مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آیت‌الله مسعودی خمینی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره مبارزات شهید آیت‌الله مدرس می‌گوید: یک بار آقای پسندیده[برادر امام] نقل می‌کردند که من در خدمت آقای مدرس بودم و ایشان می‌خواستند تدریسشان را شروع کنند، بنده به ایشان عرض کردم: « آقا این مبارزات شما به جایی نمی‌رسد. شما دارید خودتان را اذیت می‌کنید.» مرحوم مدرس در جواب فرمود:« من اگر پنج نفر را در اختیار داشتم که دنبال صنّاری نبودند، ایران را می‌گرفتم.»
برشی از خاطرات محمود صلاحی
محمود صلاحی در خاطره دیگر درباره تجلیل رهبر معظم انقلاب از عملکرد بسیج سازندگی می‌گوید: «یکی از خاطرات دلنشینم مربوط به نوروز سال ۱۳۸۰ است. تازه سال تحویل شده بود که طبق عادت هر ساله‌ام مشغول تماشای سخنرانی مقام معظم رهبری از طریق تلویزیون بودم. در ابتدا، روی سخن با سازمان‌ها و ادارات مختلف بود، اینکه خوب است کم‌خرج و پر کار باشند. آن زمان من ریاست بسیج سازندگی را برعهده داشتم و رهبر معظم این سازمان را مثال زد. از شنیدن آن بسیار خوشحال شدم. ایشان در ادامه سخنانشان فرمودند: «سال گذشته نهادی با کمک جهاد سازندگی و بسیج تشکیل دادیم به نام بسیج سازندگی. هنوز مدت زیادی از آغاز به کارشان نمی‌گذرد، اما گزارشی که از سال اول عملکردشان دیدم و مطالعه کردم مرا به شگفت آورد. با کمترین هزینه بیشترین بازدهی و نتیجه را داشتند.»
خاطره‌نگاشت
آیت‌الله موسوی اردبیلی می‌گوید: لیبرال‌ها انصافاً نقش‌شان‌ را در زمان نهضت [اسلامی] بد بازی‌ كردند. از این‌ طرف‌ به‌ آن‌ صورت‌ به قیام،‌ عقیده‌ و ایمان‌ نداشتند، از آن‌ طرف‌ هم‌ دلشان‌ می‌خواست‌ كارهای‌ كمرنگ و‌ رقیق و‌ آرامی‌ انجام بدهند.
روایت محمود صلاحی از حیله ناجوانمردانه ضدانقلاب در دوران دفاع مقدس
صلاحی می‌گوید: گروه‌­های ضدانقلاب ناجوانمردانه از هر وسیله‌­ای برای کمین گذاشتن و قتل رزمندگان اسلام استفاده می­‌کردند. همچنان که در ماجرای شهادت شهید جوانی زیر جنازه سيد تله گذاشته و سر راه قرار داده بودند. آنان می­‌دانستند جنازه شهدا را رها نمی‌­کنیم. ازهمین رو گاهی نیز جنازه شهید را در محل خاصی قرار می­‌دادند و از دور کمین می­‌گذاشتند تا به محض رسیدن رزمندگان آن­‌ها را به شهادت برسانند.
برشی از خاطرات مرتضی کاشانی
پس از مدتی فهمیدیم كه منافقین آیت را ترور كردند و شصت گلوله به او زدند! من آن زمان با جهاد همكاری می‌كردم و برای خرید قلع به میدان هفت تیر رفته­بودم كه رادیو اعلام كرد حسن آیت امروز صبح توسط منافقین ترور شد. دكتر بقایی از ترور آیت خوشحال بود؛ چون احساس می­کرد وجود وی می­تواند برای او دردسر ساز باشد.
شيخ شلتوت در پاسخ نامه‌ آقاى بروجردى مى‌نويسد: «استاد اعظم، نامه‌ات رسيد. آن را بوسيدم و مطالب بسيار ارزنده‌اى در آن ديدم. به جاى دعاهايى كه عقب نمازها مى‌خواندم، اكنون نامه‌ شما را مى‌خوانم. هربار كه نامه‌ شما را مى‌خوانم، مطالبى جديد را مى‌فهمم.»
برگی از خاطرات محمود صلاحی
محمود صلاحی در بخشی از خاطرات خود می‌گوید:بدیهی است پیوستن چنین افرادی به سپاه کمک شایانی در عملیات‌ها و برقراری امنیت روستاها می‌کرد. از همه مهم‌تر اینکه ضدانقلابیون‌ها از همکاری آنان وحشت بسیاری داشتند، چرا که می‌توانستند به راحتی اخبار آنها را در اختیار ما قرار دهند. الحق و الانصاف هم این نیروها نقش سرنوشت‌ساز و تعیین کننده‌ای در پیشبرد اهداف دولت و برقراری امنیت ایفا کردند.
واکنش شهیدان باهنر و بهشتی به تسخیر لانه جاسوسی
شهید باهنر خواهان دریافت غرامت از آمریکا به خاطر دخالت‌هایش در ایران بود و می‌گفت که آمریکا باید هزینه‌های ناشی از کودتای ۲۸ مرداد را جبران کند: آمریکا به خاطر ۲۷ سال دخالت آشکار و انکارناپذیرش در ایران، مسئول همه‌ کشتارها، جنایت‌ها و نابسامانی‌ها است که در تمام شئون این کشور در زمان حکومت رژیم کودتا به وقوع پیوسته. در نتیجه دریافت غرامت حق ماست و بایستی در این جهت گام برداریم.
روایت سردار فروتن از روزهای پرتلاطم تسخیر لانه جاسوسی
یوسف فروتن در بخشی از خاطرات خود می‌گوید: « دولت بنی‌صدر دوست داشت این گروگان‌ها را از دست دانشجویان پیرو خط امام و سپاه خارج کند تا با ترفندی دیگر تحویل آمریکا دهد و با این خدمت حداقل یک امتیازی برای خود و آینده‌اش در مقابل آمریکا به دست بیاورد...»
انتشار برای نخستین‌بار|برشی از خاطرات مسیح مهاجری
حجت‌الاسلام مسیح مهاجری می‌گوید: «اصلاً تسخیر لانه جاسوسی حركت علیه آمریكا بود ولی در واقع این یک حركت علیه دولت موقت هم بود. علتش هم این بود كه دولت موقت دلش می‌خواست با آمریکا رابطه خوبی داشته باشد و این واقعه بعد از ملاقات آقای بازرگان و همراهانش در الجزایر با برژینسكی مشاور امنیتی كارتر صورت گرفت.»