مرکز اسناد انقلاب اسلامی

مواضع امام در قبال امریکا همواره قاطع و صریح بوده است و در رفتار ایشان نیز سازش‌ناپذیری با امریکا کاملا مشهود است. آنجا که ایشان درخواست نمایندگان امریکا برای ملاقات با امام را قاطعانه رد می‌کنند نشاگر این موضع صریح نسبت به امریکا است. امام چند مرتبه درخواست ملاقات مقامات امریکا را رد کرده‌اند. ایشان قبل از پیروزی انقلاب هم صریحا اعلام کرده بودند که هیچ رابطه‌ای با رئیس‌جمهور امریکا ندارند. امام در 7 دی‌ماه 1357 فرمودند: «من هیچ گونه رابطه‏‌ای با آقای كارتر ندارم و اصولاً با هیچ رئیس‌جمهور و یا رئیس دولتی رابطه ندارم.» علاوه بر این ایشان در آذرماه 1358 درخواست ملاقات نمایندگان جیمی کارتر و ادوارد کندی را نیز رد کردند. به گفته حاج احمد خمینى: اعلامیه امام مبنی بر رد درخواست ملاقات نمایندگان کارتر، تنها اعلامیه ایشان بود که بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" شروع می‌شد همانند سوره برائت در قرآن کریم. یعنی حضرت امام در این اعلامیه به پیروی از سوره برائت آن را بدون "بسم اللَّه الرحمن الرحیم" شروع کرده‌اند.
آیت‌الله دستغیب در سخنرانی‌ها و بیانات خود از حضرت امام با عنوان "رهبر کبیر انقلاب" یاد می‌کرد. وی متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود و تا روزهای آخر عمرش چه در خطبه‌ها، چه در سخنرانی‌ها و چه در مصاحبه‌ها و چه در مقالاتی که می‌نوشت وظیفه خود، اجتماع و گویندگان را تقویت ولایت فقیه می‌دانست و می‌گفت اگر می‌خواهید به رژیم طاغوتی برنگردید، باید ولایت فقیه را تقویت کنید. حکومت الله به پرچمداری ولایت فقیه است.
بازخوانی پیام برائت امام خمینی در سال 1366
امام خمینی در پیام برائت سال 1366 فرمودند: ملت‌های مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفر خویش را از سازشکاری و مصالحه رهبران ننگین و خود فروخته‌ای که به نام فلسطین، آرمان مردم سرزمین‌های غصب شده و مسلمانان این خطه را به تباهی کشیده‌اند به دنیا اعلام کنند و نگذارند این خائنان بر سر میزمذاکره ها، و رفت و آمدها، حیثیت و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطین را خدشه دار کنند...
بعد از کودتای 28 مرداد و 16 آذر 1332، درحالی که اغلب جریان‌های مبارز و در راس آنها روحانیت، امریکا را هدف مبارزه قرار داده بودند، ملی‌گرایان بیش از پیش به امریکا نزدیک شدند. آنها اگرچه خود را میراث‌دار جنبش دانشجویی معرفی می‌کردند و در سالروز 16 آذر دست به اعتصاب می‌زدند، اما در عمل شیوه‌ای دیگر را پیش می‌گرفتند و به طور پنهانی و آشکار با امریکا که کودتای ننگین 28 مرداد و کشتار 16 آذر برآمده از آن بود، رابطه برقرار می‌کردند. مهدی بازرگان٬دبیرکل نهضت آزادی پس از رسوایی ملی گرایان در جریان افشای اسناد لانه جاسوسی می­‌گوید: «پایه­‌گذاران و اعضاء و علاقمندان به نهضت آزادی ایران و نهضت مقاومت ملّی، نه تنها با آمریکا، بلکه با بعضی از کشورهای اروپا و نیز دولت وقت [رژیم پهلوی] ارتباط­‌های کم و بیش پنهانی داشته­‌اند؛ نه تنها در چند ماه مانده به پیروزی درخشان انقلاب بلکه از 26 سال پیش.»
اگرچه بعد از 16 آذر 32 نیروهای ملی تلاش کردند تا جنبش دانشجویی را در دوران جریان خود تعریف کنند اما با آغاز نهضت امام خمینی در دهه 40، جنبش دانشجویی نیز همانند دیگر گروه‌ها، به نهضت اسلامی پیوست و پیوند آن با نهضت امام خمینی در دهه 50 نیز قوت گرفت. ارتباط دانشجویان و روحانیت در دهه 50،‌ باعث شد روحانیت نبض جنبش دانشجویی را در دست بگیرد. ازین‌رو هر چه به سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک‌تر می‌شویم نقش روحانیت در جنبش دانشجویی پررنگ‌تر می‌شود. به طوری که در 16 آذر 1353 "مرگ بر شاه" و "درود بر خمینی" شعار اصلی دانشجویان بود. یک سال بعد و در در 16 آذر 1354، اعتراضات دانشجویی تحت تاثیر تحریم حزب رستاخیز توسط حضرت امام برگزار شد. در طول نهضت امام خمینی، فعالیت روحانیونی چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مفتح،‌ آیت‌الله طالقانی و... در ساماندهی جنبش دانشجویی بسیار موثر بود به گونه‌ای که روحانیون با مدیریت اعتراضات سیاسی و ایجاد بینش مبارزاتی در بین دانشجویان نقش مهمی در هدایت دانشگاه در فرایند انقلاب اسلامی داشتند.
صفاءالدین تبرائیان
چهار روایت از دیدار تاریخی آیت‌الله سیدمحسن حکیم و امام خمینی وجود دارد. روایت اول از آیت‌الله رسولی محلاتی است که اظهار می‌دارد به رغم این که حضرت حکیم روز دوم و بعد از دیگر مراجع به ملاقات امام آمد اما در مقام بازدید امام فرمود اول باید به ملاقات حضرت حکیم برویم. پرده دوم از این ملاقات توسط شیخ نصرالله خلخالی نقل شده و روایت دیگر از حجت‌الاسلام شیخ‌محمد سمامی است. اما روایت دیگر برگرفته از خاطرات سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور و البته جامع‌ترین روایت است. او هرچند در این دیدار حضور نداشته لیک مطالب منقول مأخوذ از آیت‌الله سیدمصطفی خمینی است. براساس این روایت امام به حضرت حکیم می‌فرماید اگر امام مجتبی‌(ع) به اندازه شما طرفدار و مرید داشت هیچگاه صلح نمی‌کرد... شما حرکت و قیام بکنید اولین کسی که به دنبال شما راه می‌افتد من هستم. من از شما تبعیت می‌کنم و دنبال شما حرکت می‌کنم. این گفت‌وگو با لبخند و تشکر حضرت حکیم از میهمانش پایان می‌یابد.
با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، برای تأمین امنیت جزایر و سواحل و دفاع از منافع کشور در خلیج فارس در روز سه‌شنبه مورخ 59/7/1 اولین اعلامیه دریایی خود را به شماره 17/59 صادر کرد که در آن آمده بود: «با توجه به تجاوزات عراق به ایران اسلامی بدین وسیله کلیه مزرهای آبی نزدیک سواحل ایران منطقه جنگی اعلام و دولت ایران اجازه حمل کالا به بنادر عراق را به هیچ یک از کشتی‌ها نخواهد داد.» نیروی دریایی که نقش بی‌بدیلی در حفظ سکوهای نفتی کشور در دوران جنگ داشت، در عملیات مهم دوران دفاع مقدس از جمله عملیات مروارید، عملیات آزادسازی خرمشهر و آبادان، عملیات والفجر 8 و ... نیز حضوری اثرگذار داشت. نقش دلاوران نیروی دریایی ارتش در جبهه‌های جنگ چنان تاثیرگذار بود که در هفتم آذرماه 1359 و در پی رشادت نظاميان نيروی دريايی ارتش در برابر تهاجم دريایی و هوایی رژيم بعث عراق، با تأييد امام خمينی، اين روز، روز نيروي دريايی لقب گرفت.
مروی بر وقایع زلزله طبس در سال 1357
بعد از زلزله 25 شهریور 1357 در طبس، درحالی که محمدرضا پهلوی به همراه خانواده سلطنتی برای خوشگذرانی به کیش رفته بود، روحانیون، طلاب و مبارزین مرتبط با نهضت امام خمینی برای تامین مایحتاج زلزله‌زدگان و حل مشکلات آنان تلاش می‌کردند. گزارشگر ضداطلاعات ارتش گزارش داد: [زلزله‌زدگان] دعاگوی امام خمینی هستند نه دولت. براساس گزارش دیگری از شهربانی در 30 شهریور، استاندار خراسان طی تماسی تلفنی با تهران، دستور می‌گیرد به نیروهایی که از سوی شیروخورشید به منطقه اعزام شده بودند تاکید کند تا به منظور بهره‌برداری تبلیغاتی "از فعالیت‌های خود فیلمبرداری" کنند. اما همین گزارش، به بی‌نتیجه بودن اینگونه تبلیغات اشاره می‌کند و در انتهای گزارش، "جهت اطلاع" می‌نویسد: «افکار مردم نسبت به روحانیون بهتر از دستگاه‌های دولتی است.»
در شهریور 1347 و پس از زلزله شدید فردوس، تلفات و خسارت‌های فراوانی به بار آمد؛ اما در چنین شرایطی که مردم زلزله‌زده نیازمند مایحتاج اولیه‌ خود بودند، رژیم پهلوی عمدتا با مانورهای تبلیغاتی، اقدامی در جهت تامین مایحتاج اساسی زلزله‌زدگان انجام نمی‌داد و مردم نیز ناامید از رژیم پهلوی، به گروه‌های کمک‌رسان طلاب و جمعیت‌های خیریه نهضت امام خمینی امید بسته بودند. ساواک در این رابطه گزارش داد: «محمدعلی اجتهادی که از نمایندگان آیت‌الله گلپایگانی است و به اتفاق سیدمهدی گلپایگانی جهت کمک به زلزله‌زدگان به خراسان عزیمت کرده بود. ساعت 10 صبح روز 1347/7/17 پس از مراجعت از مشهد در اندرون منزل [آیت‌الله] گلپایگانی با حضور ناصر مکارم شیرازی و چند نفر دیگر اظهار داشت در منطقه زلزله‌زده مردم می‌گفتند که تا کنون از طرف شیر و خورشید سرخ هیچگونه کمکی نسبت به آسیب‌دیدگان به عمل نیامده و فقط از طرف علما و هیأت امدادی روحانیون کمک‌هایی صورت گرفته است و این کمک‌ها دو ساعت بعد از زلزله به عمل آمده در صورتیکه افراد شیر و خورشید پس از 6 روز خود را به منطقه رساندند.»
تسخیر سفارت امریکا در تهران، یکی از وقایعی است که به شدت بر هژمونی امریکا در جهان تاثیر گذاشت و به اعتراف بسیاری از مقامات امریکایی، باعث تحقیر امریکا شد. جولیتو کیه‌­زا در خصوص شیوع یأس و ناامیدی در فضای سیاسی آمریکا بعد از تسخیر سفارت می‌نویسد: «هرتزبرگ، نویسندۀ متن سخنرانی­‌های مهم کارتر اذعان می‌دارد با نگرانی احساس می­‌کنم در حال لغزیدن بر سراشیبی هستیم و حتی برخی چنین اظهارنظر می‌کنند که توی "بن‌بست" گیر افتاده‌ایم.» هامیلتون جردن هم اعتراف می‌کند که آمریکایی‌ها بعد از تسخیر سفارت­شان در ایران تحقیر شدند. چنانچه بسیاری از مسئولین آمریکایی دوران فرمانروایی کارتر نیز بعد از به قدرت رسیدن جمهوری‌خواهان در سال 1359 در کتاب‌هایی که به‌عنوان خاطرات خود منتشر کردند همگی تلویحاً و یا آشکارا به ابعاد این حرکت بزرگ سیاسی که مبین ذلت و زبونی سیاست خارجی آمریکا در ایران و در سطح منطقه پس از ماجرای گروگان‌گیری بوده است، اعتراف کردند.
تازه های کتاب