مرکز اسناد انقلاب اسلامی

در رابطه با این اعلامیه حجت‌الاسلام‌و‌المسلمین سید محمدباقر گلپایگانی - فرزند آیت‌الله‌ گلپایگانی- می‌گوید: حاج احمد آقا فرزند امام خمینی در تماس تلفنی گفتند، امام خمینی این اعلامیه را بالای سرشان نصب کرده‌اند و فرمودند: « از طرف من چندین مرتبه دست آیت‌الله گلپایگانی را ببوسید.
بازخوانی گفتگوی حسن روحانی با روزنامه جمهوری اسلامی در سال 59
حسن روحانی در مصاحبه با خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی در 9 آذر 59 گفت: « خوشبختانه این مسئله وجود دارد که سپاه خیلی سریع می‌تواند با سلاح‌های سنگین آموزش ببیند و توجیه شود و خودش را آماده سازد. این یک ضرورت است که سپاه ما مجهز شود به انواع سلاح‌ها. چرا نباشد؟ مگر بین سپاه و ارتش چه تفاوتی است مگر خط خط واحدی نیست؟ مگر هر دو برادر نیستند؟ مگر هر دو عاشقانه نمی‌خواهند در این سرزمین و از این انقلاب و از این جمهوری اسلامی و از این امت بپاخواسته دفاع کنند؟ بنابراین برادرانی که شایستگی دارند چرا از وسایل کافی برخوردار نباشد البته ان تعدادی که من به عنوان عضو کمیسیون دفاع مطلع هستم مقامات نظامی به ما این وعده را داده‌اند که ما امکانات لازم را در حد امکاناتمان در اختیار سپاه انقلاب اسلامی ایران قرار داده‌ایم و قرار خواهیم داد اما هر لحظه‌ای مجلس احساس کند که برای تأمین نیازمندی‌های سپاه نیازمند به قانونی است، طرحی است، بدون هیچ تردیدی در اسرع وقت آن قانون خاص را به تصویب خواهد رساند تا هیچ مشکلی پیش پای سپاه پاسداران نباشد.»
برشی از خاطرات سید قلبی رضوی
مرحوم سید قلبی رضوی کشمیری از فعالان فرهنگی انقلاب اسلامی در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است درباره نقش آیت‌الله خامنه‌ای در وحدت شیعیان و اهل تسنن کشمیر می‌گوید: ایشان در خلال سخنرانی به طور مختصر به آیه « و اعتصموا بحبل‌الله جمیعاً ولاتفرقوا» اشاره کردند و درباره وحدت مسلمین و اهمیت وحدت شیعه و سنی صحبت کردند. اثرات این سخنرانی پانزده دقیقه‌ای در تاریخ کشمیر بیش از نگارش ده‌ها کتاب و ماه‌ها سخنرانی بود. ما با چشم خودمان این اثرات را دیدیم. در تاریخ کشمیر نخستین بار بود که یک روحانی شیعه با شخصیتی جهانی به این کشور بیاید و در مسجد جامع اهل تسنن سخنرانی کند. تا قبل از آن روز، شیعه و سنی با هم اختلاف و درگیری شدیدی داشتند. حتی اگر یک شیعه به مسجد سنی‌ها میرفت، مسجد را تطهیر می‌کردند و می‌گفتند: یک رافضی وارد مسجد شده و مسجد را نجس کرده است.
برشی از خاطرات آیت‌الله فلسفی
آیت الله فلسفی می‌گوید: مرحوم مدرس برای تمام علمای تهران و ائمه جماعات پیام فرستاد و به آنها گفت که خطر بزرگی اسلام و مسلمین را تهدید می‌کند و افزوده بود که در نمازهای جماعت خود به مردم بگویند در فلان روز معین علمای اعلام در مجلس متحصن می‌شوند و مردم هم می‌بایست در میدان بهارستان اجتماع کنند و به پیروی از علما مخالفت خود را با برقراری جمهوری قلابی و ایجاد دیکتاتوری رضاخانی اعلام نمایند. مرحوم مدرس حتی گفته بود تا مردم یکصدا فریاد بزنند "ما تابع قرآنیم، جمهور نمی‌خواهیم." شاید این تحصن و تظاهرات مهم‌ترین عاملی بود که توانست توطئه جمهوری شدن قلابی ایران را که قرار بود مشابه جمهوری ضداسلامی ترکیه و دیکته شده انگلستان باشد خنثی کند.
خاطرات منتشر نشده از حجت‌الاسلام محمدحسین سبحانی
حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدحسین سبحانی در خاطرات درباره اولین آشنایی با آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید: « یك‌ شبی‌ مسجد گوهرشاد رفته‌ بودم‌، دیدم‌ یك‌ سید جوان‌ خیلی‌ خوش‌‌سیمایی‌ آنجاست ، نمی‌دانم‌ چطوری‌ بود كه‌ خیلی‌ به‌ او احترام‌ می‌گذاشتند و تحویل‌ می‌گرفتند. نمی‌دانم‌ حالا چه‌ كسی‌ بغل‌ دست‌ من‌ بود، سؤال‌ كردم‌ این‌ آقا چه‌ كسی‌ هست‌؟ گفتند این‌ آقای‌ خامنه‌ای‌ هست‌. گفتم‌ اسم‌ ایشان‌ چه‌ هست‌، گفتند، سیدعلی‌ خامنه‌ای‌. بعداً من‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ این‌ آقا زندان‌ بوده‌، آزاد شد.»
برشی از خاطرات شهید همدانی
سردار حسین همدانی می‌گوید: به یک منزلی در روستا رفتیم که کاملاً تحت تسلط جلال طالبانی بود. خانواده‌ها دائم از امام خمینی(ره) سؤال مي‌کردند. ما تعداد کمی عکس‌هاي کوچک از امام همراه خودمان برده بودیم و افسوس خوردیم که ای کاش کوله‌پشتی را پر از عکس کرده بودیم. لذا در طول این مدت متوجه شدیم که امام خمینی(ره) عجب نفوذ و جایگاه و محبوبیتی در دل ملت کُرد کردستان دارد.
حبیب الله عسگراولادی می‌گوید: برای مردم روزهای اول تعجب‌آور بود که چطور آیت‌الله کاشانی مقلدین خودش را رد می‌کند و حتی به کسانی که از زمان مرحوم آیت‌الله بروجردی هم از ایشان تقلید می‌کردند، می‌گفت که حاج‌آقا روح‌الله در قم است به ایشان مراجعه کنید.
برشی از خاطرات حبیب‌الله عسگراولادی
امام خمینی خطاب به یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق فرمودند: شما باید از من خیلی متشکر باشید که شما را نمی‌کوبم، شما را باید کوبید. من برای این شما را نمی‌کوبم که تعداد زیادی از جوانان ما فریب شما را خورده‌اند؛ ما باید کاری کنیم که این فریب‌خورده‌ها نجات پیدا کنند.
ویژه‌نامه "آئینه روح‌الله"
مرحوم سیداحمد خمینی می‌گوید: «همین قدر می‌توانم بگویم كه وی چند ساعت قبل از شهادت، در مجلس فاتحه‌ای شركت می‌كند كه در آنجا بعضی از ایادی رژیم پهلوی دست اندركار دادن چای و قهوه در مجلس بوده‌اند.»
برشی از خاطرات آیت‌الله مهدوی‌کنی
آیت‌الله مهدوی کنی می‌گوید: من پس از آشنایی با امام کتاب کشف‌الاسرار ایشان را خواندم. پس از مطالعه این کتاب درک کردم که ایشان با رژیم پهلوی سخت مخالف است، چون مطالب تندی علیه رضاخان در این کتاب آورده بود.
تازه های کتاب