مرکز اسناد انقلاب اسلامی

برشی از خاطرات آیت‌الله سید عبدالهادی حسینی شاهرودی
آیت‌الله حسینی شاهرودی می‌گوید: «در فصل زیارتی اربعین سال ۱۳۹۶ قمری یکباره دولت بعث با موج مردم نجف که پای پیاده به سمت کربلا حرکت کرده بودند، مواجه شد... در میان راه نظامیان دولت بعث به شدت با آنان برخورد و جمع بسیاری را بازداشت کردند، که انبوه آنان در زندان‌ها نمی‌گنجید. در نهایت شش نفر از فرزندان نجف و از برنامه‌ریزان این سفر، اعدام شدند...»
آیت‌الله سیداسدالله مدنی، امام جمعه وقت تبریز از جمله افرادی بود كه با حضور پررنگ در جبهه‌های حق علیه باطل و حضور مكرر در پشت جبهه، به رزمندگان اسلام قوت قلب می‌داد و آنان را به مقاومت علیه رژیم متجاوز تهییج می‌كرد.
روزنوشتِ روزهای نخستین جنگ تحمیلی در خاطرات آیت‌الله جمی؛
آیت‌الله جمی در خاطرات خود می‌گوید: « ...رژيم صدام كه نتوانست با حمله‌ برق‌آسا، ظرف 24 يا 48 ساعت جمهورى اسلامى را به زانو درآورد، به مرزهاى ما در خوزستان رخنه كرد و با فشار شديد از راه شلمچه وارد خاك ايران شد، اما تلفاتش چنان سنگين بود كه فرصت بردن اجساد خود را هم پيدا نكرد و خيلى از اجساد در بيابان خوزستان، طعمه‌ حيوانات درنده گرديد.»
درنگی در خاطرات حاج احمد قدیریان
معاون اجرایی شهید قدوسی در دادستانی کل انقلاب در بخشی از کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده، به ذکر خاطره‌ای از امدادهای غیبی در دوران دفاع مقدس می‌پردازد.
امیرسرتیپ عبدالله نجفی می‌گوید: «در آن شرایط (آغاز جنگ) اولین کسی که در رادیو تلویزیون حاضر شد و برای ملت عزیزمان پیامی داد امام جمعه‌ [وقت] تهران، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بود. ایشان در پیام جالب و به یادماندنی خود، ضمن بیان تجاوز نیروهای مزدور عراق به ایران، اعلام داشتند که ارتش جمهوری اسلامی ایران به این تجاوزات پاسخ قاطع خواهد داد.»
گذری بر حیات و خاطرات حجت‌الاسلام مجتهدزاده
حجت‌الاسلام مجتهدزاده می‌گوید: «آقای‌ بروجردی‌ مخفیانه‌ پول‌ می‌فرستاد و فدائیان‌ اسلام‌ هیچ‌ منبع‌ درآمدی‌ نداشتند... من‌ زندگی‌ این‌ها [فدائیان] را می‌دیدم. این‌ها چیزی‌ نداشتند. در دولاب‌ زندگی‌ می‌كردند یك‌ خانه‌ای‌ چهار تا اتاق بود دو تا پایین‌ دو تا بالا. در یك‌ اتاق مرحوم‌ نواب‌ با همسرش بود، یك‌ اتاق‌ واحدی‌ زندگی‌ می‌كرد، یك‌ اتاق خلیل‌ طهماسبی‌ بود و یك‌ اتاقش‌ هم‌ سید محمد [واحدی] و مظفر[ذوالقدر] زندگی‌ می‌كردند. یعنی‌ چهار تا اتاق را اینجوری‌ تقسیم‌ كرده‌ و وضع‌ مالی‌ آنها هیچ‌ خوب‌ نبود. خیلی‌ هم‌ فقیرانه‌ اداره‌ می‌شدند این‌ها بهترین‌ غذایشان‌ پلوعدس‌ بود.»
حجت‌الاسلام شریفی گرگانی می‌گوید: «وقتی زلزله‌ طبس اتفاق افتاد با وجود رسوایی هفده شهریور، دستگاه رژیم هیچ کمکی به مردم زلزله زده نکرد... پول‌هایی که از خارج آمد هم هیچ کدام به دست مردم نرسید چون همه را عوامل رژیم شاه به جیب زدند؛ یعنی در آن شرایط هم باز مشغول غارت بودند و باز دست از دزدی‌هایشان برنمی‌داشتند.»
محسن فروغی، پسر ذکاءالملک فروغی ‌گوید: «پدرم کاغذی را که چند دقیقه قبل در منزل تحریر کرده و در جیب خود قرار داده بود، بیرون می‌آورد و شروع به خواندن آن می‌کند. رضاشاه با تعجب می‌گوید: معلوم می‌شود قبلا استعفای مرا تنظیم نموده‌اند».
درنگی در یادمان‌های آیت‌الله خزعلی
آیت‌الله خزعلی می‌گوید: «آقاى شريعتمدارى در برابر درخواست‌هاى امام و مبارزين هميشه بهانه مى‌آورد و موقعى كه برخى بهانه‌هاى ايشان را خدمت امام(ره) عرض مى‌كردم مى‌فرمودند: اطمينان داشته باشند كه مواظب ايشان هستيم».
روایت‌هایی از خفقان رضاخانی در ایام محرم
رژیم رضاخانی با قلدری و فشار بر مردم، مانع از برگزاری مجالس و مراسم عزاداری می‌شد به طوری که مردم با ترس و دلهره و گاه به صورت مخفیانه به برپایی مجالس عزای سیدالشهدا(ع) اقدام می‌کردند. حجت‌الاسلام سیدحسین حسینی در بخشی از خاطرات خود به نقل از پدرش در این رابطه می‌گوید: «مرحوم پدرم نقل می‌کرد که زمان رضاشاه ملعون مجالس روضه‌خوانی را تعطیل کرده بودند و اجازه نمی‌دادند که مردم برای امام حسین(ع) مجلس عزاداری برپا کنند. بسیاری از روحانیون از پوشیدن لباس روحانیت منع شدند. با وجود این علاقمندان به اهل بیت به صورت مخفیانه مجلس روضه می‌گرفتند.»
تازه های کتاب