مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی بر خاطرات آیت‌الله فاضل‌ استرآبادي
فاضل‌ استرآبادي می‌گوید: سازمان منافقین در بابل دست‌ به‌ اسلحه‌ بردند و اقدامات‌ تروريستي‌ را در نقاط‌ مختلف‌ و سطوح‌ مختلف‌ انجام‌ دادند. در بابل‌ هم‌ افراد زيادي‌ را ترور كردند.از جمله‌ روحاني‌ شهيد نجاريان‌ كه‌ در ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ ترور شد. همين‌‌طور روحاني‌ شهيد توحيدي كه‌ او هم‌ به‌ دست ‌منافقين‌ در بابل‌ به‌ شهادت‌ رسيد. از افراد غيرروحاني‌ هم‌ زياد ترور كردند. اما با مقاومت‌ مردم‌ و همت‌ سپاه‌ و كميته‌، اين‌ افراد منهدم‌ شدند و تعداد زيادي‌ از آنان ‌دستگير و اعدام‌ شدند. بعضي‌ها هم‌ توبه‌ كردند و راه‌ حقيقي‌ را شناختند و مسجدي ‌شدند.
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام شیخ احمد سالک
شیخ احمد سالک می‌گوید: بنی‌صدر و تعدادی دیگر در یکی از پایگاه‌های شکاری همدان جلسه‌ای برگزار نموده و به این نتیجه می‌رسند که حالا که کردستان و سنندج از دست رفته، ما مرز کشور را کرمانشاه قرار دهیم و نیروهایمان را در کرمانشاه مستقر نماییم. اما یکی از حاضران در جلسه، مرحوم شهید کلاهدوز - جانشین فرمانده سپاه کل کشور - به بنی صدر حمله کرده و می‌گوید تا زمانی که ما زنده هستیم نمی‌گذاریم یک وجب خاک این مملکت به تصرف بیگانه بیفتد.
سپاه انقلاب اسلامی در جهرم علاوه بر آموزش نظامی ، آموزش‌هاي عقيدتي نيز صورت مي‌گرفت. آموزش‌ها به حدي بود كه حتي در مدارس پسرانه و دخترانه هم انجام مي‌گرفت. با شروع جنگ آموزش‌ها بسيار گسترده‌تر شد و عده‌اي از افراد توانمند و مطلع جهرم در مساجد و پادگان‌ها شروع به آموزش مردم در ارتباط با مسائل نظامي نمودند. پادگان شهيد بهشتي(ره) جهرم از جمله مکان‌هايي بود كه در آنجا به افراد آموزش داده مي‌شد و در واقع پادگان تخصصي آموزشي جبهه در جهرم به‌شمار مي‌آمد. آموزش در آنجا به‌صورت شبانه‌روزي بود که افراد طريقه استفاده از سلاح‌هاي سبک و سنگين را ياد مي‌گرفتند و همين‌طور آموزش‌هاي رزمي به آنها تعليم داده مي‌شد.
پیشنهادات نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد برای سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب؛
یحیی کمالی‌پور در گفت گو با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی گفت:کتاب خاطرات مقام معظم رهبری که تحت عنوان "1318" توسط موسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد منتشر شده را برای مطالعه به جوانان، مخصوصا جوانان جیرفتی توصیه می‌کنم. خودم این کتاب را مطالعه کرده‌ام؛ در قسمتی از این کتاب به رشادت‌های بانوان انقلابی جیرفت در مبارزه با رژیم پهلوی اشاره شده است که واقعا جذاب و خواندنی است. کتاب دیگری که توصیه می‌کنم جوانان استان حتما آن را مطالعه کنند، کتاب خاطرات "آیت‌الله سیدحسین موسوی کرمانی" است .
انقلاب اسلامی در قزوین
در مقابل مردم سراسر کشور با تقدیر از این حرکت پاسخ مثبتی به پیوستن ارتش به موج خروشان انقلاب دادند. در قزوین، روحانيت و هيئت علميه قزوين، با صدور اطلاعيه‌اي نسبت به توطئه شوم نفاق‌افكني بين افراد، ارتش و ملت هشدار داده و اعلام نمودند: ارتش ايران از افراد مسلمان تشكيل شده و تعداد فراواني از آنان به ملت پيوسته و همبستگي خود را ابراز داشته‌اند، لذا از مردم درخواست مي‌شود با ارتشيان به خوبي رفتار نموده و از اقليت شناخته‌شده و مزدوران و جيره‌خواران طاغوت خواستند كه به صفوف ملت بپيوندند.
انقلاب اسلامی در شیراز
عصر ٢٢ بهمن پرسنل مركز زرهي شيراز با تانك‌هاي خود در خيابان به مردم پيوسته و درحالي كه تصاوير امام خميني را روي تانك‌ها نصب كرده بودند، در خيابان‌هاي شهر به حركت درآمدند. بدين ‌ترتيب در حوالي غروب آن روز در فارس رسماً پيروزي انقلاب اعلام گرديد. در این میان نباید از نقش موثر آیت‌الله بهاء الیدن محلاتی و آیت‌الله دستغیب فراموش کرد. آنها در پیام هوشمندانه ای که برای ارتشان ارسال کردند و در این پیام به خوبی اشاره کردند که ارتشیان جز ملت ایران می‌باشند و هرگونه بدرفتاری با ارتشیان از سوی مردم حرام اعلام کردند
در گزارش وزارت خارجه رژیم پهلوی به تاریخ 14 فروردین 1323 آمده است: ...محترماً به استحضار مي‌رساند، مطابق گزارش واصله از مقامات وابسته، روز يكشنبه 14 فروردين ماه جاري چند نفر از آمريكايي‌هاي ايستگاه راه‌آهن تهران با كاميون به كارخانه‌ي ذوب‌آهن رفته داخل كارخانه و انبار شده، مقداري مواد نسوز با كاميون حمل نمودند و اين عمل بار ديگر تكرار شد و عده‌اي آمريكايي با كاميون به محل انبارهاي دولتي رفته و مقداري اشياء بدون اجازه حمل نمودند، درصورتي كه طبقِ مقررات، دخول در كارخانجات به‌طوركلي ممنوع مي‌باشد.
برشی بر خاطرات حجت‌الاسلام فیروزیان
حجت‌الاسلام فیروزیان می‌گوید: کشاورزی و قالی‌بافی دو حرفه رایج در کرمان بود که رعیت در نهایت عسرت و کارگران قالیباف در کارگاه‌هایی کم نور و کاملا غیربهداشتی از سنین کودکی مشغول می‌شدند. کشاورزان هم نه تنها وضعی بهتر از قالیبافان نداشتند، بلکه گاهی اسفبارتر از آن‌ها مرگ تدریجی را به نام زندگی ادامه می‌دادند که نمونه‌ای از آن در بم بود.
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان
شیخ حسین انصاریان می‌گوید: در همدان یک کابراره ای بود که محل فحشا شده بود که به کمک مردم انقلابی آنجا این کاباره را به چلو کبابی تبدیل کردیم.یک روز با جمعیتی از مردم حرکت کرد. روحانیون در جلو و مردم پشت سر، به در کاباره رسیدم. شیلنگ آب را به پیرترین علما دادیم و کار تطهیر و نظافت آنجا را آغاز کردیم. در آخر از مردم خواستیم که به چلوکبابی رفت و آمد داشته باشند تا کار و کاسبی آن بنده خدا رونق پیدا کند.
برشی از خاطرات امیر سرتیپ منوچهر نجفدری
امیر سرتیپ منوچهر نجفدری می‌گوید: به یاد دارم حدود ساعت یازده و نیم شب بود که متصدی رمز ناحیه به دفتر من، در حالی که مشغول انجام کارهای اداری بودم، مراجعه و اظهار کرد: تیمسار! تلگرافی با کلید رمز ویژه به امضای تیمسار سرتیپ سهرابی، فرمانده محترم ژاندارمری کل کشور، به ناحیه مخابره شده است. استدعا دارد جنابعالی با کلید رمز ویژه که نزد خودتان است، نسبت به کشف آن اقدام فرمایید. بعد از اخذ تلگراف رمزی از متصدی مربوط و کشف آن، مضمون تلگراف به این شرح بود: «زاهدان، ناحیه ژاندارمری، تیمسار سرتیپ منوچهر نجفدری، فرمانده ناحیه شخصا کشف فرمایید. در شرفیابی امروز به حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «مد ظله العالی» درباره احداث سد بر روی رودخانه هیرمند توسط عوامل دولت افغانستان و در نتیجه قطع آب سهمیه ایران توسط افغانی‌ها و مشکلات به وجود آمده برای مرزنشینان ایرانی و اهالی شهرستان زابل و حومه آن، معظم له امر مقرر فرمودند سریعا به آقای سرتیپ نجفدری ابلاغ شود شخصا به مرز عزیمت و مسئله را از نزدیک بررسی و برای رفع موانع به وجود آمده، هر طوری که تشخیص دادند، عمل نمایند، مورد تأیید می‌باشد. امضا سرتیپ محمد سهرابی، فرمانده ژاندارمری کل کشور.»