مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات علی دانش‌منفرد
علی دانش‌منفرد می‌گوید: وظایف سپاه در روزهای اولیه،حفظ و نگهداری مراکز حساس تهران مانند پادگان‌ها، هتل‌ها، کارخانجات بزرگ، دستگیری عوامل ضد انقلاب، بازجویی و کشف عوامل توطئه، حفظ و حراست از مراکز مهم کشوری مثل صدا و سیما، زندان اوین، مرکز ساواک در سلطنت آباد (سابق) و مراقبت و پاسداری از فرودگاه و کلیه مراکز حساس مثل کاخ‌های رژیم پهلوی، موزه‌های ملی و مراکزی از این قبیل بود. به عبارت دیگر به علت آن که دولت، حاکمیت لازم را به دست نیاورده و وضعیت کاملا در حالت انقلابی بود، هیچ دستگاهی که مسئول نگهداری مراکز حساس رژیم پهلوی باشد، وجود نداشت. از همین رو سپاه پاسداران به عنوان تنها تشكل تعیین شده از سوی امام ، حفاظت و نگهداری از این مراکز را از یک سو و تقابل با ضد انقلاب و نیروهای ساواکی را از سوی دیگر بر عهده داشت.
برشی از خاطرات آیت‌الله آل‌اسحاق
اسلام واقعا مرده بود و چیزی از اسم آن باقی نمانده بود، جهان اسلام بر این است که حاکمی داشته باشد و اگر بنا باشد ما این را برداریم، چیز دیگری از آن نمی‌ماند. مهم‌ترین کار امام خمینی نیز این بود که اسلام را زنده کرد.
برشی از خاطرات مرحوم عسگراولادی
عسگراولادی می‌گوید: روزنامه اطلاعات مطلبی را چاپ به این مضمون که بحمدالله مراجع با دستگاه تفاهم کردند و آیت‌الله خمینی در قم آزاد شد. عصر آن روز خدمت امام رسیدیم، امام فرمودند: « امشب چه کسی سخنرانی می‌کند؟» گفته شد: « آقای مروارید» ایشان به شهید عراقی گفتند: « به آقای مروارید اطلاع بدهید که بالای منبر سؤال کند چه کسی با شما تفاهم کرده است، آن شخص را معرفی کنید؟». البته خود آقای مروارید هم خدمت امام رسیدند و امام این مطلب را به ایشان گفتند. آن شب آقای مروارید این مسئله را مطرح کرد، روز بعد از روزنامه اطلاعات تعدادی رفتند خدمت امام و گفتند: « ما اصلاً چیزی در این‌باره به قلم خودمان ننوشتیم، این مطلب را به ما دادند و گفتند باید چاپ کنید». امام فرمودند: « این‌ها توجیه است، نمی‌توانید توجیه کنید».
برشی از خاطرات آیت‌الله مهدوی کنی
آیت‌الله مهدوی کنی می‌گوید: پس از چند ماه (15 فروردین 1343) امام را به قم انتقال دادند. آن روز جشن با شکوهی در قم برقرار شد و آقای خزعلی صحبت کردند. بعد هم در جلسه دیگری که امام در منزل بیرونی تشریف داشتن و مردم رفت و آمد می‌کردند. در‌ آن روز امام جلو پنجره رو به حیات نشسته بودند و مردم می‌آمدند دست ایشان را می‌بوسیدند و زیارت می‌کردند و می‌رفتند.
بازخوانی اعترافات صادق قطب‌زاده در دادگاه انقلاب
صادق قطب‌زاده در بخشی از اعترافات خود گفت: من می‌خواستم از نظرات کلی کشورهای اروپایی و خاورمیانه و بلوک شرق راجع به اوضاع داخلی ایران مطلع شوم، زیرا من داشتم وارد کار تغییر حکومت می‌شدم و برای این کار نیز نیاز به یک سلسله مسائل اطلاعاتی داشتم. به خاطر این مسأله بود که بر اساس آن یک سلسله تماس‌هایی با «ویل آلون» گرفته و ایشان هم با سوسیالیست‌های آلمان تماس گرفتند.
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام حسن روحانی
حجت الاسلام حسن روحانی در خاطرات خود درباره همه‌پرسی 12 فروردین می‌گوید: غمه‌های‌ ناساز آقای‌ شریعتمداری‌ چنین‌ بود كه‌ هر از گاهی‌ با خبرنگاران‌ مطبوعات‌ داخل‌ و خارج‌ مصاحبه‌ می‌كرد و مطالبی‌ مشكل‌آفرین‌ بیان‌ می‌كرد. از جمله‌، درباره‌ برگزاری‌ همه‌پرسی‌ تغییر رژیم‌، در مصاحبه‌ای‌ مطبوعاتی‌ اظهار كرد در همه‌پرسی‌ باید مردم‌ را آزاد گذاشت‌ تا هر نوع‌ نظامی‌ را می‌خواهند انتخاب‌ كنند. از دیگر سو، دولت‌ موقت‌ نیز در پی‌ این‌ بود كه‌ به‌ جای‌ جمهوری‌ اسلامی‌، جمهوری‌ دموكراتیك‌ اسلامی‌ به‌ همه‌پرسی‌ گذاشته‌ شود، زیرا معتقد بود، دنیای‌ امروز جمهوری‌ اسلامی‌ را نمی‌پذیرد و باید برای‌ جلب‌ افكار عمومی‌ مردم‌ جهان‌ و رفع‌ برخی‌ از نگرانی‌ها از روشنفكران‌ جامعه‌، قید دموكراتیك‌ را به‌ آن‌ افزود.
برشی از خاطرات آیت‌الله ملکوتی
آیت‌الله ملکوتی در خاطرات خود می‌گوید: آیت‌الله بروجردی طی نزدیک به دو دهه تلاش توانست این بستر مناسب و پر برکت را برای مبارزات مردم مسلمان ایران به رهبری شاگردش حضرت امام خمینی آماده سازد که اگر این کادرسازی نبود هرگز انقلاب اسلامی آغاز نمی‌شد و اگر هم شروع می‌شد به نتیجه نمی‌رسید.
برشی از خاطرات آیت‌الله استادی
آیت‌الله شیخ رضا استادی می گوید: دوران مرجعیت حاج شیخ مصادف با سلطنت رضا پهلوی بود. ایشان با مدیریت و درایتی که به کار گرفت توانست این مقطع زمانی پر آشوب و خفقان را به نحو احسن و با عزت و اقتدار نسبی پشت سر گذارد. و با توجه به شرایط زمانی و مکانی آن روز از حریم دین، حوزه، روحانیت و مردم حراست کند.
برشی از خاطرات آیت‌الله امینی
آیت‌الله امینی در خاطرات خود می‌گوید: « نزدیک غروب بود. امام از اتاق بالا به قصد اقامه نماز مغرب و عشا پایین آمد. نماز مغرب و عشا را به امامت ایشان خواندیم، در حالی که احتمال حمله کماندوها وجود داشت. بعد از خاتمه نماز عشا امام به اتاق بالا رفت و برای انبوه حاضران سخنرانی کرد. در حدود بیست دقیقه صحبت کرد. متأسفانه متن کامل سخنرانی را به یاد ندارم، آنچه را به یاد دارم این بود که فرمود: «رژیم رفت، گور خود را کند، حمله به مدرسه فیضیه و مراسم عزاداری حضرت صادق (ع) کار کوچکی نیست، این‌ها اسباب سقوط خود را فراهم کردند».
برشی از خاطرات حجت‌الاسلام حسن روحانی
حسن روحانی‌می‌گوید:«حمله‌‌ سربازان‌ مسلح‌ به‌ داخل‌ صحن‌ مطهر بي‌سابقه‌ بود. آنها معمولاً احترام‌ صحن‌ و حرم‌ مطهر را نگه‌ مي‌داشتند، ولي‌ آن‌ شب‌ بدون‌ هيچ‌ اخطاري‌ با سرنيزه‌ به‌ مردم‌ حمله‌ كردند. تعداد مردم‌ قم‌ و زوّاري‌ كه‌ براي‌ تحويل‌ سال‌ در صحن‌ جمع‌ شده‌ بودند، خيلي‌ زياد بود. سربازان‌ با اين‌ حمله‌ اوضاع‌ را به‌ هم‌ ريختند و تعدادي‌ از طلبه‌ها را دستگير كردند و بعد از حدود نيم‌ ساعت‌، كم‌كم‌ از صحن‌ خارج‌ شدند. البته‌ مأمورين‌ شهرباني‌ وارد صحن‌ نشده‌ بودند و فقط‌ نيروهاي‌ نظامي‌ پادگان‌ منظريه‌ قم‌ كه‌ خود را در اين‌ گونه‌ مواقع‌ از قبل‌ آماده‌ مي‌كردند، وارد عمل‌ شدند.»