مرکز اسناد انقلاب اسلامی

به مناسبت سالروز تشکیل بسیج
بسیج برای مقابله با تهاجم فرهنگی و حضور مؤثر در فرهنگ‌سازی انقلابی و یا بحران‌های ناشی از حوادث و سوانح به عنوان یک سازمان نظامی و بخشی از نیروهای مسلح مأموریت دارد تا از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع نماید و با تهدیدات داخلی و خارجی مقابله کند. به یاد ماندنی‌ترین و پرآوازه‌ترین حضور بسیج در رویارویی با تهدیدات خارجی، هشت سال دفاع مقدس بود که با تقدیم بیش از نود هزار نفر شهید در کنار سایر نیروهای مسلح، دشمن متجاوز را از خاک میهن اسلامی بیرون کرد. در این مقطع حساس نقش نظامی و نیز معنوی بسیج در ساماندهی یک ارتش کاملاً اسلامی و مردمی بسیار برجسته بود.
به مناسبت روز نیروی دریایی
در آن لحظه بود که از دستگاه بی‌سیم ناوگان دریایی آمریکا، یک پیام به زبان فارسی شنیدم: «هر چه به شما دستور داده می‌شود، اجرا کنید. اگر تسلیم شوید، برای کسانی که مایل باشند با ما به آمریکا بیایند، کار و امکانات خوبی فراهم می‌شود و به آن‌ها پناهندگی داده می‌شود».جواب من همان پاسخ‌های قبلی بود و یک بار دیگر گفتم: «ما به مأموریت خود ادامه خواهیم داد».وقتی آمریکایی‌ها از توقف ناوچه جوشن و تسلیم کارکنان آن ناامید شدند، همین که آخرین مکالمه و پاسخ من تمام شد، اولین موشک خود را در ساعت دوازده و سی دقیقه به سوی ما شلیک کردند. ما با روش‌های دفاعی خود، آن موشک را حدود دویست یارد منحرف کردیم. یک بالگرد آمریکایی به ناوچه نزدیک شد، دستور آتش دادم که مورد اصابت قرار گرفت و سقوط کرد.
روایتی از خانم مرضیه حدیدچی،
خانم دباغ نقل می‌گوید: «برای برخی آموزش‌ها و تمرین‌ها، اردوهایی با ابتکار شهید سعیدی شکل گرفت. من به راهنمایی او از میان دختران جوان و زنانی که توانایی کسب رضایت پدر و یا شوهرانشان را برای همکاری و شرکت در اردوها داشتند انتخاب می‌کردم. اولین اردوی ما روزانه بود و پنج یا شش نفری را هم که من معرفی کرده بودم، همگی آمدند..»
انتشار برای نخستین‌بار| برگی از خاطرات حجت‌الاسلام جواد اژه‌ای
حجت‌الاسلام اژه‌ای نقل می‌کند: آقای خامنه‌ای برای آقای بهشتی احترام قائل بودند. درب خانه‌ آقای خامنه‌ای تا سال 56، به روی همه باز بود و هرکسی هر وقتی که می‌خواست می‌آمد و ایشان هم با سعه صدر می‌پذیرفتند. اولین دیدار من با آقای خامنه‌ای همان سال 56 است، من پیش از آن ارتباط زیادی با آقا نداشتم. وقتی که خدمت آقای خامنه‌ای رسیدیم دیدم که ایشان درحال بحث کردن در رابطه با مسائل اجتماعی و اقتصادی است. وقتی آقای بهشتی آمدند، ایشان ادامه بحث را به آقای بهشتی محول کردند.
«امریکا» در خاطرات حسن روحانی
حسن روحانی می‌گوید: «مهندس‌ بازرگان‌ می‌گفت‌: اینکه‌ امام‌ می‌گوید شاه‌ باید از کشور برود، تا من‌ به‌ کشور برگردم‌، اشتباه‌ است‌. مگر شدنی‌ است‌؟! شما با امام‌ صحبت‌ کنید، با ایشان‌ بحث‌ کنید، بلکه‌ بتوانید ایشان‌ را قانع‌ کنید. از امام‌ بخواهید نگوید تا شاه‌ نرود، من‌ به‌ ایران‌ برنمی‌گردم‌. این‌ تقریباً تعلیق‌ به‌ محال‌ است‌. به‌ ایشان‌ گفتم‌: همین‌ امروز امام‌ در سخنرانی‌ خودشان‌ بر این‌ مسئله‌ تأکید داشتند که‌ سخن‌ همه‌‌ مردم‌ ایران‌ یک‌ چیز است‌ و آن‌ «مرگ‌ بر پهلوی‌» است‌. »
برشی از خاطرات مرحوم عسگراولادی
من به همراه امام داخل خانه رفتیم و بعد از مدتی که خدمت ایشان بودم، ایشان بغچه­‌ها و دستمال­‌هایی را آوردند، باز کرده و فرمودند: «اگر می­‌خواهید بروید، این چیزها را ببرید». خانم‌ها و دختران زیادی انگشتر و النگو، گردن‌بند و زیورآلات خود را برای ایشان آورده بودند. مقداری پول ایرانی و مقداری ارز خارجی هم بود، فرمودند: «این‌ها را ببرید». من عرض کردم که شما در اینجا بیشتر به این‌ها نیاز دارید، مردم این‌ها را داده­اند که شما اینجا مصرف بفرمایید. امام فرمودند: «من که خرجی ندارم، اما شنیده­ام که وضع اعتصابی­‌ها در کشور بد است، این‌ها را ببرید و بفروشید و مصرف اعتصابیون کنید».
به بهانه سالروز استعفای دولت موقت
بازرگان یك هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مصاحبه با خبرنگار نیویورك تایمز گفت: «دولت ایران مشتاق است روابط خوب خود با آمریكا را از سر بگیرد». وی در مصاحبه با نیوزویک تأکید کرد: «ما روابط دوستانه‌ای با ایالات متحده داشته‌ایم و میل داریم روابط دوستانه‌مان را با ایالات متحده و تمامی کشورهای جهان حفظ نماییم».اشتیاق بازرگان به برقراری رابطه با آمریكا و صداقت وی در این امر برای آمریكا كاملاً محرز بود. كاردار سفارت آمریكا در یكی از یادداشت‌های خود، درباره اشتیاق بازرگان به حفظ روابط دوستانه با آمریكا می‌گوید: «مناسبات حسنه با ایالات متحده از اعتقادات شخصی نخست‌وزیر است، هنگامی كه دادن پست وزارت خارجه به [ابراهیم] یزدی مورد بحث بود، نخست‌وزیر از یزدی درباره‌ی این نكته پرسیده بود تا اینكه اطمینان حاصل كرد كه یزدی از مناسبات دوستانه با آمریكا پشتیبانی می‌كند».
برگی از خاطرات شهید آیت‌الله مویدی
آیت‌الله مویدی می‌گوید: «در کتابی که یکی از آجودان‌ها یا مشاورین شاه نوشته است خواندم که جریان دستگیری و تبعید حضرت امام به فرمان حسنعلی منصور صورت گرفت. او نوشته بود در یک مجلس مهمانی که شب قبل از دستگیری حضرت امام ترتیب داده بودند حدود نیم ساعت منصور با شاه در سالن قدم می‌زد و در مورد دستگیری حضرت امام صحبت می‌کردند و بالاخره شاه را متقاعد کرد که باید حضرت امام دستگیر و تبعید شود.»
تسخیر لانه جاسوسی به روایت جیمی کارتر
جیمی کارتر: «روز ششم نوامبر (پانزده آبان) یعنی دو روز پس از اشغال سفارت، کوشش‌های ما برای نجاتِ جان گروگان‌ها آغاز شد. اغلبِ پیشنهادهای رسیده غیرعملی بود یا باعث کشته‌شدن تعداد زیادی از طرفین می‌شد. واقع‌شدن سفارت در منطقه‌ی مسکونی پرجمعیت و نیز غیر قابل دسترس بودن محوطه‌ی سفارت، که در مسافتی بیش از 600 مایل از نزدیک‌ترین محل مناسب برای فرود هواپیما بود، از مشکلات اساسی ما به شمار می‌رفت. ضمن اینکه با وجود نظارت دائمی ما بر محوطه‌ی سفارت، اطلاع دقیقی از محل نگهداری گروگان‌ها نداشتیم. افرادی که از گروگان‌ها محافظت می‌کردند، در انجام وظیفه‌ی خود مصمم و پیوسته در حال آماده‌باش بودند.»
یادی از اولین شهید محراب
اکبر گودرزى در اعترافات خود گفته است: «یک بار که محمد متحدى آمده بود، درباره این شخص (قاضى) صحبت کردیم و بنا شد که او مسئول انجام امر [ترور آیت‌الله قاضی طباطبایی] باشد و من هم اعلامیه‌اش را بنویسم.»