مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برگی از خاطرات محمدمهدی کتیبه در شیراز
مذهبى‌ها در كازرون دو تيپ مختلف بودند، يك تيپ جوان خيلى تند، راديكال و قوى و يك تيپ هم بازارى، سنتى و قديمى بودند. اين‌ها خيلى با احتياط كار مى‌كردند و افكار و عقايد قديمى داشتند. اين دو گروه با هم مخالف بودند و نمى‌توانستند با يكديگر همكارى كنند. گروه سنتى‌ها شديدا ضدشريعتى بودند و او را كافر مى‌دانستند و گروه جوانان نيز شريعتى را مانند بت مى‌پرستيدند و او را خيلى دوست داشتند و مهم مى‌شمردند. من سعى كردم حالت آشتى بين اين جوانان راديكال و پيرمردان سنتى به‌وجود آورم...
به روایت آیت‌الله خامنه‌ای
وقتی مبارزات سال 41 آغاز شد، آقای هاشمی‌نژاد جزو فعال‌ترین عناصر مبارز در خراسان بود و در میان علمای مشهد او یك عنصر اصلی و فعال محسوب می‌شد. در سال 42 وی در تهران سخنرانی داشت كه پس از آن او را به همراه عده‌ زیادی از دیگر علما و خطبای تهران دستگیر كردند. او مدتی در زندان ماند و این اولین بازداشت او بود آقای هاشمی‌نژاد در راه مبارزه از همان گام‌‌های نخست طعم تلخ آزار، تعقیب و زندان رژیم را چشید و لیكن این زجرها همان طور كه انتظار می‌رفت تأثیری نبخشید، جز آنكه او را در راهش استوارتر كند. این واقعیت را می‌توان در فعالیت‌‌های پس از زندان آن بزرگوار به وضوح مشاهده كرد.
انقلاب اسلامی در گلستان
در ششم مهر حدود پنج هزار نفر از محصلين و طبقات مختلف مردم در حاليكه تعدادی از روحانيون در پيشاپيش آنان در حركت بودند، از مسجد گلشن خارج و ضمنِ دادن شعارهای مذهبی به راهپيمايی پرداختند و دو نفر از روحانيون براي آنان سخنرانی و ضمن صحبت اظهار داشتند: ما تا پیروزی کامل حق بر باطل به مبارزات اسلامی خود ادامه می‌دهيم.
روز شمار جنگ در غرب| گزارش 6 مهر 1359 (روز هفتم)
هفت روز پس از آغاز جنگ، اولين قطعنامه‌ شورای امنيت صادر شد که با استقبال رژیم بعثی و امتناع جمهوری اسلامی روبه‌رو شد. در این گزارش آمده است: احتمال تخليه‌ی دهلران و احتمال سقوط آن رسيده ‌است. در محورهای گيلانغرب، سرپل‌ذهاب و قصرشيرين و همچنين ديگر اماكن اين منطقه درگيری با دشمن ادامه دارد.
نقش بانوان در دفاع مقدس
«غذاها را در وانت جا می‌دادیم و به سمت خرمشهر می‌رفتیم. گروهبان از اول تا آخر ماموریت، به ما اسلحه ژ3 می‌داد که اگر با بعثی‌ها برخورد کردیم بتوانیم از خودمان دفاع کنیم. وقتی غذاها را تقسیم می‌کردیم و کارمان تمام می‌شد به آبادان برمی‌گشتیم و اسلحه‌ها را تحویل گروهبان می‌دادیم. هنگامی که از پل خرمشهر عبور می‌کردیم، اشهدمان را می‌خواندیم. از هر طرف ساختمان‌ها ویران می‌شد و لحظه‌ای صدای صفیر گلوله‌های خمپاره قطع نمی‌شد. ما بدون هیچ برنامه‌ی خاصی به هر رزمنده‌ای که می‌رسیدیم یک ظرف ظرف غذا می‌دادیم تا ظرف‌های غذایمان تمام می شد و برمی‌گشتیم».
روز شمار جنگ در غرب| گزارش 5 مهر 1359 (روز ششم)
در این گزارش آمده است: با آنکه 36 ساعت از ورود دشمن به قصرشيرين می‌گذرد، هنوز مقاومت و جنگ تن‌به‌تن در اين شهر ادامه دارد. نيروهای خودی در سرپل‌ذهاب که وضع نسبتاً مناسبی دارند در تلاش هستند تا با رساندن نيرو و امکانات به قصرشيرين از تسلط کامل دشمن بر اين شهر جلوگيری كنند.
روز شمار جنگ در غرب| گزارش 4 مهر 1359 (روز پنجم)
در این روز رژیم بعث پذيرش ميانجيگری را اعلام كرد، اوضاع جبهه‌ ميانی به اين شرح گزارش شد: گيلانغرب در حال سقوط است. از سوی‌ ديگر، سپاه غرب کشور اعلام کرد: «حدود هفتاد تانک ارتش بعثی توسط نيروی هوايی و هوانيروز در سرپل‌ذهاب و دشت‌ذهاب منهدم شده‌‌است». قسمت اعظم اهالی، قصرشيرين را ترک کرده‌‌اند. نيروهای‌‌ زرهی ارتش بعثی از پنج طرف به اين شهر هجوم آورده‌اند.
روزشمار جنگ غرب| گزارش 3 مهر 1359 (روز چهارم)
گزارش‌های روز سوم جنگ، جبهه‌ ميانی را چنين توصيف می‌کند: «برادران پاسدار حاضر در سپاه مهران با نارنجک و تفنگ ژ3 برای مقاومت در شهر مهران پخش شدند. مهران از زمين و هوا مورد هجوم دشمن واقع شد و بيسيم ستاد دستور عقب‌نشينی داد. در اين زمان، فقط سپاه در شهر بوده‌‌است. تانک‌‌های بعثی به شهر نزديک ‌شده و مهران تصرف گرديد.
روزشمار جنگ در غرب|گزارش 2 مهر 1357(روز سوم)
در گزارش دوم مهرماه، مصادف با روز سوم جنگ آمده است: درگيری نيروهای طرفين شدت بيشتری گرفت و عناصر بيشتری از دشمن وارد خاک جمهوری اسلامی ايران شدند. جاده‌ قصرشيرين ـ سرپل‌ذهاب، تحت کنترل نظاميان بعثی قرار‌‌گرفت و گروه ‌گروه غيرنظاميان بومی همراه با نظاميان به اسارت گرفته شدند. با توجه به اوضاع نامطلوب، لشکر 81 زرهی از نيروی زمينی درخواست کرد که اجازه داده ‌‌شود عناصر باقيمانده‌ يگان‌‌های متلاشی‌شده، جمع‌آوری شوند و مواضع پدافندی در کرانه‌‌های «کاسه‌گران»، «پاتاق» و «سگان» را اشغال و در آن مواضع پدافند كنند.
روزشمار جنگ در غرب| گزارش 1 مهر 1359(روز دوم)
تلاش دشمن در روز دوم نبرد، بيشتر برای اشغال سرپل ذهاب صرف شد، زيرا سومار سقوط کرده‌ بود، نفت‌‌شهر درحال سقوط بود و چنانچه نيروهای بعثی موفق مي‌یشدند سرپل ذهاب را اشغال کنند، سقوط قصرشيرين نيز خودبه‌خود عملی می‌‌شد. بنابراين رژیم بعث تلاش کردند هرچه سريع‌تر سرپل ذهاب را تصرف كنند. ضمن اينکه ستونی از نيروهای ‌‌دشمن، که از محور خسروی- قصرشيرين پيشروی می‌‌کرد، تلاش كرد سريعاً سه‌‌راهی گيلانغرب- قصرشيرين را نيز اشغال کند و بدين‌‌وسيله، محور قصرشيرين به گيلانغرب را نيز تحت کنترل درآورد.