مرکز اسناد انقلاب اسلامی

روایتی از زندگی شهید ابوالحسن کریمی
شهید كریمی در ارتباط با مسأله واگذاری زمین كشاورزی 9روزی در زندان قصر زندانی شد. در زندان عده‌ای از افراد ضدانقلاب بودند. علاوه بر آن تعدادی نیز به جرم اختلاس و مسائل دیگر حتی مواد مخدر زندانی شده بودند. خود شهید در اینباره نقل كرده است كه: «یكی از عناصر جبهه ملی از گیلان در آنجا زندانی بود. آمد گفت تو كریمی نیستی؟ تو همان دادستان انقلاب گیلان نیستی؟ گفتم چرا. گفت دیدی این جمهوری اسلامی به تو هم وفا نكرد. تو را هم زندانی كرد. حالا اگر از زندان آزاد شدی، اگر دوباره به تو مسئولیت بدهند چكار می‌كنی؟ به او گفتم اگر دوباره برگردم و مسئولیت به دستم بدهند در برخورد با آدم‌هایی مثل تو یك لحظه تردید نمی‌كنم.
آیت‌الله عبدالرحیم کنی در اعلامیه‌ای نوشت: بر عالم و عامی، شهری و روستایی، مرد و زن، پیر و جوان، همه و همه است که با شرکت در امر حیاتی و معنوی بار دیگر رشد حقیقی خویش را ابراز و به نوبه خود پایه‌گذاری حکومت با دوام حقه‌ای را که سعادت‌بخش و نجات‌ده اجتماعات مختلفه است بنماید.
عد از رحلت آیت‌الله بروجردی مردم شهر ری دسته­دسته به طرف گاراژ شهر ری سرازیر شدند، جمعیت زیادی بود و همگی ناراحت و نگران بودند. در قم بنابر وابستگی که بین مردم و روحانیون هر شهر وجود داشت، مردم شهر ری اکثراً به‌حساب آشنایی و همشهری بودن در اطراف شیخ عبدالرحیم کنی و شیخ حسین اثنی‌عشری گرد آمده بودند و جمعیت که از اطراف و اکناف آمده بودند عجیب و غریب و غیر قابل تصور بود، آن روز عکس‌هایی از آیت‌الله بروجردی پخش می‌شد که در زیر آن به زبان عربی نوشته شده بود: «... ان الزمان لمثله العقیم» یعنی روزگار در پرورش فردی مثل تو عقیم خواهد بود. تا چند روز مغازه‌ها و بازار شهر ری تعطیل بود.
یادمانده‌های «روز دهم»
غلامعلی سفید می‌کند: برای سخنرانی هم بحث شد که چه کسی برود صحبت کند؟ بزرگانی هم آنجا بودند ولیکن سخنران آقای راشد یزدی شد و آنجا هم یک صحبتی کرد که مشهور است که: «مگر مردم تبریز چه می‌­خواستند که به گلوله بستید؟ مردم یزد همان را می­‌خواهند که مردم تبریز می­‌خواستند.» صحبت­‌های ایشان هم خیلی التهاب ایجاد کرد و مردم را تهییج کرد که بیرون آمدند و آن اتفاقات ده فروردین افتاد و بالاخره یزد را به عنوان ادامه‌دهنده‌ انقلاب مشخص کرد.
در استان مرکزی با عنایت به اینکه زادگاه رهبر نهضت اسلامی بود و نیز حوزه علمیه، به عنوان مرجع اصلی خیزش انقلاب، در آن ریشه تاریخی دارد، پیوند ویژه‌­ای میان مردم و روحانیت وجود داشت که منجر به انقلابی شدن مردم و رشد شخصیت‌ها و فعالان انقلابی برجسته، بویژه فعالان مذهبی شد، که هر کدام سهم تعیین­ کننده­‌ای در پیروزی انقلاب داشتند. حرکت­‌های انقلابی در استان مرکزی در متن مردم و با مشارکت و ائتلاف اقشار گوناگون جامعه بر محور فرهنگ تشیع و به رهبری روحانیت جریان داشته است. می‌توان گفت این اتحاد و ائتلاف اقشار گوناگون علیه مبارزه با رژیم حاکم فراتر از تهران در استان مرکزی نیز جریان داشته و به سهم خود در شکل­ گیری و به ثمر نشستن انقلاب اسلامی نقش تعیین کننده‌­ای داشت.
سید رحیم صفوی در خاطرات خود که با عنوان از "جنوب لبنان تا جنوب ایران" منتشر شده است، خاطره جالبی از شجاعت عشایر لرستانی در دوران دفاع مقدس روایت می‌کند.
انقلاب اسلامی در خمین
آقاى حسن‌زاده بالاى منبر سخنرانى تند و آتشينى ايراد كرد و جنايات رژيم را برشمرد و قطع‌نامه‌اى ده ماده‌اى را هم بالاى منبر قرائت نمود و مردم با گفتن تكبير مفاد آن را تأييد كردند. يكى از بندهاى قطع‌نامه، درخواست بازگشت زعيم عالى‌قدر آيت‌الله خمينى به ايران بود. بند ديگر، به‌درخواست آزادى زندانى‌هاى سياسى، كه نام اشخاصى چون آقايان سيدمحمود طالقانى و حسينعلى منتظرى نيز برده شده بود اختصاص داشت. بند ديگر بازگشت تبعيدى‌ها و بخش ديگر آزادى قلم و بيان بود.
برشی از خاطرات حاج احمد قدیریان
حاج احمد قدیریان می‌گوید: در تلاش شبانه‌روزي پرسنل دادستاني انقلاب اسلامي براي دستيابي به نيروهاي سازمان‌يافته‌ي منافقين در استان‌ها، با توجه به جزواتي که از درون خانه‌هاي تيمي آنها به‌دست آمده بود، آدرس‌هايي در استان فارس و شهرستان ياسوج شناسايي شد و شيوه‌ي قرار و نحوه‌ي ارتباط آنها با هم به‌دست نيروهاي دادستاني افتاد.
انقلاب اسلامی در همدان
همدانى هايى كه از نزديك شاهد فاجعه فیضیه بودند، هنگام بازگشت از قم، شرح ماجرا و مظلوميت طلاب و وحشی‌گرى مأموران رژيم را براى مردم همدان بازگو و آن‌ها را از عمق جنايات شاه آگاه كردند. بدين ترتيب، عده‌اى از روحانيون و مردم همدان، براى كسب آگاهى بيشتر و كسب تكليف از محضر آيت‌الله خمينى، راهى قم شدند.
انقلاب اسلامی در استان فارس
علما و روحانيون شيراز نيز نسبت به واقعه‌ مزبور همانند ساير نقاط كشور واكنش نشان دادند. آنان در يك اقدام هماهنگ با جامعه‌ روحانيت تهران، قم، مشهد و اصفهان اعتصاب كرده و از رفتن به مساجد خودداري كردند. آيت‌الله محلاتي كه از نفوذ قابل توجهي در فارس برخوردار بود، با ارسال نامه‌اي به علماي قم از حضور آنان كسب تكليف نمود. مضمون نامه چنين بود:«مي‌خواهيم قيام كنيم، دين ما رفت، چرا بيكار نشسته‌ايد؟ هرچه زودتر تكليف را معلوم كنيد. مردم شيراز در انتظار شما مي‌باشند و بايد با ما همكاري كنيد.»