين موضوع انتقاد كرده بود. اين امر به درگيرى مستقيم آقاى پرورش با انجمن حجتيه منجر شد و سخن به ياد ماندنى خود را بر زبان آورد: «من بعد از امام ‌زمان(عج) آقاى خمينى را موحدترين فرد روى زمين مى‌دانم و اين را با مطالعه، شناخت و معرفت مى‌گويم كه موحدترين مرد روى كره‌ى زمين آقاى خمينى است. حال كه اين پيرمرد- منظور شيخ حلبي‌ـ آمده و به ايشان توهين كرده، من ديگر حاضر به همكارى با اين تشكيلات نيستم.»
کد خبر: ۷۴۰۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۰/۰۷

انقلاب اسلامی در اصفهان
شيوه تبليغاتى خاصى را در جلسات خصوصى و عمومى پياده كردم، يعنى براى تبليغ در اين منطقه دست به ابتكار جديدى زدم. ابتكارم اين بود كه شخصى به‌نام آقاى «عباس اعرابى هاشمى» از روى آيات قرآن و متناسب با آيات، تصوير و عكس‌هاى خيلى زيبايى درست كرده بود و زير آن هم ترجمه آن آيات را نوشته بود و از تمامى اين آيات و تصاوير اسلايد تهيه كرده بود. من هم يك دستگاه اسلايد به همراه پنجاه اسلايد را با خودم به زواره بردم.
کد خبر: ۷۳۹۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۱۰/۰۱

روایت‌هایی از شخصیت سید محمد صمصام
صمصام دید كه با پایین آمدن هسته‌ای مراسم تمام می‌شود و رجال دولتی می‌روند. بنابراین فریاد زد: هر كه اعلیحضرت رضاشاه كبیر را دوست دارد، بنشیند و از جای خودش تكان نخورد. در آن جلسه، افرادی چون فرماندار، استاندار و از همه مهم‌تر فرمانده‌ لشكر استان دهم، سرتیپ مقبلی، شركت كرده بودند. سپس صمصام گفت: «دیشب، اعلیحضرت رضاشاه كبیر را به خواب دیدم و ایشان به من گفت فردا به مدرسه‌ چهارباغ می‌روی كه فاتحه‌ من در آنجا برگزار است. مقبلی هم آنجا می‌آید. یك ‌هزار ریال از او بگیر و از منبر پایین بیا». با این حرف، خنده‌ حاضران در فضای مدرسه طنین‌انداز شد. مجلس فاتحه به خنده و مضحكه تبدیل شد.
کد خبر: ۷۲۹۹   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۸/۲۴

انتشار برای نخستین‌بار| برگی از خاطرات آیت‌الله سید کمال فقیه‌ ایمانی
آیت‌الله فقیه ایمانی درباره نحوه آشنایی خود با امام خمینی می‌گوید: «قبل‌ از اين‌ كه‌ شاگردشان‌ بشويم‌ و درس‌ بخوانيم‌ ايشان‌ فاطميه‌ كه‌ مي‌شد روضه‌ مي‌گرفتند. اهل‌ علم‌ خدمت‌ ايشان‌ مي‌رفتند، ايشان‌ هنگام سخنرانی واعظ با كسي‌ حرف‌ نمي‌زدند اين‌ قدر مقيد بودند احترام‌ روحاني‌ يا گوينده‌ يا مجلس‌ حضرت‌ زهرا را حفظ‌ كنند...»
کد خبر: ۷۰۹۱   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۵/۳۱

زندگینامه خودنوشت شهید بهشتی
رئيس ساواك به من گفت كه من آدمى هستم علاقه‌مند به دين اسلام و متدين هستم و غيره و حتى شما مى‌توانيد از علماى اينجا بپرسيد، من آرامش اين شهر را حفظ كرده‌ام و بعد گفت شما مثل اينكه مأموريت داشتيد بياييد و اين شهر را به هم بريزيد و مردم را به جنگ مسلحانه دعوت كنيد. من در جلسه بودم، اما از آنجايى كه بحث به اينجا رسيد، ديگر ديدم كه نبايد بمانم و از جلسه خارج شدم و گفتم نوار آن را بياورند و من گوش كنم. گفتم پس شما نوار گوش نكرده داريد صحبت مى‌كنيد. چه اشتباهى؟ فعلا بگذاريد آن‌هايى كه آنجا نگفتم اينجا برايتان بگويم. شروع كردم برايشان صحبت كردن، بعد معاونش هم آمد شروع كرد به يادداشت كردن. گفتم كه شما به اين ملت چه مى‌گوييد؟ آيا يك ملت مرده مى‌خواهيد در اين كشور باشد. ما مى‌گوييم ملت ما بايد يك ملت زنده‌اى باشد. آن روز براى چندمين بار، چون اولين بار نبود كه مرا به ساواك احضار مى‌كردند، براى چندمين بار تجربه كردم كه اگر انسان مؤمن مبارز در برخورد با دشمن با قوت و قدرت نفس سخن بگويد، چه جور مى‌تواند او را پشت ميز رياستش مرعوب كند.
کد خبر: ۶۹۵۰   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۴/۰۷

انتشار برای اولین‌بار| برگی از خاطرات سردار حجازی
سردار حجازی می‌گوید: ما را بردند در اتاق بازجویی و گفتند بگو. گفتیم چی بگوییم؟ چیزی نمی‌دانیم. کمی کتک زدند. دستبند قپانی می‌زدند. روی یک پا باید می‌ایستادی. با شلاق می‌زدند.
کد خبر: ۶۸۰۵   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۲/۰۱

انتشار برای نخستین‌بار|برگی از خاطرات مرحوم سید علی نکویی
سید علی نکویی زهرایی در خاطرات خود درباره اولین تجربه شرکت در حرکت‌های سیاسی با اشاره به حوادث قیام 30 تیر می‌گوید: دوره اول دبیرستان در مدرسه اقدسیه بودم که به همراه بچه‌ها كلاس را تعطیل كردیم و به دروازه دولت اصفهان همین جایی كه یك تلگرافخانه بودیم آمدیم. آنجا جمع شدیم و این‌ها برای مركز یک تلگراف زدند. این به عنوان اولین حضور سیاسی من بود. منتهی 10- 11 سالم بود و خیلی نسبت به قضایا توجیه نبودم.
کد خبر: ۶۷۸۲   تاریخ انتشار : ۱۴۰۰/۰۱/۱۸

آیت‌الله سید حسین خادمی از جمله روحانیون مبارزی است که متعاقب شروع نهضت امام خمینی، با سامان دادن مبارازت مردمی در اصفهان ، نبض مبارزه علیه رژیم پهلوی را در این شهر در دست گرفت. تلاش‌های ساواک برای کنترل فعالیت‌های آیت‌الله خادمی بی‌ثمر ماند؛ در نتیجه وی با راهبردهای مبارزاتی از جمله، تبلیغ مرجعیت امام خمینی، کادرسازی برای نهضت، چاپ و توزیع اعلامیه‌های امام خمینی، ارتباط با اقشار مختلف مردم، افشای جنایات رژیم پهلوی و... توانست مردم اصفهان را علیه رژیم پهلوی بسیج کند.
کد خبر: ۶۷۳۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۱۲/۲۰

برشی از خاطرات میرمحمدصادقی
جان سیمسون با نظاره‌ به خیابان های اصفهان گفت: «اگر الآن می‏‌توانستم با لندن تماس بگیرم، به همکارانم می‏‌گفتم جمهوری اسلامی در اصفهان پیش از تهران برقرار شده است». گفتم: «من می‏‌توانم این ارتباط را برقرار کنم». جان سیمسون را به هتل شاه‏ عباس بردم و از طریق کارمندان انقلابی مخابرات از جمله خشوعی ارتباط با لندن را برقرار کردم. سیمسون هم به همکارانش گفت: «الآن حکومت جمهوری اسلامی در اصفهان برقرار شده است و تمامی امور در دست انقلابیون است».
کد خبر: ۵۵۹۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۱۱/۱۶

برشی از خاطرات محمد پیشگاهی‌فرد
جنب و جوش جوانان مسلمان در شهر اصفهان کمک شایانی به اقدامات انقلابی می‌کرد؛ چه اینکه جوانان به انگیزه‌های مضاعف ایده‌های جدیدی برای مبارزه طرح می‌کردند.
کد خبر: ۵۵۸۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۱۱/۱۴

در یکی از اسناد ساواک در بهمن ماه 1342 درباره دستور نخست‌وزیر برای دستگیری وعاظ و روحانیون در آستانه شب‌های قدر سال 1342 آمده است: « جناب آقای نخست‌وزیر طی بخشنامه رمز 4121/2 مورخ 42/11/5 به استانداری اصفهان دستور دادند که ممکن است از طرف بعضی از افراد در ایام قدر روی سم‌پاشی‌هایی که خواهند کرد ناراحتی‌های به وجود آید اگر احیاناً به وعاظ یا دسته‌ای از انان سوءظن پیدا نمودید وسیله مأمورین انتظامی فوری آنان را دستگیر و ورانه تهران سازید.»
کد خبر: ۲۸۹۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۱۳

انقلاب اسلامی در نجف‌آباد
دری نجف آبادی درباره جنایات رژیم پهلوی در استان اصفهان و نجف آباد می‌گوید:«عاملین حفظ رژیم که نتوانستند به راهپیمایی عظیم تهران که آنها را غافلگیر کرده بود، خللی وارد سازند، اعمال جنایت بار خود را در حمله وحشیانه خود به مردم بی‌دفاع اصفهان و نجف‌آباد که در راهپیمایی عاشورا شرکت کرده بودند پیاده کردند. در اصفهان از زمین و هوا به‌وسیله هلیکوپتر، صدها نفر از مردم مسلمان را هدف رگبار مسلسل قرار دادند که در نتیجه عده‌ای از مردم را کشته و زخمی نمودند و عده زیادی نیز دستگیر شدند. در واقع، عمال ساواک هرکس را که در این روز مشاهده می‌کردند به گلوله می‌بستند و خانه و مغازه‌های مردم را تخریب و غارت کردند.»
کد خبر: ۱۸۱۹   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۹/۲۲

انقلاب اسلامی در اصفهان
مهاجرت امام خمینی به پاریس از 13 مهر به بعد، مزید بر علت شده و هدایت سریع مردم اصفهان در رخدادهای انقلاب اسلامی توسط روحانیون اصفهان را بیشتر از پیش فراهم آورد. بسیج مردم اصفهان علیه رژیم آغاز شد. کارکنان ادارات ابتدا با بهانه‌ها و خواسته‌های صنفی و پس از چندی با درخواست‌های نیمه سیاسی و کاملاً سیاسی، در حدی باورنکردنی به صف انقلابیون پیوستند.
کد خبر: ۱۵۸۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۸/۰۶

انقلاب اسلامی در اصفهان
با گسترش تظاهرات مردم اصفهان در مرداد 57، نیروهای انتظامی چون نتوانستند شهر را به کنترل خود درآورند از نیروهای نظامی کمک گرفتند؛ ارتش با تمام تجهیزات وارد صحنه شد و کنترل شهر را به دست گرفت. متعاقب آن در روز 20 مردادماه شورای تأمین استان اصفهان تشکیل جلسه داد و اعلام حکومت نظامی کرد و سرلشکر رضا ناجی، فرمانده مرکز توپخانه اصفهان به عنوان فرماندار نظامی شهر مأمور سرکوب مردم شد. در این جلسه تاکید شد: 1- حکومت نظامی باید با شدت عمل کند و متخلفین را دستگیر و تسلیم دادگاه نظامی کند. 2- تمامی محرکین واقعه اخیر در هر موقعیتی که باشند باید دستگیر و تحت تعقیب قرار بگیرند. 3- دستور داده شده 20 دستگاه نفربر زرهی به اصفهان اعزام [شوند]. 4- اسامی اعضای دادگاه نظامی را سریع اعلام دارید. ظرف روز 21 مرداد توسط رضا ناجی گزارش گردد. عصر جمعه هیات دولت نیز بنا به درخواست مقامات اصفهان تشکیل جلسه داد و حکومت نظامی را به مدت یک ماه در اصفهان تأیید کرد.
کد خبر: ۱۱۴۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۵/۲۱

انقلاب اسلامی در اصفهان
در نخستین روز ماه رمضان 1357 مردم اصفهان در اعتراض به دستگیری آیت الله طاهری دست به تظاهرات زده و در مقابل بیت آیت الله خادمی تحصن کردند. روحانیون اصفهان نیز با صدور اطلاعیه‌ای خواستار آزادی آیت‌الله طاهری شدند. امام خمینی در اول رمضان (۱۵ مرداد) با صدور اعلامیه‌ای قیام مردم اصفهان را مورد حمایت قرار دادند. به دنبال این جریانات، منزل آیت‌الله خادمی به صورت کانون انقلاب در اصفهان درآمد.هر روز بر تعداد متحصنین افزوده می‌شد. مراسم افطار و سخنرانی، پخش اعلامیه، نصب پوستر، عکس‌های شهدا، عکس‌های انقلابیون، کاریکاتورهای شاه دیوارهای منزل و کوچه را پر کرده بود.
کد خبر: ۹۵۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۰۷

انقلاب اسلامی در اصفهان
وجود مراکز کارگری و کارخانه ها، دانشگاه ها و دانشگاهیان، درصد نسبی بالای سواد عمومی در اصفهان ، ویژگی‌های خاص اقتصادی - اجتماعی اصفهان ، گذشته پربار این شهر به عنوان یکی از شهرهای فعال در خیزش‌ها و قیام‌ها و سایر زمینه های مساعد دیگر، بی تأثیر نبوده، و نقش ویژه‌ای را در سرعت بخشیدن به جریان قیام و حضور همگانی مردم در انقلاب اسلامی، بر عهده داشته است.
کد خبر: ۸۵۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۵/۲۱

در هفته‌های پایانی سال 56 صحبت‌هایی مبنی بر تحریم عید نوروز و اعلام عزای عمومی بود تا اینکه در روز 4 فروردین 57 انتشار پیام امام(ره) که مردم را به برپایی باشکوه مراسم چهلم شهدای 29 بهمن تبریز دعوت می‌کرد شور تازه‌ای به مبارزات انقلابی مردم در سراسر کشور داد. به دنبال آن مردم در سراسر کشور آماده شدند تا مراسم چهلم شهدای تبریز را با شکوه فراوان برگزار کنند.
کد خبر: ۸۳۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۳۰

انقلاب اسلامی در اصفهان
حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدحسن رحیمیان می گوید: با تهیه نوار سخنرانی امام در فیضیه بنا شد این سخنرانی به گوش علمای اصفهان رسانده شود. پدرم از تمام علمای اصفهان دعوت کرد. نوار سخنرانی امام را برای علمای اصفهان حاضر در جلسه گذاشتم. تأثیر عمیق و شگفت انگیزی در حاضرین گذاشت و همه منقلب و متحول شدند. گمان می کنم این اولین جلسه ای بود که در اصفهان نوار امام برای علما پخش شد و دل‌های زیادی به امام پیوند خورد.
کد خبر: ۷۲۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۳۰

به‌ ملاقات‌ مهندس‌ مهدی‌ بازرگان‌ كه‌ در خیابان‌ شاه‌رضا(انقلاب‌) تهران‌ دفتر مهندسی‌ داشت‌ رفتم‌ و بعد از گرفتن‌ وقت‌ ملاقات‌ همان‌ نظر را از ایشان‌ جویا شدم‌ و مصلحت‌ كار را پرسیدم‌، آقای‌ بازرگان‌ در جواب‌ بنده‌ گفت‌: «این‌ خیالات‌ باطل‌ است‌. عملیات‌ مسلحانه‌، جهاد، مبارزه‌، این‌ها چیست‌ كه‌ شما مطرح‌ می‌كنید. شما بروید معلم‌ شوید و چهار نفر دانش‌آموز را اداره‌ كنید.»
کد خبر: ۲۲۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۱/۲۸