مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دکتر ابراهیم متقی
يكي از چالش‌هاي اصلي آمريكا در برابر ايران موضوع قدرت ملي بوده است. در رهيافت رئاليستي هرگاه كشوري قدرت ملي خود را ارتقاء دهد، موقعيت بهتر و مؤثرتري در سياست بين‌الملل كسب مي‌كند. قوم‌مداري آمريكايي همواره در زمره موضوعاتي بوده است كه محدوديت‌هايي همانند تحريم اقتصادي و الگوهاي مبتني بر مهار و محدودسازي ايران را در دستور كار قرار داده است. بهره‌گيري از چنين سازوكارهايي را مي‌توان به‌عنوان بخشي از سياست عمومي ايالات متحده در برخورد با ايران دانست كه هيچ‌گاه به نتيجه مطلوب و مورد نظر كارگزاران سياست خارجي آمريكا نرسيده است. هدف اصلي آمريكا را مي‌توان در ارتباط با «فرسايش قدرت تاكتيكي و عملياتي ايران» دانست اما انقلاب اسلامي ايران آموزه نيكسون را نه‌تنها در ايران بلكه در منطقه با ناكارآمدي روبه‌رو ساخت. آموزه نيكسون مبتني بر كنترل غيرمستقيم منطقه از طريق جنگ‌هاي نيابتي بوده است.
مجموعه "اعترافات" درباره جنگ تحمیلی - قسمت دوم
مجله "نیوزیک" چاپ آمریکا طی گزارشی نوشت: «گرچه این صدام بوده که جنگ علیه ایران را شروع کرد و برای اولین‌بار از سلاح‌هایی شیمیایی استفاده کرد، ولی آمریکا و تقریباً تمامی کشورهای غرب به دلیل خصومت خود با بنیادگرایی اسلامی حاکم بر ایران این جنایات را کاملاً نادیده گرفتند.»
صفحات تاریخ دفاع مقدس مملو از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد رزمندگان نه تنها بدون چشم‌داشت مالی قدم در این راه می‌گذاشتند، بلکه علاوه بر جان خود، از مال خود نیز در راه دفاع از خاک کشور مایه می‌گذاشتند. شهید علی ترکمان یکی از رزمندگان اسلام بود که خانواده وی بعد از شهادتش وقتی مشغول ورق زدن دفترچه یادداشت‌های وی بودند متوجه می‌شوند او تمام موجودی‌اش را با نام "عبدالله" و "حزب‌الله" به حساب جبهه واریز کرده است. رزمندگان اسلام همچنین توجه جدی به نحوه استفاده از بیت‌المال داشتند. آنها خود را حافظ بیت‌المال می‌دانستند، لذا تلاش می‌کردند تا ذره‌ای از این مسیر منحرف نشوند. سرهنگ حسین کلانتری که در دفتر شهید صیاد شیرازی فعالیت می‌کرد درباره رفتار شهید صیاد شیرازی می‌گوید: «از مواردی که رعایت می‌کرد حقوق بیت‌المال بود. من شاهد بودم که از منطقه با من که در دفتر ایشان بودم تماس می‌گرفت و می‌گفت مثلا 3 دقیقه با مشهد با پدرم صحبت تلفنی کرده‌ام. ما در طول این مدت تماس‌های شخصی‌اش را یادداشت می‌کردیم و ما موظف بودیم سر ماه جمع‌بندی کنیم و پولش را از محل حقوق وی کسر کرده و به حساب بیت‌المال واریز کنیم.»
تطهیر ناشدنی
حسین فردوست، رئیس دفتر ویژهٔ اطلاعات محمدرضا پهلوی درباره نقش پرون در عزل و نصب‌ها می‌گوید: پرون برای دوستان ایرانی‌اش پست می‌گرفت و برای دشمنان ترک پست. دامنه دستورات پرون همه عرصه‌ها را فرا می‌گرفت: اشخاص مهمی که در مراجع قضایی تحت تعقیب بودند (در رده وکیل و وزیر و امثالهم) گاه پرون خواستار راکد شدن و توقف پرونده‌هایشان می‌شد. در انتصابات مداخله جدی داشت و کار به جایی کشیده بود که دیگر برای عزل یا نصب یک مدیرکل به محمدرضا احتیاج نداشت و رأساً انجام می‌داد
مجموعه "اعترافات" درباره جنگ تحمیلی - قسمت اول
شبکه تلویزیونی "ای. بی. سی" آمریکا گزارش داد: صدام حسین از یک شرکت آمریکایی بنام "آل کولاک" در بالتیمور، بیش از پانصد تن ماده شیمیایی بنام "فیودی گلیکول" خریداری نمود و این خرید علی‌رغم ممنوعیت فروش آن به عراق صورت گرفت. این شرکت تنها دو سال بعد گرفتار شد. "فیودی گلیکو" هنگامی که با محلول نمک مخلوط شود به گاز خردل تبدیل می‌گردد.
تورقی در تاریخ ایران نشان می دهد که این منطقه استراتژیک همواره مورد تجاوز و تاخت و تاز کشورها و دولت های دیگر بوده است. از تجاوز اسکندر مقدونی تا جنگ چالداران و ایران و روس، همواره جنگ علاوه بر اینکه بخشی از خاک ایران را از کشور جدا کرد باعث شکست غرور ایرانیان و اضمحلال هویت مردم ایران شد. به طوری که پس از شکست چالدران قزلباش‌ها دچار بحران هویت شدند. این بحران هویت، پس از جنگ ایران و روس و تحمیل قراردادهای ننگین به کشور نیز قابل مشاهده است؛ موضوعی که باعث شد ساکنان نواحی جداشده از ایران به شدت سرخورده و ناامید شوند. در این میان تنها پس ازجنگ ایران و عراق بود که هویت ملی ایرانیان بازپروری شد. در دوران دفاع مقدس، هویت دینی و ملی با هم تلفیق شده و مفهوم جدید ایرانی-اسلامی که از دهه 40 توسط امام خمینی پرورش داده ‌شده بود، مورد آزمایش جدی قرار گرفت و این هویت باعث شد که پس از جنگ تحمیلی نه تنها یک وجب از خاک کشور جدا نشود بلکه هویت و غیرت ایرانی-اسلامی نیز تثیبت و برای سایر کشورهای آزادی‌خواه صادر شود.
مروری بر زندگینامه و فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله راستی کاشانی
آیت‌الله راستی‌کاشانی در سال 1358 از طرف امام خمینی به سمت نمایندگی امام (ره) در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که ادغام گروه‌های هفتگانه امت واحده، منصورون، موحدین، صف، فلاح، بدر و توحیدی فلق بود، درآمد. در مدت حضور در آن سازمان، در هدایت فکری این حزب سیاسی نقش داشت تا اینکه با جمعی از رهبران آن سازمان دچار اختلاف شد و از آن سمت استعفا داد.
در دوران دفاع مقدس بسیاری از فتوحات در سایه اقدام "تمیز" با فرمان "آتش به اختیار" صورت گرفته است و مردم بدون آنکه دستوری به صورت سازمان‌یافته، ارگانی و رسمی از جایی دریافت کنند و چرتکه‌ها به صدا دربیایند به میدان رفتند و از کیان کشور دفاع کردند. در دوران دفاع مقدس بسیاری از مردم در اقداماتی کاملا خودجوش سازمانی برای خود درست می‌کردند و به میدان می‌آمدند، در صورتی که برخی مواقع هیچ دستگاه دولتی یا حتی قوای نظامی کشور نمی‌توانستند ساختار مستحکم این‌چنینی را برای مواجهه با وقایع درست کنند. برای مثال می‌توان به "کمک‌های مردمی به جبهه‌های نبرد"، "آزادسازی خرمشهر"، "آزادسازی مناطق غرب کشور"، "عملیات مرصاد" و... در دوران دفاع مقدس اشاره کرد. از سوی دیگر با بررسی آمار منتشر شده، می‌توان دریافت همه اقشار جامعه در جبهه‌های نبرد حضور داشتند؛ از دانش‌آموزان و دانشجویان تا کارمندان بخش‌های دولتی و کارمندان بخش های غیردولتی و آزاد.شاغلین بخش دولتی که اصلاً نسبتی با قوای نظامی ندارند و در چارچوب اداری و سازمانی نمی‌توانند در جبهه‌های نبرد حضور داشته باشند، بیشترین شهدا را در دوران دفاع مقدس دارند.
فرح پهلوی در مورد انتصاب وزرا بر اساس رضایت سفرای دولت‌ها بیگانه می‌گوید: "در موقع انتصاب دکتر منوچهر اقبال به نخست‌وزیری، محمدرضا نظر سفیر کبیر آمریکا در تهران را هم استعلام نمود و با خوشحالی به من گفت: هم آمریکا و هم انگلستان بر سرنخست‌وزیری دکتر اقبال توافق دارند. محمدرضا همیشه قبل از صدور حکم نخست‌وزیری جدید، با سفرای آمریکا و انگلستان مشورت می‌کرد. او این عادت را از زمان اشغال ایران در شهریور ماه 1320 پیدا کرده بود!". همچنین حسین فردوست نیز می‌گوید: مصباح‌زاده،‌ رئیس مؤسسه کیهان، فرد بسیار مقام‌پرستی بود. یک بار دیگر به من مراجعه کرد و خواستار شد که از بندرعباس وکیل شود (برای دوره چهاردهم)، به محمدرضا گفتم و قرار شد که با فرمانده ژاندارمری منطقه هماهنگ کند. مصباح‌زاده گفت که فرمانده ژاندارمی را که یک سرهنگ بود نزد من آورد. گویا قبلا او را دیده بود و روابطه خوبی دشتند، ‌به سرهنگ فوق گفتم که دستور اعلیحضرت است که به ایشان کمک کنید تا رأی بیاورد ولی ظاهرا همان موقع انگیس فرد دیگری با نام عبدالله گله‌دار را کاندید کرده بود و به همین دلیل مصباح‌زاده موفق نشد.
طالقانی به رغم شنیدن تغییر ایدئولوژی سازمان، جهت مطمئن شدن از این مسئله حاضر شد تا در یک مأموریت مخفی و خطرناک با یکی از رابطین مجاهد برای دیدار با محمدتقی شهرام و بهرام آرام به محلی ناشناس و نامعلوم برود. شهرام در خصوص این ملاقات می‌گوید: « ظرف نیم ساعت ماجرای تغییر ایدئولوژی را شرح دادم. در طول این مدت آقای طالقانی ساکت بود و حرفی نزد و حرف من تمام شد. با صدایی که آشکارا می‌لرزید پرسید: حالا اسم خودتون و سازمان را چی گذاشته‌اید؟ گفتم: هیچ ! همان «سازمان مجاهدین خلق ایران» که بر افروخته شد و گفت: شما حق نداشتید این کار را بکنید».بنا به اعترافات وحید افراخته که در این ملاقات حضور داشته و در مقابل اعتراض شدید طالقانی به اینکه این سازمانی است با آرم مخصوص و مرامنامه خاص و شما به چه ضوابطی دست به چنین کاری زده‌اید؟ صریحاً به او گفتند: «اگر صدایت در مورد تغییر ایدئولوژی در بیاید، تو را می‌کشیم و وانمود می‌کنیم که رژیم تو را کشته و شهیدنمایت می‌کنیم». طالقانی با شهامت به آن‌ها می‌توپد که: «من عمری از توپ و تانک رژیم امریکایی شما نترسیدم، توقع دارید. اکنون از یک اسلحه قراضه شما بترسم».
تازه های کتاب