مرکز اسناد انقلاب اسلامی

قدم به قدم از بهمن 57 تا خرداد 1360
سازمان مجاهدین خلق (منافقین) دقیقاً از روز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، برنامه "تصرف کلیت حکومت به هر طریق ممکن" را داشت. لذا از اولین روزهای پس از پیروزی انقلاب، سازمان مدام خطر جنگ‌های داخلی به مانند لبنان و ویتنام را گوشزد می‌کرد. در گام‌های بعدی، منافقین با ترویج کینه‌ورزی نسبت به نظام، دامن زدن به حساسیت‌ها، فشارها و درگیری‌ها، سم‌پاشی علیه قانون اساسی، جوسازی در اولین انتخابات ریاست جمهوری و ... قدم به قدم پیش رفتند تا اینکه در 28 خرداد 1360 با تکیه بر آنچه "هواداران بی‌شمار که آمادگی ورود به فاز نظامی را دارند" می‌دانست، تغییر رویکرد از مبارزه به اصطلاح مسالمت‌آمیز را اعلام کرد. نهایتاً در عصر روز شنبه 30 خرداد،‌ هواداران بنی‌صدر و سمپات‌های منافقین که از سوی دیگر مخالفان متضاد نظام مانند گروه پیکار، جبهه‌ ملی،‌ حزب رنجبران و... حمایت می‌شدند، حول مبارزه با آنچه ارتجاع می‌خواندند قدم به عرصه‌ مبارزه‌ مسلحانه گذاشتند. از این پس، سراسر دهه 60 به عرصه‌ای برای ترورها و خون‌ریزی‌های منافقین تبدیل شد.
نقدی بر مدخل "خمینی، روح‌الله" در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی- بخش ششم
مدخل "خمينی روح‌الله" در "دايرةالمعارف بزرگ اسلامی"، در معرفي پيشينه نظريه ولايت فقيه، به درس‌هاي خارج امام در نجف ارجاع داده است درحالی که با بررسي آثار و مکتوبات امام خميني، نادرستي اين سخن روشن مي‌گردد؛ به اين صورت که در واقع نخستين مواضع رسمي و اظهارنظرهاي علمي امام درباره ولايت فقيه، در کتاب "کشف اسرار" در سال 1323شمسي درج شده است. ايشان در کتاب کشف اسرار، ضمن پرداخت تفصيلي به موضوع «ولايت فقيه» و «حکومت اسلامي»، يک فصل کامل از اين کتاب را به مقوله‌هاي مذکور اختصاص داده و بحث مفصلي درباره حکومت اسلامي‌دارد.
بازخوانی سه حصر مهم و تاریخی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی (حصر سیدکاظم شریعتمداری، حسینعلی منتظری و میرحسین موسوی و کروبی) ابعاد تازه‌ای از این موضوع را نمابان می‌کند. ریشه‌یابی این سه حصر تاریخی نشان می‌دهد پس از بحران‌آفرینی‌ها و خطرآفرینی‌های شریعتمداری، منتظری و سران فتنه 88، در ابتدا تلاش‌های فراوانی به منظور جلوگیری از انحراف آنها صورت گرفت اما با بی‌توجهی آنان، این تلاش‌ها ناکام ماند و در مرحله بعد با تداوم بحران‌آفرینی توسط شریعتمداری، منتظری و سران فتنه 88، راهکار حصر در اولویت قرار گرفت. علاوه بر این، حصر آنها دارای ثمرات مثبت فراوانی برای نظام و مردم بود و ضمن اینکه ثبات را به جامعه بازگرداند، نشانگر قدرت جمهوری اسلامی در اقدامات تنبیهی و تمهیدی برای حفظ امنیت داخلی، تضعیف جای پای دشمنان، افزایش انسجام مردم در برابر هنجارشکنان و ... نیز بود.
اعضای ستاد موسوی به بهانه جشن پیروزی، پیش از وزارت کشور درخواست تجمع در روز بعد از انتخابات کردند که البته خبرنگاران خارجی نیز جزء اصلی این تجمع بوده و اصلاح‌طلبان سعی داشتند در مقابل دوربین این خبرنگاران دست به اغتشاش زده و علیه نظام موضع بگیرند و این دقیقا همان نسخه‌ای است که از انقلاب‌های رنگی کپی‌برداری شده بود.
حجت‌الاسلام سیدمحمد سعیدی فرزند آیت‌الله سعیدی می‌گوید: بعد از اینکه خبر ورود سرمایه‌گذاران امریکایی به ایران در روزنامه‌ها منتشر شد، پدرم اعلامیه‌ای علیه این اقدام نوشت. اعلامیه بسیار حساس و تندی بود. قبل از نوشتن این اعلامیه، ایشان سفری به قم کرد و با برخی از آقایان تماس گرفت و تصمیم‌شان این بود که اعلامیه‌ای نوشته شود و چند تن از علما و روحانیون مشترکاً آن را امضا کنند. معلوم بود که کار بسیار حساس و سنگین است و بعضی از آقایان به همین جهت موافقت نکردند. آقای منتظری یک بار در مصاحبه‌ای که من هم آن راشنیدم گفت: آقای سعیدی از جمله کسانی بود که به قم آمد و پیشنهاد نوشتن یک اعلامیه علیه سرمایه‌گذاران امریکایی را داد. من به ایشان گفتم: اعلامیه‌هایی که شما نوشته‌اید، نزد 9 نفر دیگر هم از آقایان علما ببرید، اگر آنها امضا کردند، من دهمین نفر خواهم بود، اما او رفت و دیگر خبری از او نبود. بعداً فهمیدم که خودش به تنهایی اعلامیه را امضا و چاپ کرده و شخصاً هم آن را توزیع نموده است...
تجربه‌های ادوار مختلف تاریخی نشان می‌دهد ملتی که در برابر ظلم و استبداد مقاومت می‌کند، دارای توانمندی بالایی در برابر عوامل تهدیدزا و ناامنی‌ها بوده و در مراحل بعد، این مقاومت، به سرعت زمینه پیشرفت ملی را فراهم می‌کند. نمونه‌های مختلفی نیز در تاریخ وجود دارد که این موضوع را تائید می‌کند که از آن جمله می‌توان به پیشرفت ملت ایران بعد از مقاومت در برابر استبداد پهلوی و حملات رژیم بعث عراق، پیشرفت ملت هند پس از استقامت در برابر استعمار انگلستان و مقاومت علیه استعمار و تاثیر آن بر پیشرفت ملی مالزی اشاره کرد. اما یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاثیر مقاومت در پیشرفت ملی را می‌توان در میان ملت فلسطین دید. استقامت مردم فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی، عزت سیاسی و کرامت حقیقی را برای فلسطین به ارمغان آورده است. از دیدگاه لیندا برایر، یکی از بزرگترین دستاوردهای مقاومت مردم فلسطین، اعاده حقوق ملت فلسطین از مجامع جهانی بوده است.
صفاءالدین تبرائیان
با انتشار خبر بازداشت امام خمینی در نیمه شب 15 خرداد 1342، حوزه علیمه نجف بلافاصله به این موضوع واکنش نشان داد. بر این اساس، حضرت خوئی و حضرت حكيم در منزل سیدحکیم در کوفه با هم دیدار کردند تا برای رهايی حضرت خمينی چاره‌ای انديشيده شود. این دو مرجع عالی‌قدر هر کدام به صورت جداگانه نیز به صدور بیانیه در رابطه با وقایع ایران اقدام کردند. آیت‌الله خویی دو روز پس از سركوب خونين قيام 15 خرداد و كشتار مردم بی‌دفاع، اعلاميه‌ای تاريخی صادر كرد كه در نوع خود منحصر به فرد بود. در بخشی از آن آمده بود: «نظر به اين‌كه دولت فعلی ايران برای پيشرفت مقاصد شوم خود كه مخالف مقررات دين اسلام است از هرگونه تعدی و ظلم از زدن و كشتن و زندان بردن آقايان علماء اعلام و طلاب علوم دينيه و ساير طبقات مؤمنين مضايقه ندارد، بر هر فردی از افراد مسلمان در هر لباس و هر مقامی كه باشند واجب است كه از همكاری با اين دولت خائن خودداری نمايند.»
برشی از چند جلسه سخنرانی عرفانی امام در سال 58
امام خمینی در رابطه با دلیل ورود به بحث تفسیر سوره حمد در سال 58 فرمودند: تقاضا شده بود که من یکی- دو مرتبه راجع به تفسیر بعضی آیات شریفه قرآن مطالبی عرض کنم... در این اواخر هم یک اشخاصی پیدا شده‌اند که اصلًا اهل تفسیر نیستند، اینها خواسته‌اند مقاصدی [را] که خودشان دارند به قرآن و به سنت نسبت بدهند. حتی یک طایفه‌ای از چپی‌ها و کمونیست‌ها هم به قرآن تمسّک می‌کنند، برای همان مقصدی که دارند؛ اینها اصلًا به تفسیر کار ندارند، به قرآن هم کار ندارند، اینها مقصد خودشان را می‌خواهند به خورد جوان‌های ما بدهند، به اسم اینکه این اسلام است...‏
ابراهیم متقی
از سال 1945 به‌بعد ايالات متحده محور اصلی سياست قدرت در جهان غرب شد. نقش ايالات متحده در حمايت از كشورهاي اروپايي به‌موجب طرح مارشال در سال 1947، سازماندهی اتحاديه بروكسل در سال 1948 و تشكيل پيمان آتلانتيك شمالی در سال 1949 زمينه همبستگی سياسی و راهبردی جهان غرب را به وجود آورد. همبستگی‌های ايدئولوژيک از سال 1945 به‌ بعد منجر به ائتلاف‌های ژئوپليتيكی و راهبردی امريكا و اروپا در برخورد با ساير حوزه‌های جغرافيایی به‌ويژه در مواجهه با ايران شد. در دوران رژیم پهلوی، ائتلاف امریکا و اروپا علیه ملت ایران در اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم، کودتای 28 مرداد 1332 و همکاری با رژیم پهلوی علیه مردم ایران نمود پیدا کرد. این ائتلاف بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شدت بیشتری به خود گرفت؛ به طوری که امریکا و اروپا از جمله مهم‌ترین محرکان رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران بودند.
با نگاهی به مواضع نهضت آزادی در دوران دفاع مقدس، می‌توان پی برد که مواضع این گروه در دوران جنگ تحمیلی همواره با مواضع امریکا و غرب به عنوان پشتیبان رژیم بعث عراق همسو بوده است. در این رابطه می‌توان به مواضع مشترک نهضت آزادی و غرب در مسائلی چون تاثیر شعار صدور انقلاب در آغاز جنگ تحمیلی، بی حاصل دانستن مقاومت مردم ایران در جنگ و تلاش برای بزرگ‌نمایی قدرت دشمن بعثی و ضعیف نشان دادن نیروهای نظامی کشور اشاره کرد. علاوه بر این، نهضت آزادی بعد از فتح خرمشهر در مواضعی همسوء با غرب، معتقد به پذیرش آتش‌بس از سوی ایران بود. در همین رابطه مهدی بازرگان در نامه‌ای محرمانه به امام خمینی نوشت: «بديهي است آن زمان که صدام ديکتاتور عراق در 30 شهريور 1359 تجاوز آشکار به مرز و بوم و به جان و مال ما کرد، وظيفه انقلابي و قانوني همگي و بالاتر از آن حکم خدا اين بود که با تمام نيرو تا آخرين نفر و نفس بجنگيم اما مجوز ادامة جنگ براي ما روشن نيست.»