مرکز اسناد انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در شهر ری
به دنبال صدور پیام امام خمینی در مهرماه 57، در نيمه‌ دوم مهرماه و نيمه‌ اول آبان‌ماه آن سال تظاهرات گسترده‌ای از سوي دانش‌آموزان و دانشجويان سراسر کشور صورت گرفت که یکی از مهم‌ترین تظاهرات در شهر ری رخ داد. از اواسط مهرماه تا اواسط آبان، دانش آموزان شهر ری ضمن تعطیلی مدارس به برگزاری تظاهرات پرداختند. روز دوم آبان، دانش‌آموزان از مدارس مختلف با تظاهرات به دانشگاه تهران رفتند و تظاهرات بزرگي را با صلوات شروع کردند. به گزارش روزنامه‌ کيهان تعداد تظاهرکنندگان بيش از ده هزار نفر بود. روز سوم آبان نيز دانش‌آموزان، مدارس را در تهران تعطيل و به‌طرف دانشگاه تهران حرکت کردند. آنان با دادن شعارهاي ضد دولتي و ضد آمريکايي و شعارهايي مانند «درود بر خميني، نصر من‌الله و فتح قريب» و شعارهايي در حمايت از زندانيان سياسي در خيابان‌هاي دانشگاه تهران دست به راهپيمايي زدند. تظاهرکنندگان با دخالت مأموران انتظامي متفرق شدند. تظاهرات دانش‌اموزان شهر ری اگرچه با سرکوب رژیم پهلوی مواجه شد اما پیش‌زمینه‌های 13 آبان را فراهم ساخت.
انقلاب اسلامی در کرمان
حجت‌الاسلام ‌عباس پورمحمدی می‌گوید: كولی‌ها با حمایت نیروهای نظامی رفتند روی پشت‌بام و آجرهای پشت‌بام را پرت كردند به جمعیت مردم. بعد از آن مأموران شروع كردند به تیر زدن به درها و شیشه‌ها. نیروهای ساواکی و نظامی با تیراندازی به داخل مسجد و شلیک گاز اشک آور موجب زخمی شدن تعداد زیادی از جمعیت شدند به‌نحوی که لباس اکثر افراد، اگر زخمی نبودند اما به خون دیگران آغشته شده بود.
انقلاب اسلامی در کرمان
روز دوشنبه 24 مهرماه به دعوت جامعه روحانیت و انقلابیون شهر کرمان مجلس بزرگداشتی به مناسبت چهلم شهدای 17 شهریور تهران و سالگرد درگذشت فرزند امام، مرحوم آیت‌الله سیدمصطفی خمینی منعقد شد، بازار کرمان در آن روز به کلی تعطیل شد و در سطح شهر تعداد محدودی مغازه که ارزاق عمومی را عرضه می‌کردند، باز بودند. مردم دسته دسته از ساعات اولیه صبح راهی مسجد جامع شدند و در اندک زمانی صحن و شبستان مسجد از حضور انبوه جمعیت پر شد، آن روز علاوه بر تعداد زیادی از اقشار مختلف جامعه، روحانیان سرشناس کرمان که در رأس آن آیت‌الله صالحی قرار داشت در آن مجلسِ بزرگداشت حضور یافتند.
انقلاب اسلامی در کرمانشاه
پس از حرکت حضرت امام(ره) از نجف به‌سوي کويت و سپس عزيمت به‌سوي فرانسه، تنش‌ها و تظاهرات گسترده در کرمانشاه گسترش یافت و تا بهمن 1357 به‌صورت آتشفشاني فعال، تاروپود قدرت خودکامه رژيم پهلوی را در خود ذوب کرد.
انقلاب اسلامی در همدان
شهید حسین همدانی می‌گوید: اولین جرقه‌ علنی انقلاب در همدان بعد از شهادت آقا سید مصطفی خمینی زده شد. ما یک شهرستانی در حاشیه شهر همدان به نام "مریانج" داریم که مردم متدین و سلحشوری دارد، که در آنجا توسط برادرانی مثل شهید یارمحمد مراسمی برگزار شد که کار از آنجا آغاز گردید.
انقلاب اسلامی در سیرجان
با فرا رسیدن ماه محرم 1357، مردم سراسر کشور پرشورتر از گذشته در قالب هیأت‌های سینه‌زنی و عزاداری مشعل مبارزه را روشن نگه‌داشتند و استوار در مسیر پیروزی انقلاب گام برداشته و فصل جدیدی را در مبارزات قهرمانانه خود علیه رژیم ستم‌شاهی رقم زدند این مبارزات در شهرستان‌های سراسر کشور با شکوه فراوان برگزار شد که در این بین مردم سیرجان نیز مبارزات خود را در قالب دسته‌های مذهبی ادامه دادند.
انقلاب اسلامی در چهارمحال و بختیاری
در سال 57 رژیم پهلوی در سراشیبی سقوط قرار گرفت و آخرین ضربه‌ها به پیکر آن توسط مردم به رهبری امام خمینی(ره) در ماه محرم وارد آمد.تظاهرات تاسوعا و عاشورای 1357 در 19 و 20 آذر ماه و نیز تظاهرات اربعین آن سال، نوید بخش فجر انقلاب اسلامی و طلوع نظام سیاسی جدید در ایران مبتنی بر اسلام بود.
انقلاب اسلامی در بجنورد
با فرا رسیدن محرم سال 57 مردم در دسته‌های عزاداری خشم خود را نسبت به رژیم پهلوی نشان دادند. مردم، دانشجویان، دانش آموزان و فرهنگیان استان خراسان شمالی نیز پا به پای سایر ملت ایران در صحنه مبارزه حضور داشتند.
انقلاب اسلامی در مشهد
وجود حرم مطهر امام رضا (ع) و حضور مراجع و روحانیان مبارز و بیدار در استان خراسان موجب شده بود که تحولات و رخدادهای ماه ۵۷ در این استان از شکوه و گستردگی خاصی برخوردار باشد. در این ماه، حرم مطهر امام رضا(ع)، مدرسه نواب، بیوت مراجع و دانشگاه فردوسی از کانون‌های عمده تظاهرات مردم در شهر مشهد بودند.
برشی از خاطرات آیت‌الله عبدالله محمدی
در شرایطی که رژیم بعث به دفعات ایلام را مورد بمباران هوایی قرار می‌داد و باعث ویرانی خانه‌های مردم می‌شد، مردم سراسر کشور از استان‌های مختلف به مردم ایلام کمک می‌کردند. آیت‌الله عبدالله محمدی در بخشی از خاطرات خود به این موضوع اشاره کرده و می‌گوید: «در طول هشت سال جنگ تحمیلی حداقل ده بار شهر ایلام تخلیه شد. با بمباران بعثی‌ها، منازل مردم ویران شد، اما دوباره بازسازی می‌گردید. از استان‌های مختلف و ائمه جمعه کشور و همچنین دولت کمک‌هایی ارسال می‌شد. این کمک‌ها هم نقدی بود هم جنسی؛ مانند آرد، چراغ علاءالدین و پارچه. این کمک‌ها هم برای رزمندگان می‌آمد و هم برای مردم جنگ‌زده. هر خانواده‌ای سهمیه معینی از آرد داشت. یک‌بار یک کامیون مملو از پارچه از استان گیلان در رنگ‌های آبی و قهوه‌ای بود که از آن جهت روپوش مدارس و مقنعه خواهران و دختران دانش‌آموز استفاده شد.»
تازه های کتاب